جملات زیبای کتاب خرده جنایت های زناشوهری | طاقچه
تصویر جلد کتاب خرده جنایت های زناشوهری

بریده‌هایی از کتاب خرده جنایت های زناشوهری

انتشارات:نشر قطره
امتیاز
۳.۹از ۲۹۷ رأی
۳٫۹
(۲۹۷)
تو می‌خوای که عشق بهت ثابت کنه که وجود داره. چه اشتباهی! این تویی که باید ثابت کنی که اون وجود داره. لیزا: چطوری؟ ژیل: با اعتماد کردن.
جو گُلدبِرگ
مردها بی‌دل‌وجرئتن، نمی‌خوان با مشکلات زندگی‌شون روبه‌رو شن، دلشون می‌خواد فکر کنن که همه‌چی روبه‌راهه. درحالی‌که زن‌ها روشونو برنمی‌گردونن. لیزا: این‌ها رو تو کتاب بعدیت بنویس، تعداد خواننده‌های زن کتابت زیاد می‌شه. ژیل: زن‌ها با مشکلات مواجه می‌شن لیزا، ولی نمی‌دونم چرا بیشتر فکر می‌کنن که مشکل از خودشونه. فکر می‌کنن دلیل فرسودگی زندگی‌شون از کم شدن جذابیتشونه، خودشونو مسئول و مقصر می‌دونن و گناه همه‌چیزو گردن خودشون می‌اندازن. لیزا: مردها گناهشون خودخواهی‌شونه، زن‌ها خودمحوری‌شون. ژیل: یک به یک مساوی. لیزا: صفر صفر. مسابقهٔ بی‌نتیجه.
tahoor
یک زن وقتی به سنش پی می‌بره که متوجه می‌شه زن‌های جوون‌تر از اون هم وجود دارن.
Zahra
من که نمی‌تونم علی‌رغم میلت ازت حمایت کنم! حاضرم ازت در برابر همهٔ دنیا حمایت کنم ولی نه در برابر خودت...
جو گُلدبِرگ
اونچه باعث می‌شه یک زن‌ومرد باهم بمونن مسائل مبتذل و پستیه که بینشونه: به‌خاطر منافع، ترس از تغییر، وحشت پیری، ترس از تنهایی، سست می‌شن، تحلیل می‌رن، دیگه حتی فکرشم نمی‌کنن که یک کاری بکنن تا زندگی‌شون عوض شه؛ اگه دست همو می‌گیرن، فقط برای اینه که تنها به گورستان نرن.
جو گُلدبِرگ
وفاداریت برام خیلی مهم بود. من اون‌قدر به خودم اعتماد ندارم که هرروزِ خدا با رقیب‌های جوروواجور دست‌وپنجه نرم کنم... یا با شک‌وظن بتونم زندگی کنم.
pegah
عقل در این نیست که جلو احساسو بگیری، بلکه در اینه که همه‌چیزو احساس کنی. هرطور که باشه.
Hossein shiravand
من هم با خودم موافق نیستم. برای اینکه یک مغز که ندارم، دو تا دارم. چرا ژیل! دو تا مغز. یکی متجدد و مدرن و اون یکی سنتی و عقب‌مونده.
لنا
عشق ابدیْ عاقلانه نیست، اینکه آدم مدت‌ها کسی رو دوست داشته باشه دیوونگی محضه. کار عاقلانه اینه که فقط دوران شیرین عاشقی، عاشق باشی. آره عقل‌گرایی عاشقانه اینه: تا وقتی‌که اوهام عاشقانه‌مون ادامه داره همدیگه رو دوست داریم، همین‌که تموم شد همدیگه رو ترک می‌کنیم. به‌محض اینکه در برابر شخصیت واقعی قرار گرفتیم و نه اونی که در رؤیامون بود از هم جدا می‌شیم.
جو گُلدبِرگ
متوجه نبودم که زمان با عشق سازگاری نداره.
کاربر ۸۸۲۶۵۱۷
اگه آدم می‌خواد از همه‌چیز مطمئن باشه، باید به روابط کوتاه‌مدت اکتفا کنه. روابط راحت، آشنا، بی‌دغدغه، با یک آغاز مشخص، یک میانه و یک پایان، یک راه مشخص با مراحل کاملاً واضح و تعیین‌شده: اولین لبخندی که ردوبدل می‌شه، اولین قهقهه، اولین شب، اولین جروبحث، اولین آشتی، اولین کسالت، اولین سوءتفاهم، اولین تعطیلات خراب‌شده، اولین جدایی، دومین، سومین، بعدشم جدایی واقعی. بعدش آدم دوباره شروع می‌کنه. همون بساطو ولی با یک آدم دیگه. بهش می‌گن یک زندگی پرماجرا. ولی درواقع یک زندگی بی‌ماجراست، یک زندگی فهرست‌گونه.
Sahar B
می‌پرستیدمت ولی یادم می‌رفت بهت بگم.
پارسی :)
قبل از اینکه بخوای منو بکشی دوستت داشتم، بعدشم دوستت دارم. عشق من به تو مثل یک غده‌ست. توده‌ایه در مغزم که دیگه نه می‌تونم درش بیارم نه عوضش کنم. جزئی از تو در درون منه. حتی اگه بری، اون باقی می‌مونه. شکلی از تو در وجود منه. من نشونهٔ توام، تو نشونهٔ منی، هیچ‌کدوم بدون دیگری نمی‌تونیم وجود داشته باشیم.
سعیدا
وحشتناکه. انگار دارم روی پرتگاه راه می‌رم. هرلحظه ممکنه یک چیز کوچکی بفهمم که منو تبدیل به یک آدم رذل کنه. دارم روی یک طناب باریک راه می‌رم، خودمو در زمان حال نگه می‌دارم، از آینده هم نمی‌ترسم، ولی از گذشته هراس دارم. از سنگینیش می‌ترسم. می‌ترسم که تعادلمو بهم بریزه و منو با خودش ببره پایین... دارم می‌رم تا با خودم روبه‌رو بشم ولی نمی‌دونم مقصدم درسته یا نه. از عیب و ایرادام بگو.
pegah
نظریهٔ همیشگیت رو به رخم کشیدی که مردها معشوقه می‌گیرن تا با زنشون بمونن درحالی‌که زن‌ها معشوق می‌گیرن تا شوهرشونو ترک کنن.
کاربر ۹۵۴۹۰۱۰
عقل در این نیست که جلو احساسو بگیری، بلکه در اینه که همه‌چیزو احساس کنی. هرطور که باشه.
Fatemeh
وقتی عاشقم زجر می‌کشم، جور دیگه‌ای بلد نیستم عاشق باشم.
زن
خانواده یا به عبارتی دیگه خودخواهی در لباس نوع‌دوستی...
NegaraMehr
ژیل: من بهت توجه نمی‌کردم. مثل چادری که چهرهٔ زن‌ها رو می‌پوشونه من هم سراپاتو با محبت پوشونده بودم. به‌طوری که پشت این حجاب دیگه خطوط چهره‌ت رو نمی‌دیدم. حتی جرئت نمی‌کردم ازت بپرسم چرا مشروب می‌خوری. خیالم راحت بود که سال‌هاست باهم زندگی می‌کنیم ـ پونزده سال ـ و متوجه نبودم که زمان با عشق سازگاری نداره. متشکرم که این زوج به‌خواب‌رفته رو به قتل رسوندی. متشکرم از اینکه این بیگانه‌هایی رو که من‌وتو بودیم کُشتی، ازت سپاسگزارم. فقط یک زن می‌تونه چنین شهامتی داشته باشه.
جو گُلدبِرگ
آن‌قدر برایش پاسخ دادن سخت است که به‌کلی منصرف می‌شود.
pegah
خیلی سخته که آدم برای اینکه بفهمه کیه مجبور باشه به حرف دیگران اعتماد کنه. لیزا: همه همینن.
کاربر ۸۸۲۶۵۱۷
عقل در این نیست که جلو احساسو بگیری، بلکه در اینه که همه‌چیزو احساس کنی. هرطور که باشه.
لنا
طنز بهانه‌ایه برای بیان حقیقت.
لنا
اگه زجرهام بهاییه که باید برای زندگیمون بپردازم، پشیمون نیستم.
مــریم
این دوره‌زمونه مردم رو اِن‌قدر نازنازی کرده که حتی می‌خواد وجدان آدما رو هم به دوا ببنده ولی موفق نمی‌شه که انسان بودنمونو معالجه کنه.
Fatemeh
این عشقه که از تو توقع داره. تو می‌خوای که عشق بهت ثابت کنه که وجود داره. چه اشتباهی! این تویی که باید ثابت کنی که اون وجود داره.
Fatemeh
لیزا دوستت دارم، به‌خاطر کارهایی که در حق ما کردی بهت حسودیم می‌شه. دوستت دارم چون ملایم نیستی. دوستت دارم چون جلوم درمی‌آی. دوستت دارم چون قادری منو بزنی. دوستت دارم چون همیشه برام همون بیگانهٔ زیبا باقی می‌مونی. دوستت دارم چون فقط وقتی حاضری باهام عشق‌بازی کنی که از ته دل بخوای. لیزا: و اگه بکُشَمت؟ ژیل: اگه قراره بمیرم، دلم می‌خواد به دست تو باشه. اگه بری، نمی‌میرم ولی زندگیم زهر می‌شه. خواهش می‌کنم بمون، با من بمون. زن دیگه‌ای نمی‌خوام. همین قاتل واسهٔ هفت پشتم بسه.
کاربر ۸۸۲۶۵۱۷
جهان غنی و کاملی وجود داره که به‌نظرم منسجم و معقول می‌آد. اما من توش پرسه می‌زنم بدون اینکه بدونم چه نقشی توش دارم. همه‌چیز حجم داره، ماهیت داره به‌جز من...
eln_pr
لیزا: تو هیچ‌وقت مأیوس نمی‌شی؟ ژیل: چرا. لیزا: اون‌وقت چه‌کار می‌کنی؟ ژیل: به تو نگاه می‌کنم و از خودم سؤال می‌کنم که علی‌رغم تردیدها، سوءظن‌ها، خستگی‌ها، آیا دلم می‌خواد این زنو از دست بدم؟ و جوابشو پیدا می‌کنم. همیشه یکیه. با این جواب، امید و شجاعتم هم برمی‌گرده. عشق‌وعاشقی کار غیرعاقلانه‌ایه، یک آرزوی واهیه که دیگه مال این دوره‌زمونه نیست، اصلاً معنی نداره، عملی نیست، تنها توجیهش خودشه.
مــریم
عقل در این نیست که جلو احساسو بگیری، بلکه در اینه که همه‌چیزو احساس کنی. هرطور که باشه.
مشتاق

حجم

۵۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۵۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۳

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان