جملات زیبای کتاب اسب سیاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب اسب سیاه
off
٪۲۰

کتاب اسب سیاه

رسیدن به موفقیت و کامیابی از مسیری کاملا متفاوت از آنچه همه به ما می‌گویند

نوع کتاب
۳.۵(از ۱۵۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
تاد رز، اگی اگاس، پیام بهرام پور
انتشارات: 
نشر مون
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
niloufar en
۱۰۶
راه بهتر این است که خود را در کار خود چنان سودمند و کارآمد کنید که توجه مثبت افراد قدرتمندتر را برانگیزید و آن‌ها شما را برای کارهای بهتر پیشنهاد کنند و از این راه به شغل موردعلاقهٔ خود دست پیدا کنید.»
f.z
۵۰
چکیدهٔ شعار موفقیت نظام استاندارد همین پنج واژهٔ ساده است: مثل بقیه باشید، ولی بهتر.
میم. خ
۴۵
در کارهایی که برایتان بیشترین اهمیت را دارند، بهتر شوید.
کاربر ۲۳۱۹۱۰۰
۳۹
در طرز فکر اسب سیاه، زمان اصلاً مهم نیست.
f.z
۳۶
موفقیت شخصی یعنی زیستن در زندگی سرشار از کامیابی و سرآمدی.
f.z
۳۳
سرنوشت ربطی به بخت و اقبال ندارد. سرنوشت انتخابی است. چیزی نیست که منتظرش بمانی، باید به دستش بیاوری.
Amin
۳۲
شکست یگانه راه یافتن نقاط قوت مبهم شماست.
dr.mr.sharif
۲۸
نکتهٔ زندگی همهٔ اسب‌های تیرهٔ این کتاب همین است که آن‌ها از راه موفقیت به کامیابی نرسیده‌اند. بلکه برعکس، آن‌ها از راه کامیابی به موفقیت دست پیدا کرده‌اند.
f.z
۲۶
او هنوز نتوانسته بود جای خودش را در این دنیا پیدا کند
f.z
۲۵
«ما هم مثل شما فهمیده‌ایم که نمی‌توان به آدم‌هایی که تابع جمع نیستند اعتمادی داشت. باید هرچه زودتر این آدم‌ها را تابع جمع کنیم... اصلاً نباید بهشان مهلت داد. یک سازمان نمی‌تواند به آدم‌ها اعتماد داشته باشد. این آدم‌ها هستند که باید به سازمان اعتماد کنند.»
f.z
۸
این راست است که موفقیت لزوماً به کامیابی نمی‌انجامد، و نباید از دریافتنش شگفت‌زده شویم.
f.z
۸
رؤسای نهادهای بزرگ معمولاً چشم‌اندازهای بسیار سفت‌وسختی دارند و یادشان می‌رود که آدم‌ها چگونه‌اند، و می‌کوشند به‌جای سازگار کردن سیستم با آدم‌ها، برعکسش را پیاده کنند و آدم‌ها را با سیستم سازگار سازند.
Saba
۷
بسیاری از این اسب‌های سیاه خیلی بی‌پرده و آشکار از همین واژهٔ «کامیابی» استفاده می‌کردند. دیگرانی از «هدف» می‌گفتند و برخی از «شوق» به کارشان و «حس غرور» از دستاوردهایشان. شماری از «حقانیت زندگی» خودشان می‌گفتند و بعضی دیگر از اینکه «یک چیزی صدام می‌زد» و حتی یکی‌شان درگوشی به ما گفت که «الان دارم توی رؤیا زندگی می‌کنم». مهم نبود چطوری وصفش می‌کنند، چون همهٔ اسب‌های سیاهی که با آن‌ها گفت‌وگو کردیم به کارشان ایمان داشتند و عمیقاً در آن فرو رفته بودند و یک کلام اینکه زندگی‌شان معنادار و ارزنده بود.
f.z
۷
این امکان را ندارید که در همه‌چیز عالی باشید. ولی درعین‌حال چیزهایی که می‌توانید در آن‌ها عالی باشید تقریباً بی‌شمارند
f.z
۶
در طرز فکر اسب سیاه، زمان اصلاً مهم نیست.
مهسا دلشاد
۶
حس همدردی می‌تواند سرمایهٔ وجودی یک پرستار باشد ولی برای یک خلبان نظامی ضعفی بزرگ به شمار آید. قدبلند بودن برای بازیکنان بسکتبال نقطهٔ قوت است و برای معدنچیان نقطهٔ ضعف.
Saba
۵
درواقع ما این نکته را دریافتیم که تنوع و گونه‌گونی این شخصیت‌ها مثل همهٔ آدم‌های دنیاست و هرکدام شکلی و چهره‌ای دارند و به همان اندازه غیرقابل‌پیش‌بینی‌اند. برخی خشن بودند و حمله‌ور، برخی کمرو و محترم. برخی ستیزه‌جو بودند و برخی مهربان و آشتی‌خو. اصلاً اسب‌های سیاه را از روی شخصیتشان نمی‌شود تعریف کرد. از روی انگیزه‌ها، زمینهٔ اجتماعی، رویکرد، کارورزی و تحصیلاتشان هم قابل تعریف و دسته‌بندی نیستند. ولی یک چیز بود که همهٔ این آدم‌ها را به هم پیوند می‌داد و زیر یک چتر گرد می‌آورد. اسب‌های سیاه کامیاب‌اند.
کاربر ۲۶۵۰۱۰۹
۵
دشوارترین قسمت در راه رسیدن به موفقیت شخصی به خدمت گرفتن طرز فکری نو نیست؛ کار دشوار همان دور انداختن طرز فکر قدیمی است.
f.z
۵
جست‌وجوی هر فرد برای خوشبختی، نه حق بلکه وظیفه است. وظیفه‌ای که در مقام یک سازوکار مشخص برای افزایش کامیابی جمعی جامعه عمل خواهد کرد.
کاربر ۲۳۱۹۱۰۰
۵
اسب‌های سیاه مثل استادان بزرگ شطرنج به ما یاد می‌دهند که شما می‌توانید بدون دانستن مقصد و هدف به موفقیت برسید. فقط نکته این است که باید خودتان را بشناسید.
صابر
۵
اگر بر راهکار تصمیم‌گیری مبتنی بر موقعیت اتکا داشته باشید، یعنی اهداف کوتاه‌مدت را در نظر بگیرید و از سویی اگر آن‌قدر منعطف باشید که هروقت استراتژی یا فرصت بهتری عیان شد مسیر را تغییر بدهید، همیشه در حال صعود خواهید بود.
Saba
۴
سر پانزده‌سالگی مدرسه را رها کرد و توی یک اسطبل نظافتچی شد. این کم بود، تازه مادرش هم او را رها کرد و دیگر تنهای تنها شد. درمانده کوشید از دبیرستان مدرک معادل بگیرد و امتحانات را بگذراند که در این هم ناکام ماند. به بیست‌ویک‌سالگی که رسید خودش یک بچه داشت که او را هم باید دست‌خالی و تنها بزرگ می‌کرد. و توی یک فست‌فودی بزرگ مشغول کار شد و دست‌کم از بابت خوردوخوراک پسرکش خیالش راحت شد. در یک کلام، هیچ آینده‌ای نداشت. تا زمانی که نقطهٔ عطف زندگی‌اش فرا رسید.
f.z
۴
آزمون‌ها برخلاف ادعای طراحانشان اصلاً برای یاری شما در شناخت الگوی ویژهٔ استعداد خودتان طراحی نشده و برعکس، کارشان این است که مشخص کنند چقدر واکنش‌های شما به واکنش‌های یک فرد «حرفه‌ای متوسط» در هر زمینهٔ کاری شباهت دارد
مهسا دلشاد
۴
شکست عنصر اساسی و شاید معنابخش روند رسیدن به موفقیت است. شکست یگانه راه یافتن نقاط قوت مبهم شماست.
کاربر ۲۶۵۰۱۰۹
۳
موفقیت شخصی یعنی زیستن در زندگی سرشار از کامیابی و سرآمدی.
f.z
۲
این راست است که موفقیت لزوماً به کامیابی نمی‌انجامد، و نباید از دریافتنش شگفت‌زده شویم.
Amin
۲
سرنوشت ربطی به بخت و اقبال ندارد. سرنوشت انتخابی است. چیزی نیست که منتظرش بمانی، باید به دستش بیاوری. ‫ویلیام جنینگز برایان
کاربر ۲۳۱۹۱۰۰
۲
از این سال‌های زندگی همین یه چیز رو یاد گرفتم که وقتی دلت بخواد کاری رو که دوست داری انجام بدی، معمولاً خیلی هم توش موفق می‌شی.»
کاربر ۲۳۱۹۱۰۰
۲
اگر تمرکز خود را روی مهندسی ذوق، هدف و شکوفایی نگه دارید، آن‌گاه می‌توانید مطمئن باشید که سرانجام به یک قلهٔ شخصی خواهید رسید.
f.z
۱
هرگز به این فکر نکردند که چقدر در مسیر کارشان ثروت به دست می‌آورند یا چقدر در کارشان استاد خواهند شد. درعوض نگاهشان به این مسئله بود که جایی فرصتی وجود دارد که با ویژگی‌های فردی آن‌ها هم‌خوان است