من فردا به دنیا آمدم
امروز زندگی میکنم
دیروز مرا کشت.
لونا لاوگود
ولی من که فردایی ندارم. درست همانقدر که دیروزی هم ندارم.
لونا لاوگود
کتاب را زیر کتم گذاشتم؛ جایی که در تمام مسیر خانه مانند قلب برای خودش میتپید.
لونا لاوگود
«میخواهم به زندگیام معنا و مفهومی بدهم. میخواهم بتوانم یک روز را به روز دیگری وصل کنم؛ درست مثل خودت. کاری که همه میتوانند انجام بدهند.»
لونا لاوگود