جملات زیبا از متن کتاب هری پاتر (جلد ششم؛ هری پاتر و شاهزاده‌ دو رگه) | طاقچه
تصویر جلد کتاب هری پاتر (جلد ششم؛ هری پاتر و شاهزاده‌ دو رگه)

کتاب هری پاتر (جلد ششم؛ هری پاتر و شاهزاده‌ دو رگه)

نوع کتاب
۲.۴ امتیاز(از ۲۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mahtab aali
۱۵
هیچ‌وقت به این فکر افتادی که حاکمان ستمگر چقدر از افرادی که سرکوبشون می‌کنن وحشت دارن؟ همه‌شون این رو می‌دونن که روزی یکی از قربانیان بسیارشون جلوشون می‌ایسته و مقابله به مثل می‌کنه! ولدمورت هم با اونا هیچ فرقی نداره
احسان انصاری نیا
۲
خیلی وقت‌ها حتی بین صمیمی‌ترین دوستان هم پیش می‌آد که هر دو تصور می‌کنند اون چیزی که می‌خوان بگن خیلی مهم‌تر از چیزیه که دیگری ممکنه ارائه بده!
آلبوس دامبلدور
۱
ولدمورت خودش بدترین دشمنش رو به وجود آورد. همون کاری که حاکمان ستمگر در هر جای دنیا می‌کنن!
آلبوس دامبلدور
۱
اون فقط زمانی از این‌جا می‌ره که هیچ‌کسی این‌جا بهش وفادار نباشه.
کاربر ۹۴۴۵۶۲۰
۱
بخشیدن کسانی که اشتباه می‌کردن آسون‌تر از بخشیدن کسانی است که درست می‌گفتن.
احسان انصاری نیا
۱
گفت: «مردم انتظار دارند که دوستانی باحال‌تر از ما داشته باشی.» هری با حالت خشکی گفت: «شما باحالین. هیچ‌کدوم از اونا توی وزارتخونه نبودند. هیچ‌کدومشون در کنار من نجنگیدند.»
احسان انصاری نیا
۱
«تو نباید این‌طوری کارت رو شروع کنی. برای این‌که از کجا معلومه بازی یکی دیگه بهتر از من نباشه. تا حالا خیلی از تیم‌های خوب برای این خراب شدن که کاپیتانشون فقط از همون بازیکنان آشنا استفاده کرده یا دوستانش رو توی تیم راه داده...»
احسان انصاری نیا
۱
«شما مثل همیشه همه‌چی رو می‌دونین، دامبلدور.» دامبلدور به آرامی گفت: «نه بابا، من فقط با مسئولان کافه‌های محلی دوستم.
آلبوس دامبلدور
۰
بخشیدن کسانی که اشتباه می‌کردن آسون‌تر از بخشیدن کسانی است که درست می‌گفتن.
آلبوس دامبلدور
۰
پروفسور، متوجه شدین...؟» ‫«بله، هری، چون این سعادت رو دارم که از توان مغزی خارق‌العاده‌ای بهره‌مند باشم، همهٔ چیزهایی رو که بهم گفتی فهمیدم.»
احسان انصاری نیا
۰
هری در دل به او آفرین می‌گفت، در حالت تردیدآمیزش، لحن عادی کلامش و چرب‌زبانی محتاطانه‌اش به هیچ‌وجه زیاده‌روی نکرده بود. هری در این کار تجربهٔ فراوانی داشت و خودش آن‌قدر با چرب‌زبانی از زیر زبان افراد بی‌رغبت حرف بیرون کشیده بود که به خوبی تشخیص می‌داد چه کسی در این کار استاد است. تشخیص می‌داد که ریدل با تمام وجود می‌خواهد این اطلاعات را به دست آورد. شاید هفته‌ها تلاش کرده بود تا به چنین لحظه‌ای برسد.
احسان انصاری نیا
۰
کنجکاوی نسبت به این‌جور چیزها طبیعیه... همیشه اونایی که استعدادهای استثنایی دارن به سمت این جنبهٔ جادو جذب می‌شن...»