اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه بهار ساکنین کره ماه

دانلود و خرید اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه بهار ساکنین کره ماه

۳٫۸ از ۱۲ نظر
۳٫۸ از ۱۲ نظر

برای خرید و دانلود   اثر پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه بهار ساکنین کره ماه  نوشته  پل زیندل  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
بهم گفت کف دستم رو نگاه کنم. یه قسمتش عین ستاره‌ای‌یه که سال‌ها پیش از اونکه بشه فکرش رو کرد مُنفجر شده. این بخشِ من از زبانه‌های آتشی شکل گرفته که از آسمون سر برکشید تا اینکه خورشیدِ ما رو به وجود آورد. و این بخش از من ــ این بخش کوچک از وجود من ــ از خورشیده، همون وقتی که منفجر شد و به شکل توفان عظیمی به گردش دراومد تا سیاره‌ها به وجود اومدن.[ نور صحنه را روشن می‌کند. ]و این بخش کوچک از وجود من، آن‌ وقت‌ها نجوای زمین بود. وقتی که حیات به وجود آمد، شاید این بخش کوچک من در قالب سرخسی که فشرده شده و روی هم تلنبار شده و به شکل زغال‌سنگ دراومده، میلیون‌ها سال بعد به شکل یک الماس خودنمایی کنه. الماسی به‌زیباییِ همون ستاره‌ای که برای اولین‌بار ازش جدا شده.
مهدیه حاجی حسینی
همیشه غیر معمول بود؛ خنده بود، و غم. به روش خودش برایم از رویاهای پنهان و کابوس‌هایش می‌گفت. بسیاری از آن‌ها را حس کردم و دریافتم که سال‌ها قبل، آن‌ها در نمایشنامه کنار میز تحریرم نوشته شده‌اند. پل زیندل
سوفی
هیچ‌کی واسه چیزی که دوستش داره اون‌قدرها سرش شلوغ نیست.
سایه
: «تدریس، رابطه مستقیم بین من و کسانی است که دوست‌شان دارم. نکته جالب دیگر این است که تو ناگزیری یاد بگیری چگونه باشی تا شاگردانت به تو توجه کنند و حرف‌هایت را بشنوند. باید بدانی چقدر دانش‌آموزانت را محدود کنی یا به آن‌ها آزادی بدهی. باید گفت ناچاری گاه در یک روز پنج نمایشنامه همزمان اجرا کنی تا فقط بتوانی بچه‌ها را سر کلاس بنشانی»
سوفی
روت:[ با فریاد ]می‌گم اون برنده شد! کری؟ بئاتریس: روت، اگه دهنت رو نبندی، می‌فرستمت دیوونه‌خونه. روت: تو رو باید بفرستن دیوونه‌خونه، بتی دیوونه! [ مکث طولانی ] بئاتریس: خرگوشه توی اتاقته. دلم می‌خواد صبح اونو دفن کنی. روت: اگه کاری کرده باشی... من می‌کشمت! [ باشتاب از پلکان بالا می‌رود. ] تیلی: مادر، تو که نکشتی‌اش، هان؟ بئاتریس: مامانی فردا می‌ره. فردا اول صبح. [ صدای گریه از بالای پلکان ] تیلی: روت؟ حالت خوبه؟
ز.م
تیلی: به دکتر زنگ بزنم؟[ مکثی طولانی ]زنگ بزنم دکتر؟ بئاتریس: نه، خوب می‌شه. تیلی: فکر کنم بهتره دکتر خبر کنیم. بئاتریس: من ازت نپرسیدم چی فکر می‌کنی!... ما برای بازکردن مغازه به هر پنیِ پولمون احتیاج داریم.
ز.م
اگه تو فقط یه‌خورده توی این دنیا متفاوت باشی، اونا سعی می‌کنن نیست و نابودت کنن.
سوفی
آزمایش من ثابت می‌کنه بعضی از تأثیرات تشعشعیِ ناآشنا، می‌تونه اثر سازنده داشته باشه... و اینکه چه اندازه می‌تونه خطرناک باشه، اگه درست ازش استفاده نشه
ز.م
پرتوهای گاما بر روی گل‌های همیشه ‌بهار ساکنان کره ماه کنجکاوی منو متوجه خورشید و ستاره‌ها کرد. چونکه هستی خودش باید مثل دنیایی از اتم‌های عظیم باشه، و من دوست دارم بیشتر در موردش بدونم. ولی از همه مهم‌تر اینکه فکر می‌کنم آزمایش من احساس مهم‌تری رو در من به وجود آورد: هر اتم در من، در هر کس دیگه‌ای، از خورشید اومده ــ از جاهایی فراسوی رؤیاهای ما ــ اتم‌های دست‌هامون، اتم‌های قلب‌هامون... ]
ز.م
می‌دونی، امروز رو به یادآوری زندگی‌ام گذروندم و چی گیرم اومد، هیچی! همه زمینه‌های دیگه رو هم جمع زدم و حاصل‌جمعش شد صفر... صفرصفرصفرصفرصفر صفرصفرصفرصفرصفرصفرصفر صفرصفرصفر صفرصفرصفرصفرصفرصفرصفرصفر... می‌دونی با تمام دانش دستوری و این مزخرفات چه‌جوری باید تلفظش کنی؟ تلفظش کن صفر! صفر!
سپیده
صفحه قبل۱۲صفحه بعد