«آروم نفس بکش. خشم توی وجودته اما نباید بذاری روت تسلط پیدا کنه.»
Aynaz
مردم هرچی کمتر از نقشهٔ ما سر در بیارن بهتره.»
Aynaz
لوک پرسید: «واقعاً فکر میکنید ما مییایم بالا که زندهزنده ما رو بخورید؟»
استامپر شانههایش را بالا انداخت: «اگه دلتون میخواد میتونید همون پایین بمونید و از گرسنگی بمیرید. بعد ما مییاریمتون بالا و مردهمرده میخوریمتون. فرقی واسهمون نداره.»
Aynaz
لوک با حیرت به رسوس نگاه کرد: «شما خونآشامها هیچوقت نمیمیرید، نه؟»
کنت نگاتوف ابروهایش را بالا انداخت و با خونسردی گفت: «من در آرامش بودم. اما اونجوری که شما در رو باز کردید حتی مردهها هم بیدار میشن.»
Aynaz
رسوس فوری گفت: «من جیغ نزدم. اون یه فریاد مردونه از روی ترس بود.»
Aynaz