جملات زیبای کتاب قلعه حیوانات | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلعه حیوانات

کتاب قلعه حیوانات

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
جورج اورول، شهرزاد لولاچی
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
khazar
۲
هوا بوی خون می‌داد.
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
۲
روزگاری شده بود که کسی جرئت نداشت اظهارنظر کند و سگ‌های درنده و وحشی همه جا حاضر بودند و می‌غریدند.
moti
۱
«رفیق، این روبانی که این‌قدر به آن دل بسته‌ای علامت بردگی است. به نظرت آزادی بیش از روبان ارزش ندارد؟»
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
۱
مالی پرسید: «می‌توانم دوباره به یالم روبان ببندم؟» اسنوبال هم در پاسخ گفت: «رفیق، این روبانی که این‌قدر به آن دل بسته‌ای علامت بردگی است. به نظرت آزادی بیش از روبان ارزش ندارد؟»
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
۱
«اگر دردسر شما حیوانات زیردستتان است، مسئلهٔ ما هم مردم طبقهٔ فرودست است!»
کاربر ۴۳۵۱۱۹۷
۱
حیوانات بیرون از ساختمان از خوک به انسان، از انسان به خوک و دوباره از خوک به انسان چشم دوختند ولی دیگر نمی‌توانستند تشخیص دهند که کدام به کدام است!
کاربر ۴۹۱۲۸۹۵
۱
رفیق ناپلئون از همه بیشتر به برابری حیوانات اعتقاد دارد، ایشان خودشان خیلی هم خوشحال می‌شدند که آینده‌تان را به دست خودتان بسپارند، اما ممکن بود تصمیم نادرستی بگیرید و آن وقت تکلیف چه می‌شد؟
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
۰
پاسخ همهٔ مسائل ما یک چیز است و آن هم در یک کلمه خلاصه می‌شود ـ انسان. انسان تنها دشمن واقعی ماست. انسان را از بین ببرید تا گرسنگی و بیگاری تا ابد ریشه‌کن شود.
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
۰
انسان تنها موجودی است که مصرف می‌کند ولی هیچ چیز تولید نمی‌کند.
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
۰
دیگر واضح بود که چیزی در قیافهٔ خوک‌ها تغییر کرده. حیوانات بیرون از ساختمان از خوک به انسان، از انسان به خوک و دوباره از خوک به انسان چشم دوختند ولی دیگر نمی‌توانستند تشخیص دهند که کدام به کدام است!