
کتاب پیش از آنکه قهوه ات سرد شود (جلد دوم)
داستانهایی از کافه
انتشارات:
نشر مون٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۹
آدمها معمولاً با کسانی درددل میکنند که به آنها اعتماد دارند اما گاهی به شنوندهای کاملاً غریبه احتیاج دارند
🪷.Mohadd3.⛈️
۶
جهان عوض نشده، اما من عوض شدهام...
صابر
۴
یک مادر حتی بعد از مرگش هم مادر است و هیچچیز نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد.
مجهول
۴
«ازش پرسیدم: "چرا با اینکه میدونستی نمیتونی چیزی رو عوض کنی، به دیدن خواهرت رفتی؟" اون به این سؤال گستاخانه و کنجکاوانهٔ من خندید و گفت: "اگه بهخاطر مرگ خواهرم زندگی غمانگیزی میداشتم، مثل این بود که مرگ اون زندگیم رو خراب کرده. بنابراین، فکر کردم نباید بذارم چنین اتفاقی بیفته. با خودم عهد کردم که خوشبخت و شاد باشم، چون شادی من، میراث زندگی خواهرم خواهد بود."
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۳
وقتی آدمها در نگرانیهای شخصی خود غوطهور میشوند، دیگر قادر نیستند احساسات آدمهایی را درک کنند که برایشان مهماند.
Tiyara_banani
۳
آدمهایی که بدون هیچ چشمداشتی به مردم گرفتار کمک میکنند، بهراستی کمیاباند.
Butterfly
۳
داستایوسکی زمانی نوشته بود: «مشکلترین چیز در زندگی، زیستن و دروغ نگفتن است.»
آدمها بهدلایل مختلفی دروغ میگویند. گاهی دروغ میگویی تا خودت را آدم جذابتر یا مطلوبتری نشان بدهی؛ گاهی هم دروغ میگویی تا مردم را فریب بدهی. دروغ میتواند آسیبزننده باشد، اما گاهی نیز کمک میکند آدم از مهلکهای جان به در ببرد. درهرحال، صرفنظر از دلیل آن، همیشه به پشیمانی ختم خواهد شد.
صابر
۲
درحقیقت؛ ما هرگز نمیتوانیم دریابیم که در قلب دیگران چه میگذرد. وقتی آدمها در نگرانیهای شخصی خود غوطهور میشوند، دیگر قادر نیستند احساسات آدمهایی را درک کنند که برایشان مهماند.
Tiyara_banani
۲
آدمها وقتی برای خوشحال کردن فرد بهخصوصی هدیه میخرند، واکنش او را هنگام دریافت آن پیشکش تصور میکنند. و همینطور که مشغول این کارند، گذر زمان را از یاد میبرند.
Butterfly
۲
داستایوسکی زمانی نوشته بود: «مشکلترین چیز در زندگی، زیستن و دروغ نگفتن است.»
آدمها بهدلایل مختلفی دروغ میگویند. گاهی دروغ میگویی تا خودت را آدم جذابتر یا مطلوبتری نشان بدهی؛ گاهی هم دروغ میگویی تا مردم را فریب بدهی. دروغ میتواند آسیبزننده باشد، اما گاهی نیز کمک میکند آدم از مهلکهای جان به در ببرد. درهرحال، صرفنظر از دلیل آن، همیشه به پشیمانی ختم خواهد شد.
sedy
۱
درحقیقت؛ ما هرگز نمیتوانیم دریابیم که در قلب دیگران چه میگذرد. وقتی آدمها در نگرانیهای شخصی خود غوطهور میشوند، دیگر قادر نیستند احساسات آدمهایی را درک کنند که برایشان مهماند.
azin
۱
«مشکلترین چیز در زندگی، زیستن و دروغ نگفتن است.»
Ana
۱
وقتی آدمها در نگرانیهای شخصی خود غوطهور میشوند، دیگر قادر نیستند احساسات آدمهایی را درک کنند که برایشان مهماند.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
داستایوسکی زمانی نوشته بود: «مشکلترین چیز در زندگی، زیستن و دروغ نگفتن است.»
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۱
داستایوسکی زمانی نوشته بود: «مشکلترین چیز در زندگی، زیستن و دروغ نگفتن است.»
Tiyara_banani
۱
آدمهایی که بدون هیچ چشمداشتی به مردم گرفتار کمک میکنند، بهراستی کمیاباند.
Tiyara_banani
۱
درحقیقت؛ ما هرگز نمیتوانیم دریابیم که در قلب دیگران چه میگذرد. وقتی آدمها در نگرانیهای شخصی خود غوطهور میشوند، دیگر قادر نیستند احساسات آدمهایی را درک کنند که برایشان مهماند.
Tiyara_banani
۱
درحقیقت؛ ما هرگز نمیتوانیم دریابیم که در قلب دیگران چه میگذرد. وقتی آدمها در نگرانیهای شخصی خود غوطهور میشوند، دیگر قادر نیستند احساسات آدمهایی را درک کنند که برایشان مهماند.
•نسرینطلا•
۰
در سختترین شرایط هم تنها گزینهاش پیش رفتن و تسلیم نشدن بود.
•نسرینطلا•
۰
زندگی خواهم کرد... هر اتفاقی هم که بیفتد مهم نیست.
صابر
۰
«برای بهترین شدن، باید کنار بهترینها باشی.»
maleki
۰
داستایوسکی زمانی نوشته بود: «مشکلترین چیز در زندگی، زیستن و دروغ نگفتن است.»
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
برای بهترین شدن، باید کنار بهترینها باشی.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
کافه انگار نورانی شده بود.
احساسی مرموز یوکیو را در بر گرفته بود. نور کافه تغییری نکرده بود، تنها از نگاه او همهچیز درخشانتر به نظر میرسید. زندگی یأسآلودش، رنگوبوی امیدی تازه به خود گرفته بود. چگونگیاش را درک نمیکرد اما دیدگاهش به زندگی کاملاً دگرگون شده بود.
جهان عوض نشده، اما من عوض شدهام...
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
اگه بهخاطر مرگ خواهرم زندگی غمانگیزی میداشتم، مثل این بود که مرگ اون زندگیم رو خراب کرده. بنابراین، فکر کردم نباید بذارم چنین اتفاقی بیفته. با خودم عهد کردم که خوشبخت و شاد باشم، چون شادی من، میراث زندگی خواهرم خواهد بود.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
فصلها در چرخهای مداوم جریان دارند.
زندگی نیز زمستانهای سختی را پشت سر میگذارد.
اما از پسِ هر زمستان، بهاری است.
اینک بهاری دیگر رسیده.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۰
یوکیو چنین میپنداشت که اگر خود را از قید حیات خلاص کند، همهچیز تمام خواهد شد و مرگش هیچ تأثیری بر مادر مردهاش نخواهد گذاشت؛ اما او اشتباه میکرد. یک مادر حتی بعد از مرگش هم مادر است و هیچچیز نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۰
دیگران در سن او شغل مناسبی داشتند و مانند بزرگسالان زندگی میکردند، عاشق میشدند و ماشینهای جدید میخریدند. اما یوکیو در مقابل کورهای پر از دود و غبار سیاه میایستاد و خاک رس را با رؤیای روزی درمیآمیخت که کوزهگری معروف شود و صاحب کارگاه خودش باشد.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۰
آدمها بهدلایل مختلفی دروغ میگویند. گاهی دروغ میگویی تا خودت را آدم جذابتر یا مطلوبتری نشان بدهی؛ گاهی هم دروغ میگویی تا مردم را فریب بدهی. دروغ میتواند آسیبزننده باشد، اما گاهی نیز کمک میکند آدم از مهلکهای جان به در ببرد. درهرحال، صرفنظر از دلیل آن، همیشه به پشیمانی ختم خواهد شد.
کلوچه ₍ᐢ. .ᐢ₎
۰
اون بچه هفتاد روز از زندگی خودش رو صرف شاد کردن تو کرده. فقط در این صورت، زندگیش میتونسته معنایی داشته باشه و تو تنها کسی هستی که قادری به زندگی کوتاه اون بچه معنا ببخشی! پس مجبوری خوشبخت باشی. اون بچه بیشتر از هرکسِ دیگهای این شادی رو برای تو میخواد.