دو نکته مهم در اندیشه مونکرتین درباره ثروت وجود دارد: یکی اینکه این مفهوم صرفاً ناظر بر محدودیت طبیعی نیازهای معیشتی انسانها نیست و همه خواستههای انسانها را، اعم از ضروری یا غیر آن، در برمیگیرد و اتفاقاً خوب زیستن انسانها مستلزم فرا رفتن از نیازهای طبیعی است. نکته دوم این است که بخش عمده ثروت ایجاد شده که منشأ رفاه انسانها است ریشه در کار و صنعت آنها دارد. با توجه به اینکه خواستههای انسانها نامحدود است، بنابراین برای تولید ثروت نیز که تابعی از تلاش و ابتکار انسانها است، نمیتوان محدودیتی قائل شد. این تصور از ثروت و چگونگی تولید آن، مبنای اندیشه مدرن اقتصادی و مفاهیم بنیادی علم اقتصاد را تشکیل میدهد.