زِ یاقوتِ سُرخ است چرخِ کبود
نه از باد و آب و نه از گَرد و دود
به چندان فروغ و چندان چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
mah
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزدِ نبی و وصی گیر جای
اگر بیانِ این سخن، تو را بَد آمد، گناه از بیانِ من (فردوسی) است، اما این راه و آیینِ من است، من به نامِ حِیدَر زاده شدم و با نامِ حیدر از دنیا خواهم رفت و خاکِ درگاهِ او هستم.
گَرَت زین بَد آید گناه من است
چنین است آیین و راهِ من است
بَرین زادَم و هَم بَرین بُگذَرَم
چنان دان که خاکِ پِی حِیدَرَم
(حیدر نام (لقبِ) علی فرزندِ ابوطالب است، لقبِ دیگرِ او ابو تُراب (پدرِ خاک) است.)
کاربر ۲۹۲۴۸۸۲
کَز آباد کردن، جهان شاد کرد
جهانی به نیکی اَزو یاد کرد
لاابالی