جملات زیبای کتاب به یک قاتل شرافتمند جهت همکاری نیازمندیم! | طاقچه
تصویر جلد کتاب به یک قاتل شرافتمند جهت همکاری نیازمندیم!
off
٪۳۰

کتاب به یک قاتل شرافتمند جهت همکاری نیازمندیم!

نوع کتاب
۴.۱(از ۲۶ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
fatemeh abedini
۲۷
چرا دیگران تنها به کسی لگد می‌زنند که از قبل لگد خورده و روی زمین افتاده؟ اما حالا فهمیدم که آن‌ها فقط می‌خواهند لگد بزنند، کسی که لگد می‌خورد چندان مهم نیست. با هر لگد زدن آن‌ها خود را قوی‌تر احساس می‌کنند، ضعف‌ها و لگدهایی که خوردند را فراموش می‌کنند. برای همین هم آدم لگدخورده را هدف قرار می‌دهند چون می‌دانند نمی‌تواند بلند شود و انتقام بگیرد.
fatemeh abedini
۱۸
اگه بخوای کشته نشی باید همرنگ بقیه بشی. خلاف موج که حرکت کنی موج لهت می‌کنه. اما... شاید... شاید کسی باشه که له نشه. کسی که جهت موج رو عوض کنه.
fatemeh abedini
۱۰
وقتی همه قاضی باشند، کسی از جرمش فرار نمی‌کند.
fatemeh abedini
۷
بدا به حال بی‌گذشتگانی که آینده‌شان هم از امید تهی بود.
fatemeh abedini
۶
درختی که خشک شده رو نباید با تبر قطع کرد، باید سوزوندش که هوا رو گرم کنه. فرق عدالت و انتقام در همینه! عدالت درخت خشک رو با تبر می‌شکنه، انتقام درخت تَر رو با آتیش می‌سوزونه.
illuminati
۶
شروع کردم به تحقیق روی پروندهٔ قاتل‌های سریالی و می‌دونی نقطهٔ مشترک بین همه‌شون چی بود؟ تقریباً همهٔ اون قاتل‌ها ظاهراً آدم‌های عادی‌ای بودن. کار داشتن، خونه داشتن، حتی زن و بچه داشتن. چون این آدم‌ها باید توی اجتماع باشن. باید بین مردم بچرخن و طعمهٔ بعدی‌شون رو پیدا کنن. یه حرف رو از من داشته باش، هرچی قتل پیچیده‌تر شد، دنبال فرد عادی‌تری باش، چون این فرد تونسته بقیه رو قانع کنه که قاتل نیست.»
fatemeh abedini
۵
وقتی طوفان بیاد، بادهاش به همه می‌خوره. پولدار، فقیر، خوب، بد، زیبا، زشت، گناهکار، بی‌گناه. خاصیت طوفان همینه. چشم‌هاش بسته‌ست. منصفه. عادله. به همه می‌وزه. مقاومت جلوش اشتباهه. باید همراهش بشی.
fatemeh abedini
۴
تو معتادی به زندگی چون معتادی به لذت بردن چون معتادی به نیاز داشتن. اگه بی‌نیاز باشی به هیچ‌کدوم از این‌ها دیگه معتاد نیستی، می‌شی خدا!
illuminati
۴
وقتی همه قاضی باشند، کسی از جرمش فرار نمی‌کند.
illuminati
۱
بدا به حال بی‌گذشتگانی که آینده‌شان هم از امید تهی بود.
illuminati
۱
از قدیم برایم سؤال بود چرا دیگران تنها به کسی لگد می‌زنند که از قبل لگد خورده و روی زمین افتاده؟ اما حالا فهمیدم که آن‌ها فقط می‌خواهند لگد بزنند، کسی که لگد می‌خورد چندان مهم نیست. با هر لگد زدن آن‌ها خود را قوی‌تر احساس می‌کنند، ضعف‌ها و لگدهایی که خوردند را فراموش می‌کنند. برای همین هم آدم لگدخورده را هدف قرار می‌دهند چون می‌دانند نمی‌تواند بلند شود و انتقام بگیرد.
کاربر ۱۱۹۷۶۲۶۹
۱
هرچی قتل پیچیده‌تر شد، دنبال فرد عادی‌تری باش، چون این فرد تونسته بقیه رو قانع کنه که قاتل نیست.»
کاربر ۱۱۹۷۶۲۶۹
۱
اگر می‌خواهی داستان بدبختی‌ات را همه بخوانند، خودمانی و خنده‌دار بنویسش. آن‌ها فقط می‌خواهند یکی بدبخت‌تر از خودشان پیدا کنند تا بدبختی‌های خودشان یادشان برود؛ وگرنه هیچ‌کس برای شنیدن بدبختی‌های دیگران وقت مفت ندارد.
illuminati
۰
اما الآن می‌فهمم. دنیا به تو همه‌چیز را نشان می‌دهد. هدف، عشق، خوشبختی. حتی می‌گذارد گوشه‌ای از آن را هم بچشی، بعد همه‌چیز را از تو می‌گیرد. هر چه بیشتر دست‌وپا بزنی دورتر می‌شوی. آن‌قدر برای باز پس گرفتنشان می‌دوی، آن‌قدر می‌دوی و می‌دوی تا پاهای خسته‌ات خالی کنند و با صورت زمین بخوری. وقتی دیگر نایی برای بلند شدن نداری، همهٔ چیزهایی که می‌خواستی و دور بودند، یک‌دفعه جلو می‌آیند. دستت را دراز می‌کنی و در این خیالی که الآن می‌گیرمش؛ اما تا بلند می‌شوی دوباره از تو فاصله می‌گیرند.
illuminati
۰
تو معتادی به زندگی چون معتادی به لذت بردن چون معتادی به نیاز داشتن. اگه بی‌نیاز باشی به هیچ‌کدوم از این‌ها دیگه معتاد نیستی، می‌شی خدا! وقتی اون خبر رو به من دادن من خدا شدم چون دیگه به چیزی نیاز نداشتم. درسته شکستم، اما در عوض از زندگی دست شستم و اون لحظه خدا شدم. خیلی دردناکه که صبح از خواب بیدار بشی و هیچ انگیزه‌ای برای ادامه دادن نداشته باشی، اما در عوض مجبور به انجام هیچ کاری هم نیستی. آزادی. این نفرین خدا بودنه، زندگی بی‌معنا اما آزاد. انسان زندگی‌ش معنا داره اما در بند زنجیر نیازه.