جملات زیبای کتاب بخش سرطان | طاقچه
تصویر جلد کتاب بخش سرطان

کتاب بخش سرطان

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۹ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mary gholami
۱۳
«آدم احمق عاشق تدریس است ولی آدم باهوش عاشق آموختن است.»
Mary gholami
۹
«گران‌بهاترین ثروت یک انسان زندگی اوست. چون زندگی فقط یک‌بار به انسان داده می‌شود.»
Mary gholami
۵
هوش و ذکاوت یعنی به چشم‌هایت اعتماد کن نه به گوش‌هایت
غلام رضا حافظی
۴
برای اولین بار در زندگی دوسال پیش مریض شده بود. ای داد و بیداد درست خودش بود؛ سرطان. حالا فقط خیلی راحت می‌گفت: «سرطان» ولی مدت‌های دراز به خود می‌گفت چیزی نیست وبه لعنت شیطان هم نمی‌ارزد. تا زمانی که می‌توانست تحملش کند پیش دکتر نرفت، ولی به محض اینکه خودش را به دکتر نشان داد مدتی بالا و پایینش کردند و سپس او را به درمانگاه سرطان فرستادند، ولی به بیماران آنجا همیشه گفته می‌شد که کسی سرطان ندارد و یفرم هم از آن تیپ‌هایی نبود که به دنبال پیدا کردن اسم بیماری خود باشد. او به هوش و استعداد ما‌درزادی خود اعتماد نداشت و تنها به آنچه که خود می‌خواست اعتقاد می‌بست. او سرطان ندارد و سرانجام همه‌چیز درست خواهد شد. و زبان یفرم بود که دچار آسیب‌دیدگی شده بود، زبان فرفره‌مانند و همواره آماده‌اش که خود او هرگز به‌درستی به آن توجه نکرده بود و در زندگی خدمتگزار آماده‌ به خدمتش بود. او طی پنجاه سال زندگی ورزش فراوانی به آن داده بود. با این زبان به دعوا
Mary gholami
۲
اولین بیست‌وپنج سال را مثل یک آدم زندگی خواهی کرد. بیست‌وپنج سال دوم را مثل اسب جان خواهی کند. در بیست و پنج سال سومی مثل سگ عوعو خواهی کرد. و در بیست‌و پنج سال آخر، مردم همان‌طور که به میمون می‌خندند به تو هم خواهند خندید..
غلام رضا حافظی
۱
لیوان آب‌جو که پس از مدت‌ها انتظار در یک صف طولانی به‌دست آورده باشد پیروزمندانه بالاگرفته بود و جلو می‌آمد. دهقان در مقابل پاول نیکلایویچ ایستاد، چنان‌که گویی می‌خواهد شیشه را به او بدهد و سؤالی بکند، اما همین که چشمش به کلاه خز گران‌قیمت او افتاد، مسیر خود را عوض کرد. سپس به اطراف خود نظری اندخت و خطاب به بیماری که چوب زیربغل داشت گفت: «این را به کی بدهم برادر؟» مرد بی‌پا با دست به‌طرف در آزمایشگاه اشاره کرد. پاول نیکلایویچ به‌سختی می‌توانست جلوی تهوع خود را بگیرد.