جملات زیبای کتاب دو زن در یک زن | طاقچه
تصویر جلد کتاب دو زن در یک زن

بریده‌هایی از کتاب دو زن در یک زن

نویسنده:نوال سعداوی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۵از ۴ رأی
۳٫۵
(۴)
زندگی عادی پس از حوادث بزرگ چه زشت است!
سلاله
ای مردم بیدار شوید؛ پنجره‌ها را بگشایید؛ چشم‌هایتان را باز کنید و به زنجیرهایی بنگرید که دور گردنتان پیچیده شده‌است؛ ذهن‌هایتان را باز کنید و بدانید که عرق پیشانی‌تان ربوده می‌شود؛ کشتزارهایتان به تاراج می‌رود؛ گوشت‌تان خورده می‌شود و از شما فقط استخوان باقی می‌ماند
سلاله
دریابند گل‌ها آن‌گاه پژمرده می‌شوند که سر تسلیم فرود آرند و اگر پایداری کنند و خاری گردند تیز و گزنده، یارای آن را خواهند داشت که در میان زنبورهای گرسنه زنده بمانند.
لونا لاوگود
فکر می‌کردم که من را دوست داری. بهیه باتعجب پاسخ داد: ـ چطور این فکر به سرت زد؟ دکتر با لحن خودمانی گفت: ـ من زن‌ها را می‌فهمم. پرسید: با کدام مغز آن‌ها را می‌فهمی؟
سلاله
بهیه متوجه شد هفت دانشجو کشته و تعداد زیادی هم مجروح شده‌اند. تعدادی دیگر را هم سوار ماشین کرده و به زندان برده‌اند. فهمید که مصر آزاد نیست و بندها همچنان وجود دارند، چشم‌های کودکان گرسنه هنوز در اطراف آبگیر است، بیماران همچنان در حیاط بیمارستان صف کشیده‌اند و خون بالا می‌آورند، زن‌ها لباس سیاه به تن دارند و هنوز مویه می‌کنند
سلاله

حجم

۱۱۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

حجم

۱۱۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

قیمت:
۲۸,۰۰۰
تومان