پسر در ویدئو گفت: «سلام! درود و تهنیت از طرف دوستان شما در کمپ دورگهها و غیره! لئو هستم، من...» نگاهش را از صفحهی ویدئو برگرداند و فریاد زد: «عنوان من چیه؟ دریاسالار یا ناخدا یا چی هستم؟» دختری در جوابش فریاد زد: «پسر تعمیرکار!»
لئو غرولندکنان گفت: «واقعاً که خیلی بامزهای پایپر.» دوباره به پوست طومار نگاه کرد و گفت: «خب آره، من... ام... فرماندهی کل کشتی آرگو دو هستم. آره، از این عنوان خوشم میآد! بههرحال، ما حدود... چه میدونم... یک ساعت دیگه سوار بر این کشتی جنگافزاری عظیم به سمت شما حرکت میکنیم. خیلی ممنون میشیم اگر لطف کنید و ما رو مثلاً تو آسمون منفجر نکنید یا همچین چیزی. خب، پس باشه! خیلی خوب میشه اگر بتونید این رو به رومیها خبر بدید. زود میبینیمتون. با احترامات دورگهای و اینها. فعلاً خداحافظ!»