
لونا لاوگود
۲
من فردا به دنیا آمدم
امروز زندگی میکنم
دیروز مرا کشت.
لونا لاوگود
۲
ولی من که فردایی ندارم. درست همانقدر که دیروزی هم ندارم.
لونا لاوگود
۰
کتاب را زیر کتم گذاشتم؛ جایی که در تمام مسیر خانه مانند قلب برای خودش میتپید.
لونا لاوگود
۰
«میخواهم به زندگیام معنا و مفهومی بدهم. میخواهم بتوانم یک روز را به روز دیگری وصل کنم؛ درست مثل خودت. کاری که همه میتوانند انجام بدهند.»