
Harmony
۱۴
اجازه دهید نگاهی به عمدهترین نقشههایی که ما را از پایاندادنهای ضروری باز میدارند، بیندازیم: آستانه تحمل درد فوقالعاده زیادی که ناسالم است، بهدوشکشیدن مسئولیت دیگران، اعتقاد به اینکه پایاندادن یعنی شکست، درک نادرست از وفاداری و وابستگی متقابل
asemaneyejan
۹
آنها دنیایی میخواهند که در آن محدودیتی نباشد. میخواهند باور کنند که وقت و انرژی کافی برای برقراری هر ارتباط و انجام هر کاری را دارند. آنها نمیخواهند این حقیقت را بپذیرند که گاه وقت و انرژی آنها برای پرداختن به بعضی شرایط، محدود است و مجبورند تصمیمهای دشواری بگیرند. آنها در آرزوی زندگی بیحدومرزی هستند که در آن از محدودیت زمان و منابع دیگر اثری نباشد
Dexter
۸
پایاندادن: کار مثبت شروع نمیشود، مگر آنکه بهکار منفی پایان دهیم
yasiz
۶
وقتی در جادهای میرانید که احساس میکنید اشتباه است، سرانجام با دیدن بنبست مجبور خواهید شد که دور بزنید. مواجهه با واقعیت عریانی که به ما نشان میدهد تلاشمان راه به جایی نمیبرد، ابتدا تکاندهنده و دلسردکننده است، اما بالأخره ما را مجبور میکند چیزی را تغییر دهیم.
asemaneyejan
۵
در واقع پایانها نهتنها بخشی از زندگی، بلکه لازمه زندگی و بالندگی شخصی و حرفهای هستند. گاه لازم است برای زنده ماندن چیزی را از بین ببریم که زمانی روی آن سرمایهگذاری کردهایم؛ چیزی را ریشهکن کنیم که قبلاً ساختهایم. واپسزدن، ازپا نشستن، دورریختن و بیزاریجستن از آنچه زمانی برایمان عزیز بوده، همه و همه لازمه زندگی است
asemaneyejan
۵
اگر واقعا این را بپذیرید که بعضی افراد با وجود تمام تلاشهای شما، تغییر نخواهند کرد و همچنین افرادی هستند که از اخلال در کار دیگران سود میبرند، کار و زندگی شما شکل دیگری خواهد گرفت. با قبول این حقیقت پایاندادن به برخی امور برایتان بسیار آسانتر خواهد شد
Harmony
۵
وقتی رابطهای پایان پیدا میکند، گاه بهجای آنکه اجازه دهیم سوگواری انجام شود تا ما با غم و اندوه خود روبهرو شویم، بهتندی وارد یک رابطه جبرانیِ دیگر میشویم. بر شما پوشیده نیست که چنین رابطهای بهکجا میانجامد؛ بیشتر وقتها سرانجام خوبی ندارد.
Harmony
۴
بعضی افراد از قانون «اصلاح، اصلاح یا اصلاح» پیروی میکنند ولی هرگز موفق نمیشوند چون اساسا آن شاخه یا جوانه اصلاحپذیر نیست؛ والسلام.
Harmony
۴
اگر بخواهیم با همه، روابط عمیق برقرار کنیم، در نهایت از سطح فراتر نمیرویم.
فائزه
۴
اگر مردم یاد بگیرند به خود بگویند: «فرصت کوتاه است، بهتر است بعضی از موضوعات را نادیده بگیریم و جایی متمرکز شویم که میتوانیم کاری انجام دهیم.» یا «بهتر است از وقتمان درست استفاده کنیم.» از منابع وقت و نیرو بهتر استفاده خواهند کرد.
کاربر ۷۰۷۱۴۳۲
۴
گاه لازم است برای زنده ماندن چیزی را از بین ببریم که زمانی روی آن سرمایهگذاری کردهایم؛ چیزی را ریشهکن کنیم که قبلاً ساختهایم. واپسزدن، ازپا نشستن، دورریختن و بیزاریجستن از آنچه زمانی برایمان عزیز بوده، همه و همه لازمه زندگی است.
Somaye Shiri
۲
باید دانست که هرگاه درد و رنج به جایی ختم نمیشود، چند چیز در حال رخداد است.
نخست اینکه ممکن است شما بهنحوی با رنج و بدبختی خو کرده باشید؛
yasiz
۲
اگر ۷۹ بار با کسی صحبت کردهاید و نتیجهای نگرفتهاید، آیا انتظار دارید برای هشتادمین بار معجزه بشود؟ اصطلاح غیرفنی این کار یعنی غرزدن و این کاری است که هرگز نباید انجام شود. هرگاه خود را مجبور به انجام چنین کاری دیدید، بدانید یک جای کار اشکال دارد.
کاربر ۴۹۳۲۲۹۷
۲
درباره پرسشهای زیر تأمل کنید و ببینید که آیا در فعالیتهای مختلف کار و زندگی وجود چرخهها و فصول را رعایت میکنید:
آیا پایاندادن را بخشی طبیعی از زندگی میدانم؟
آیا مانند پزشکی که کارش تشخیصگذاری است، مرتب از خود میپرسم که در چه فصلی بهسر میبرم؟
آیا در مقابل پایاندادن که برای تغییر فصل ضروری است، مقاومت میکنم؟
اگر واقعا به فصول و چرخهها اعتقاد داشتم، آیا مقاومت میکردم؟
آیا به ارتباط، فعالیت یا موضوعی چسبیدهام که فصل آن گذشته باشد؟
برای ورود به فصل جدید باید چه کارهایی انجام دهم؟
آیا زمانی که نیاز به رسیدگی و مراقبت است، من هنوز در حال بذرافشانی هستم؟
کاربر ۴۹۳۲۲۹۷
۲
آیا زمستان فرا رسیده و من تعمیر ابزارها و برنامهریزی برای آینده را نادیده میگیرم؟
به بیان کتاب مقدس، آیا سعی میکنید به چیزی حیات ببخشید که عمرش به پایان رسیده است؟ سعی میکنید چیزی را شفا دهید که باید از بین برود؟ به چیزی میخندید که باید برایش سوگواری کنید؟ چیزی (یا کسی) را در آغوش گرفتهاید که باید پس میزدید؟ از عشق نسبت به چیزی (یا کسی) حرف میزنید که باید از آن متنفر باشید؟
۲. بپذیرید که بر درخت زندگی شاخوبرگ حیات بیشازاندازه میروید
یکی از دلایلی که هرسکردن و اصلاحات را ضروری میسازد این است که شاخوبرگ بسیار زیادی بر آن میروید، آنقدر که تمام آنها نمیتوانند بهنهایت رشد خود برسند. گیاه زنده در هر چرخه از زندگی بیش از آنچه بتواند تحمل کند، شاخوبرگ میدهد.
Mahta
۲
اگر مردم یاد بگیرند به خود بگویند: «فرصت کوتاه است، بهتر است بعضی از موضوعات را نادیده بگیریم و جایی متمرکز شویم که میتوانیم کاری انجام دهیم.» یا «بهتر است از وقتمان درست استفاده کنیم.» از منابع وقت و نیرو بهتر استفاده خواهند کرد.
pino
۲
از موضع قدرت استفاده کنید و مثل یک مدیر تصمیم بگیرید
pino
۲
همین که میگویی به جنبههای خوبش فکر میکنی، یک نوع خودفریبی است که اجازه نمیدهد از او جدا شوی. هربار که به جداشدن فکر میکنی، دلت برای کسی تنگ میشود که وجود ندارد؛ مردی که فقط همان جنبههای خوب را دارد. اگر واقعا همین بود که تو توصیف میکنی نباید الآن اینقدر ناراضی باشی.
pino
۲
او در کنار ویژگیهای مورد علاقه تو، ویژگیهای دیگری هم دارد که کل شخصیت او را تشکیل میدهد و تو باید درباره این کل تصمیم بگیری. تو فقط روی جنبههای مثبت تمرکز میکنی و در واقع وقتی به جدایی فکر میکنی، حافظه انتخابیات فعال میشود. بنابراین دلت برای کسی تنگ میشود که وجود ندارد و با خودت میگویی، نمیتوانم از او جدا شوم. او فوقالعاده است، اما این فوقالعادهبودن فقط بخشی از یک تصویر کلی است، نه تمام آن.
sogand gholizadeh
۲
برای هر چیز فصلی است؛ فصلی برای آغاز و فصلی برای پایان و این قانون زندگی است
Sani
۱
خوب باختن یعنی پایاندادن به چیزی که فایده ندارد و پرداختن به کاری بهتر.
Sani
۱
تسلیمنشدن یک شکل منفی و مسموم نیز دارد. این شکل زمانی اتفاق میافتد که تسلیمشدن و رهاکردن بهعنوان کنار گذاشتن یک هدف یا تلاش معنی میشود. بهعبارت دیگر اگر شما کار یا رابطهای را کنار بگذارید بهجای آنکه فکر کنید کار عاقلانهای کردهاید تصور میکنید بازندهاید و تسلیم شدهاید که این بسیار وحشتناک است.
Mahdi
۱
«ببین، درد (کشیدن) و آسیب (دیدن) خیلی با هم فرق دارند. همه ما وقتی با حقیقتی تلخ روبهرو میشویم، تا حدی درد و ناراحتی را حس میکنیم، اما سرکردن با آن سبب رشدمان میشود. تحمل این درد منشأ رشد بزرگی است و آسیبزا نیست. آسیب زمانی است که تو یک فرد را تخریب میکنی و به او صدمه میزنی. روبهروشدن با واقعیت معمولاً تجربهای نیست که به ما صدمهای وارد کند، هر چند ممکن است ما را برنجاند و ناراحت کند.»
Mahdi
۱
بهجز اینکه من دوست دارم این شیوه جواب دهد، چه دلیل دیگری دارم که مرا متقاعد کند فردا متفاوت از امروز خواهد بود؟
Mahdi
۱
پایاندادن هم مانند کشیدن دندان اغلب اوقات بهتر است تند و سریع انجام شود. سعی کنید صادق و شفاف باشید و با توضیحات اضافه، عذر و بهانه و صحبتهای پدرانهای که صداقت شما را خدشهدار میکند، بیجهت موضوع را کش ندهید.
yasiz
۱
این یک سازوکار دفاعی است که انسانها هنگام جدایی از فرد یا موضوع مورد علاقهشان از آن استفاده میکنند. آنها شخص یا موضوع مورد علاقهای را که ازدست دادهاند یا بهزودی ازدست خواهند داد، بینهایت بالا میبرند و آن را بهصورت کل نگاه نمیکنند. تنها نقاط مثبت را میبینند و از نقاط منفی که جنبههای مثبت را هم غیرقابل استفاده میکند، غافل میمانند. بنابراین هرگز نمیتوانند رها شوند، چون فکر میکنند چیز بینظیری را ازدست خواهند داد. پس در واقع عبارت «او بینظیر است» باید به این صورت تکمیل شود. «او بینظیر است، اما بیتعهد و فریبکار هم هست و من نمیتوانم با کل شخصیت او بسازم.»
Mahta
۱
اساسا ماهیت آدمها طوری است که عدهای از آنها در عین خوببودن، برای کار یا روابط شما مناسب نیستند؛ عدهای بیمارند، افرادی در انکار بهسر میبرند و تغییر هم نخواهند کرد و بالأخره عدهای هم هستند که هیچچیزی به شما نخواهند افزود. بنابراین این را در نظر داشته باشید که اگر در زندگی یا سازمان شما هرگز کسی کنار گذاشته نمیشود، بدین معناست که شما در انکار واقعیت بهسر میبرید،
ـقشر ـمقدسـ
۱
در هر مقطعی از زندگی، شما آمیزهای از وقایعی هستید که تا آن لحظه رخ دادهاند. بنابراین اگر آخرین تجربه شما بهخوبی هضم شده باشد، برای مرحله بعد آماده خواهید بود؛ زیرا از تجربه خود درس گرفتهاید، تغییرات لازم را ایجاد کردهاید و داناتر و آمادهتر شدهاید. روبهروشدن با غم و اندوه، لمسکردن آن و نیرو گرفتن از آن بخش مهمی از یک پایاندادن خوب و ضروری است.
pino
۱
مواجهه با واقعیت عریانی که به ما نشان میدهد تلاشمان راه به جایی نمیبرد، ابتدا تکاندهنده و دلسردکننده است، اما بالأخره ما را مجبور میکند چیزی را تغییر دهیم.
pino
۱
اساسا متوقفکردن کاری که از بیثمربودن آن مطمئن هستیم، شجاعت چندانی نمیخواهد. وقتی نزدیک شدن قطار را ببینید دیگر به مفیدبودن کاری که در دست دارید فکر نمیکنید و فورا از روی ریل بیرون میپرید. برای آنکه مطمئن شوید با شیوه فعلی راه به جایی نمیبرید، کافی است هر بار با اندازه کمی از واقعیت روشن و شفاف روبهرو شوید؛ البته این رویارویی آشفتگی خاص خودش را دارد، ولی ما را بهسوی عمل هدایت میکند و از اینرو گاه مهمترین قدمی است که باید برداشته شود؛ زیرا ما را به حرکت وامیدارد.