
بریدههایی از کتاب کودکی و تاریخ
۳٫۰
(۷)
در عین حال، خیال، که میانجی و تضمینکنندهٔ دستیافتنی بودن ابژهٔ میل بود (امکان میداد تا ابژهٔ میل تجربه شود)، اکنون مایهٔ دسترسناپذیری (تجربهناپذیری) آن شد. اینگونه است که در اندیشهٔ ساد (برخلاف کاوالکانتی)، منِ میل، که از خیال به هیجان آمده (شخصیتهای ساد مدام تکرار میکنند: «باید قدری تخیلاش را برانگیزد» (یا «باید «قوهٔ تخیلاش را کمی تحریک کند»))، در برابر خود تنها یک جسم مییابد، یک ابژکتوم (objectum)، که تنها میتواند آن را مصرف کند و تباه سازد بی آنکه هرگز ارضا شود، زیرا خیال نهفته در آن بیاندازه گریزپا و پنهان است.
امیررضا
سرچشمهای هرگز نمیتواند در «رویدادها» یی که فرض میشود در طول تاریخ رخ دادهاند کاملاً مستحیل شود؛ سرچشمه چیزی است که هنوز از روی دادن باز نایستاده است. این بُعد سرچشمه را میتوانیم بهعنوان بُعد تاریخ استعلایی تعریف کنیم، که به یک معنا ساختار و محدودهٔ پیشینی یا پیشاتجربی هرگونه شناخت تاریخی را قوام میبخشد.
امیررضا
روشن میشود که وجود رابطهٔ معکوس میان بازی و امر مقدس که حرفهای لمپویک از آن حکایت داشت تا حدود زیادی درست است. سرزمین بازی دیاری است که ساکناناش سرگرم برپا داشتن آیینها، و استفاده از واژههای مقدس و چیزها هستند، هرچند معنا و هدف آنها را فراموش کردهاند. و نباید تعجب کنیم اگر آنها، بهواسطهٔ این فراموشی، و از خلال وارونگی و تکهتکهشدنی که بنونیست از آن سخن میگوید، امر مقدس را هم از قید رابطهاش با تقویم و با ریتم دورهای زمان که (امر مقدس) متضمن آن است، میرهانند و اینچنین به بُعد دیگری از زمان وارد میشوند، به بُعدی که ساعتها بهسرعت سپری میشوند و روزها ثابت و بیتغییر میمانند
امیررضا
هر تصوری از تاریخ همواره با تجربهٔ خاصی از زمان همراه است که درون آن تصور مستتر است، شرط آن است، و به همین دلیل هم باید آن را توضیح داد. به همین ترتیب، هر فرهنگی پیش از هرچیز در حکم تجربهٔ خاصی از زمان است، و هیچ فرهنگ جدیدی متولد نمیشود، مگر با ایجاد تغییراتی در این تجربه. اینچنین، وظیفهٔ اصلی یک انقلاب واقعی بههیچرو صرفاً «تغییر جهان» نیست، بل همچنین ــ و پیش از هرچیز ــ «تغییر زمان» است. اندیشهٔ سیاسی مدرن همواره تمام توجهاش را به تاریخ معطوف داشته، و مفهوم زمانِ همخوان با آن را شرح و بسط نداده است. حتا ماتریالیسم تاریخی هم تاکنون نسبت به بسط مفهومی از زمان که با برداشتاش از تاریخ همخوان باشد غفلت ورزیده است
امیررضا
تاریخ را هم، مانند زمان که گوهرش نفی محض است، هرگز نمیتوان در قالب «آن» فهمید، بل تنها میتوان در تمامیت فرایند اجتماعی درکاش کرد. اینچنین، تاریخ در یک پله فاصله از تجربهٔ زیستهٔ فردِ تنها، که ایدهآلاش خوشبختی است، باقی میماند. «در اندیشیدن به تاریخ، میتوان رویکرد مبتنی بر خوشبختی هم اتخاذ کرد، اما تاریخ جایگاه خوشبختی نیست.» ظهور سیمای عبوس و اندوهبار «شخصیت برجستهٔ تاریخی» در فلسفهٔ تاریخ هگل، که «روح جهان» در آن تجسم مییابد، از همینجا آب میخورد. «مردان بزرگ»، در روند پیشرفت روح جهانی، صرفاً حکم ابزارهایی سودمند و راهگشا را دارند. مانند افراد (معمولی)، «آنان (نیز) نمیدانند چهچیز معمولاً خوشبختی به شمار میآید». «وقتی به هدفشان نائل آمدند، مثل کیسههای خالی، بادشان میخوابد و فرو میروند.» سوژهٔ واقعی تاریخ دولت است.
امیررضا
حجم
۶۷۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۶۷۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
قیمت:
۱۳۹,۰۰۰
تومان