
بریدههایی از کتاب آرزوی تو دستور توست
۳٫۸
(۱۰)
هنگامی که از نظر روحی در شرایط بدی هستید برای تغییر این وضعیت، شانههای خود را عقب دهید، گامهایتان را مرتب و میزان کنید، سوت بزنید، آواز بخوانید و برقصید. به طور کلی حرکت دادن بدن فوراً احساسات شما را تغییر میدهد و پیرو آن، افکار و تمرکز شما هم تغییر کرده و معطوف خواسته هایتان میشود. افکار خوب، احساسات خوبی در شما ایجاد میکند و در نتیجه افکار و احساسات خوب بیشتری به سمت شما میآیند و این چرخه بطور مداوم تکرار و تکرار میشود و در نتیجه گوی انرژی مثبت شما بیشتر و گوی انرژی منفی شما کاهش مییابد و این نحوه عملکرد این پروسه است.
کاربر غمگین
نکته کلیدی تکنیک، داشتن حس خوب در تمام لحظات است. چون شما چیزی را به دست میآورید که بیشتر مواقع به آن فکر میکنید و به همین دلیل است که وقتی چیزی را خیلی خیلی خیلی میخواهید باید وسواس گونه و در تمام مدت به آن فکر کنید، اما مشکل اینجاست که بیشتر مردم فکر میکنند که دارند به خواستههای خود فکر میکنند در حالیکه در واقع تمرکز آنها بر روی عدم وجود و کمبود آن خواستهها در زندگیشان است. شما بر اساس احساسی که دارید میفهمید که در کدام مسیر هستید. اگر احساس انتظار، شادی و ذوق و شوق در خود دارید و حس میکنید همین الان هم به خواسته خود رسیده اید و میتوانید آنرا حس کنید و بچشید و همین حالا هم آنرا از آن خود بدانید، یعنی خواسته شما در وجودتان جریان دارد و در حال ارسال ارتعاش قوی و پر شدت آن هستید،
کاربر غمگین
با تمرکز آگاهانه روی چیزهای مثبت و خوب، حس منفی ای که دارید به مرور محو خواهد شد.
پرنده
شما در وجود خود یک چراغ علاءالدین دارید، غول چراغ جادو در خدمت شماست. دستور بدهید و دستور شما با سرعت اعجاب انگیزی برآورده خواهد شد. چه درخواست شما خوشبختی باشد و چه پول، چه خانهای بزرگتر یا چیزی مادی مثل اتومبیل، چه یک حس درونی مثل شادی، خوشبختی و لذت از زندگی، چه داشتن یک رابطه باشد و چه بهتر کردن رابطهای که دارید، چه حس خوشبختی خانوادگی باشد، چه داشتن روابط بهتر با دوستان، همکاران، کودکان
کاربر غمگین
شما ابزارهایی برای رسیدن به اهدافتان را بدهند و تمام کاری که باید انجام دهید، دستور دادن است. آرزوی تو دستور توست و هرآنچه دستورش را بدهید برایتان برآورده میشود.
ممکن است کسی بگوید من همه این مطالب را بلدم و اینها شبیه مطالبی هستند که قبلاً هم شنیده ام. واقعاً؟ این مطالب را بلدی؟ همه را میدانی؟ واقعاً فکر میکنی همه را بلد بوده ای؟ لئو بسکالیا نویسنده بزرگی که اکنون درگذشته است گفته " اینکه چیزی را بدانیم و به آن عمل نکنیم، مثل این است که اصلاً آن را نمیدانیم."
کاربر غمگین
وقتی نگرش شما اینگونه باشد که من تصمیم به انجام این کار دارم و انجامش خواهم داد و بحثی در آن نیست، در واقع میدانید که قدرت این کار را دارید و تنها کاری که باید بکنید این است که روی خواسته خود تمرکز کرده و احساس خوبی نسبت به آن در خود ایجاد کنید، به گونهای انتظار وقوع آن را بکشید که انگار از قبل آن را دریافت کرده اید، با خوشحالی بالا و پایین بپرید و ذوق کنید که بزودی به خواسته خود میرسید. در این حال شما دارید ارتعاش قدرتمندی را با شدت بالا و به طور دائمی از مغز خود به جهان هستی ساطع میکنید.
کاربر غمگین
اگر غذای خاصی میخواهید باید آن غذای خاص را به خدمتکار رستوران سفارش دهید و غذای دلخواهتان برای شما آورده خواهد شد. در زندگی واقعی هم به همین صورت است و باید آرزوها و رؤیاهای خود را تعریف کنید. چیزهایی که میخواهید را دقیقاً تعریف و مشخص کنید.
ناپلئون هیل میگوید نکته کلیدی که از اندرو کارنگی یاد گرفته این است که "خواستهها و رؤیاهای خود را تعریف کنید و برای رسیدن به آن اشتیاقی سوزان داشته باشید".
پرنده
یک عبارت خیلی خوب این است، آن مشکل حل خواهد شد؛ یا آن موضوع درست میشود، من نمیدانم چگونه اما درست میشود،؛ همه چیز عالی است.
پرنده
اشتیاق و ماجراجویی بپذیرم، میخواهم همه کارها درست پیش بروند، میخواهم وقتی اتفاقهایی که میخواهم نمیافتند، صرفنظر از اینکه چه اتفاقهایی باشند، فقط به آنها لبخند بزنم، میخواهم بدنی سالم و قوی و انعطاف پذیر داشته باشم و مریض نشوم، میخواهم هر جایی که میخواهم بروم و هر کاری که میخواهم را انجام بدهم، میخواهم به جامعه خود ارزش بدهم و هدفی در زندگی داشته باشم، میخواهم وقتی به درختان، کوهها و خیابانها نگاه میکنم هیجان زده شوم و وقتی کاری را انجام میدهم از تجربه آن لذت ببرم. اینها خواستههای من بودند و شاید خواستههای شما متفاوت باشند. شما هم به خواسته هایتان فکر کنید. دوست من بعد از شنیدن حرفهایم گفت پس میخواهی زندگیت تغییر کند، درست است؟ جوب
کاربر ۹۳۴۲۰۲۲
افکار
مقیاس تعادل آموزش، مقیاسی است که دو سمت دارد. در یک طرف آن "فکر کردن" قرار دارد. واژه هایی چون، افکار، فکرکردن، خواستهها، رؤیاها، اهداف، نگرش و پروسههای ذهنی، نامهایی دیگر برای این بخش از مقیاس تعادل هستند. این بخش از مقیاس تعادل آموزش، با افکاری که در سر دارید و آنچه در ذهن شما اتفاق میافتد، سر و کار دارد. این که چگونه و به چه چیزهایی فکر میکنید. کلماتی چون ارتعاش، قصد، و انرژی نیز واژههای معادل دیگری برای این سمت مقیاس تعادل هستند که میتوان آنها را هم به کار برد. این قسمت از مقیاس تعادل آموزش همچنین با احساسات و عواطف شما نیز سر و کار دارد. اگر بخواهیم مقیاس تعادل آموزش را تجزیه کنیم، این سمت به افکار و احساسات شما مربوط میشود.
کاربر ۹۳۴۲۰۲۲
از چیزهایی مثل شیرین کنندههای مصنوعی به شدت پرهیز کنید. چرا که قابلیت ارسال فرکانس مغزی شما را متوقف میکنند، که نکته قابل تاملی است!
کاربر ۴۶۱۲۹۲۱
حجم
۲۷۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۴۵ صفحه
حجم
۲۷۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۴۵ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان