جملات زیبای کتاب خیابان جیغ ۲؛ یادگار جادوگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب خیابان جیغ ۲؛ یادگار جادوگر

بریده‌هایی از کتاب خیابان جیغ ۲؛ یادگار جادوگر

انتشارات:نشر پیدایش
امتیاز
۴.۸از ۵ رأی
۴٫۸
(۵)
آدم وقتی زنده نیست سختشه از حیوون خونگیش مراقبت کنه.»
Delaram
لوک پرسید: «می‌شه من یه چیزی بگم؟» رسوس و کلئو با هم داد زدند: «بگو!» ـ اگه ناراحت نمی‌شید باید بگم که من بازوی کسی رو از جاش نمی‌کنم. من یه اسلحهٔ پشمالو نیستم که هر وقت تو دردسر افتادیم شلیک کنم.
Aynaz
خون از دندان‌های خون‌آشام می‌چکید. زبان درازش آویزان بود و مایع چسبناک را از روی دندان‌های تیز و برّاقش می‌لیسید. همین‌که مزهٔ خون را حس کرد، لبخندی بر لبانش نقش بست. باز هم خون می‌خواست. خون‌آشام با ناخن‌های زردش تکهٔ بزرگ دیگری از لاشه جدا کرد. صبر کرد تا غذایش به خوبی توی خون خیس بخورد. بعد تکه گوشت را گاز زد. رگ‌ها و ماهیچه‌ها در آب دهانش شناور بودند. یکدفعه فریادی بلند شد.
کاربر ۳۷۵۱۳۰۳

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

قیمت:
۱۰۷,۴۰۰
تومان