
plato
۸۳
«هیچ وقت اجازه نده کسی بهت بگه نمیتونی کاری رو انجام بدی.»
__mohadeseh.b__
۳۶
«هیچ وقت اجازه نده کسی بهت بگه نمیتونی کاری رو انجام بدی.
plato
۳۰
پایانها همیشه آغاز چیزی دیگرند.
Elahe
۲۷
توانایی بسته نگه داشتن دهان معمولاً نشانهی هوش است.
آفتاب
۲۲
اگر میتوانستید یک سال در جزیرهای متروکه همراه شخصیتی داستانی زندگی کنید، کی را انتخاب میکردید؟
plato
۱۶
معتقدم چای قدرتهایی را دارد.
plato
۱۵
مامانم وقتی خوشحال است گریه میکند. وقتی غمگین است فقط ساکت میشود.
فکر میکنم در این بخش سیمکشی عاطفیاش به هم ریخته.
sarar-'
۱۵
نابغه، چیزی را که هیچ کس دیگری آن را نمیبیند، هدف قرار میدهد و به هدف میزند.
._.
۱۱
(جز رفتن به آن زندان اجباری که اسمش را گذاشتهاند مدرسهی راهنمایی و بازدید هفتگی از کتابخانهی مرکزی)
کاربر963963
۱۰
اما در هفتهی دوم، دروغ گفتن راحتتر از هفتهی اول بود، چیزی که آدم را غمگین میکرد.
._.
۸
هیچ وقت اجازه نده کسی بهت بگه نمیتونی کاری رو انجام بدی.
plato
۷
وقتی شکلات سرد میشود، بستنی خوشمزهی وانیلی را توی خودش میگیرد و زندانی میکند.
کار ما این است که آزادش کنیم.
plato
۷
او کنارم است.
و وقتی دنیایت از هم میپاشد، نود و نه درصد همین مهم است که کسی کنارت باشد.
Elham jannesari
۶
وقتی دنیایت از هم میپاشد، نود و نه درصد همین مهم است که کسی کنارت باشد.
plato
۵
یکی از مشکلات من این است که متفکر خوبی هستم
._.
۵
دوست ندارم کسی را از جمع بیرون بیندازم (این منم که همیشه از جمع بیرون میمانم، برای همین میدانم چه حالی دارد)
._.
۵
واقعیت، مخلوطکنی است که در آن امیدها و رؤیاها با ترس و ناامیدی در هم میآمیزند.
fahime
۵
حالا میفهمم که زندگی، سفر بزرگی وسط میدان مین است و آدم نمیداند با کدام قدم میرود هوا.
vania
۵
دل دوک آدم بدی نیست. فقط توی آدم بودن بد است.
._.
۴
زندگی، سفر بزرگی وسط میدان مین است و آدم نمیداند با کدام قدم میرود هوا.
M.R.A
۴
نامه را خواندم.
تویش نوشته بود من "خیلی بااستعدادم. "
یعنی بعضی مردم "کم بااستعدادند"؟
یا فقط "بااستعدادند"؟ شاید تمام صفتها و برچسبها نفرینند. مگر اینکه روی محصولات بهداشتی چسبیده باشند.
چون به نظر من فکر خوبی نیست که مردم را به شکل موجودات شبیه هم ببینیم.
هر کسی مواد تشکیلدهندهی زیادی دارد که او را به مخلوقی منحصر به فرد تبدیل کند.
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۴
دیسفیجیا اصطلاحی پزشکی است به معنای عدم توانایی بلعیدن، و میدانم که دو نوع دیسفیجیا وجود دارد: اوروفارینجیل و اسوفاجیل.
اما شاید نوع سومی هم وجود داشته باشد که وقتی قلب آدم میشکند و خرد میشود پیش میآید.
نمیتوانم چیزی ببلعم، چون آن نوع دیسفیجیا را دارم.
پاییز🍁
۴
بیشتر روز با پتیام.
او کنارم است.
و وقتی دنیایت از هم میپاشد، نود و نه درصد همین مهم است که کسی کنارت باشد.
قدسیه خدامی
۴
نابغه، چیزی را که هیچ کس دیگری آن را نمیبیند، هدف قرار میدهد و به هدف میزند.
Elham jannesari
۴
درختهایی را دیدهام که از آتشسوزی جان سالم به در بردهاند.
پوستشان سوخته و تنهشان شاخههایی خشک است.
اما زیر آن اسکلت، نیرویی است که یک شاخهی سبز میفرستد بیرون.
شاید اگر شانس بیاورم، روزی همچین اتفاقی برایم بیفتد.
plato
۳
هر رفتاری، خوب یا بد، عادت میشد.
plato
۳
حالا دیگر فهمیدهام که همه توی دنیایی پر از درد و رنج زندگی میکنند. اما مطمئنم که درد و رنج من از او بیشتر است.
fahime
۳
وقتی به دیگران اهمیت میدهید، حواستان از بدبختیهای خودتان پرت میشود.
M.R.A
۳
واقعیت، مخلوطکنی است که در آن امیدها و رؤیاها با ترس و ناامیدی در هم میآمیزند.
ز.م
۳
وقتی غذایمان تمام میشود، برای هر کداممان یک کاسه بستنی وانیلی میآورند که رویش دانههای رنگی پاشیدهاند.
دختری که کنارم است با دیدن دانههای رنگی میزند زیر گریه.
شاید نگران آثار جانبی بلندمدت مصرف رنگهای خوراکی است.
که نگرانیِ به جایی است.
اما به این نتیجه میرسم که به خاطر این موضوع گریه نمیکند، چون دستش بد جوری سوخته و همانطور که گریه میکند با آن ور میرود.
