ــ پس همان چیزی را که قبلاً داشتیم گرفتیم.
ــ بله، فتح یعنی همین!
؛
هوا بوی خون میداد.
khazar
روزگاری شده بود که کسی جرئت نداشت اظهارنظر کند و سگهای درنده و وحشی همه جا حاضر بودند و میغریدند.
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
«اگر دردسر شما حیوانات زیردستتان است، مسئلهٔ ما هم مردم طبقهٔ فرودست است!»
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
«رفیق، این روبانی که اینقدر به آن دل بستهای علامت بردگی است. به نظرت آزادی بیش از روبان ارزش ندارد؟»
moti
پاسخ همهٔ مسائل ما یک چیز است و آن هم در یک کلمه خلاصه میشود ـ انسان. انسان تنها دشمن واقعی ماست. انسان را از بین ببرید تا گرسنگی و بیگاری تا ابد ریشهکن شود.
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
انسان تنها موجودی است که مصرف میکند ولی هیچ چیز تولید نمیکند.
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
مالی پرسید: «میتوانم دوباره به یالم روبان ببندم؟»
اسنوبال هم در پاسخ گفت: «رفیق، این روبانی که اینقدر به آن دل بستهای علامت بردگی است. به نظرت آزادی بیش از روبان ارزش ندارد؟»
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇
دیگر واضح بود که چیزی در قیافهٔ خوکها تغییر کرده. حیوانات بیرون از ساختمان از خوک به انسان، از انسان به خوک و دوباره از خوک به انسان چشم دوختند ولی دیگر نمیتوانستند تشخیص دهند که کدام به کدام است!
𝒦ℴ𝓈𝒶𝓇