جملات زیبای کتاب قذافی | طاقچه
تصویر جلد کتاب قذافی

بریده‌هایی از کتاب قذافی

۴٫۶
(۷)
هیچ خانواده‌ای در لیبی نبود که حداقل یک عضو آن طعمِ زندان یا شکنجهٔ رژیم را نچشیده باشد.
dana
هزارودویست‌وهشتادوشش زندانی در محوطهٔ این زندان با رگبار مسلسل‌های نیروهای امنیتی رژیم درو شدند و در گورهای دسته‌جمعی دفن. این یکی از بدترین جنایت‌های دوران قذافی بود.
dana
آسیبی که دیکتاتور به کشور و مردم می‌زند دیرپا و عمیق است و چه بسا سال‌ها و دهه‌ها باید بگذرد تا اثرات سوء آن برطرف شود.
کیمیا
سخن گفتن از دموکراسی در این کشور به اندازهٔ یک میلیون مایل از واقعیت‌های روی زمین فاصله داشت
dana
زیاد طول نکشید که شعارهای معترضین تغییر کرد و آن‌ها شروع کردند به شعار دادن علیه رژیم لیبی. آن‌ها به قدری خشمگین بودند که چند ساختمان دولتی، از جمله مقرهای کمیته‌های منفور انقلابی را به آتش کشیدند. مأموران امنیتی که حسابی وحشت کرده بودند از راه رسیدند و جمعیت معترضین را به رگبار بستند
dana
در واقع، قذافی خودش را همان‌قدر یک متفکر سیاسی می‌دانست که یک رهبر مذهبی
عرفان شاه کرم
موقعی که زمان مردن فرا رسید، مردنش بی‌رحمانه و خفتبار بود. او رفت بی‌آن‌که چیزی پشت سرش به جا بگذارد؛ همهٔ آنچه او برای آن تلاش کرده بود به مشتی خاک و غبار تقلیل یافت و جماهیری محبوبش به سطل زبالهٔ بی‌رحم تاریخ پرتاب شد
dana
بعضی وقت‌ها این‌طور به نظر می‌رسید که انگار «رهبر» در تلاش است تا فلسطینی‌تر از فلسطینی‌ها باشد.
عرفان شاه کرم
در واقع او به قدری درگیرِ خودش و آرمان‌های انقلابی‌اش شده بود که نمی‌توانست نگران چنین چیزهای پیش‌پاافتاده‌ای بشود. قذافی همین‌طور یکبند پول خرج می‌کرد و هیچ توجهی به این موضوع نشان نمی‌داد که قیمت نفت خام در بازار جهانی در نوسان است.
عرفان شاه کرم
مطلقاً هیچ برنامهٔ اقتصادی‌ای وجود نداشت. البته رژیم برای خودش برنامه‌های اقتصادی پنج‌ساله داشت که قرار بود مثلاً مشخص‌کنندهٔ طرح کلی اقتصاد کشور باشند، اما حتی همین برنامه‌ها هم در مرحلهٔ اجرا به دلیل بی‌تجربگی فاحش مجریان دچار اختلال و توقف می‌شد. آشفتگی‌های اداری و بوروکراتیک نیز مزید بر علت بود و آنچه کار را بدتر می‌کرد اظهارات عظمت‌طلبانه و مطنطن قذافی دربارهٔ شکلی بود که اقتصاد باید به خودش می‌گرفت.
عرفان شاه کرم
طنز تلخ روزگار این‌که: آن آدمی که همیشه شورشیان را «مُشتی موش کثیف» نامیده بود، حالا مجبور شده بود آخرین لحظات عمرش را همچون یک موش در آن لولهٔ فاضلابِ کثیف سر کند.
dana
دادگاه‌های انقلاب فرصت سر خاراندن نداشتند و دلیلش هم روشن بود: هر کسی که عضو «کمیته‌های انقلابی» بود باید سالیانه حداقل پنج عنصرِ ضد انقلابی را کشف می‌کرد و آن‌ها را برای محاکمه تحویل «دادگاه‌های انقلاب» می‌داد.
MR seyfi
اما این بی‌برنامگی و بی‌نظارتی فواید خاصِ خودش را داشت: این نوع اقتصادِ بی‌دروپیکر و بی‌حساب و کتاب به قذافی امکان می‌داد که هر زمان که مناسب می‌دید دست به بذل و بخشش بزند و وفاداری آدم‌ها را به خودش بخرد. رژیم خیلی زود به توزیع پول و امتیازاتِ خاص در بین کسانی که به حمایت و همپیمانی‌شان نیاز داشت عادت کرد.
عرفان شاه کرم
آن خیال‌پردازِ برآمده از صحاری خشک لیبی نمی‌خواست در برابر هیچ‌کسی، مخصوصاً رهبر دنیای غرب، سجده کند. و حقیقتاً هم، هر چقدر قضیه حساس‌تر می‌شد چنین به نظر می‌رسید که سرهنگ با توجه به آن روحیهٔ انقلابی‌اش بیش‌تر از عهدهٔ این چالش برآمده است و از رفتار تحریک‌کننده‌اش لذت بیش‌تری می‌برد.
dana
قدیمی‌ترین دیکتاتور آفریقا، با چهل‌ودو سال سابقهٔ حکمرانی و با دویست میلیارد دلار ثروت، حالا مجبور بود غذای به‌دست‌آمده از سطل‌های زباله را بخورد و آبِ بارانِ جمع‌آوری‌شده در قابلمه‌ها را بنوشد.
dana

حجم

۵۰۵٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۰۴ صفحه

حجم

۵۰۵٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۰۴ صفحه

قیمت:
۲۰۲,۰۰۰
تومان