۲. مادرانشان غالباً در مسائل فردی و خصوصیشان مداخله میکردند (حتی بهرغم اعتراض آنها). مرزهای میان آن دو کمرنگ بوده یا اصلاً حد و مرزی وجود نداشته است.
۳. مادرانشان غالباً با آنها دربارهٔ مسائلی، نظیر عصبانیت خود از دست شوهرشان، عدم رضایت جنسی در رابطه با همسر یا سایر مشکلات، که در حیطهٔ فهم یک پسربچه نیست، گفتوگو یا درددل میکردند.
۴. بسیاری اوقات، در مراسم، جشنها، دیدار با دوستان یا خرید و نظایر آن، مادرشان را همراهی کردهاند.
۵. بزرگترها غالباً این دسته از پسران را بهعنوان بچههای مؤدب، خوشرفتار یا عاقل و پخته تحسین میکردند.