جملات زیبای کتاب دو زن در یک زن | طاقچه
تصویر جلد کتاب دو زن در یک زن

بریده‌هایی از کتاب دو زن در یک زن

نویسنده:نوال سعداوی
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۲از ۵ رأی
۳٫۲
(۵)
زندگی عادی پس از حوادث بزرگ چه زشت است!
سلاله
ای مردم بیدار شوید؛ پنجره‌ها را بگشایید؛ چشم‌هایتان را باز کنید و به زنجیرهایی بنگرید که دور گردنتان پیچیده شده‌است؛ ذهن‌هایتان را باز کنید و بدانید که عرق پیشانی‌تان ربوده می‌شود؛ کشتزارهایتان به تاراج می‌رود؛ گوشت‌تان خورده می‌شود و از شما فقط استخوان باقی می‌ماند
سلاله
دریابند گل‌ها آن‌گاه پژمرده می‌شوند که سر تسلیم فرود آرند و اگر پایداری کنند و خاری گردند تیز و گزنده، یارای آن را خواهند داشت که در میان زنبورهای گرسنه زنده بمانند.
لونا لاوگود
بهیه متوجه شد هفت دانشجو کشته و تعداد زیادی هم مجروح شده‌اند. تعدادی دیگر را هم سوار ماشین کرده و به زندان برده‌اند. فهمید که مصر آزاد نیست و بندها همچنان وجود دارند، چشم‌های کودکان گرسنه هنوز در اطراف آبگیر است، بیماران همچنان در حیاط بیمارستان صف کشیده‌اند و خون بالا می‌آورند، زن‌ها لباس سیاه به تن دارند و هنوز مویه می‌کنند
سلاله
فکر می‌کردم که من را دوست داری. بهیه باتعجب پاسخ داد: ـ چطور این فکر به سرت زد؟ دکتر با لحن خودمانی گفت: ـ من زن‌ها را می‌فهمم. پرسید: با کدام مغز آن‌ها را می‌فهمی؟
سلاله
خوشبختی احساسی است که انسان فقط یک لحظه می‌تواند آن را تاب بیاورد؛ خوشبختی مانند ذرۀ هوای شناور در هستی میان زمان معلق است، نه زمین پایینش می‌کشد و نه آسمان بالایش می‌برد.
گیتا
بهیه متوجه شد هفت دانشجو کشته و تعداد زیادی هم مجروح شده‌اند. تعدادی دیگر را هم سوار ماشین کرده و به زندان برده‌اند. فهمید که مصر آزاد نیست و بندها همچنان وجود دارند، چشم‌های کودکان گرسنه هنوز در اطراف آبگیر است، بیماران همچنان در حیاط بیمارستان صف کشیده‌اند و خون بالا می‌آورند، زن‌ها لباس سیاه به تن دارند و هنوز مویه می‌کنند، پدرش همچنان در اتاق پذیرایی روی صندلی اسیوطی خود نشسته‌است و پلیس هنوز هم از پشت کیوسک چوبی بوی خون را استشمام می‌کند.
گیتا
از شدت خشم دندان‌هایش را روی هم فشار داد، پاهایش را به زمین کوبید. زندگی عادی پس از حوادث بزرگ چه زشت است! ادامه‌دادن زندگی بیهوده چه نکوهیده است! آسمان در بالا معلق است و زمین در پایین گسترده! ابرها مثل همیشه حرکتی خنثی دارند. مردم مثل هر روز، بی‌احساس در خیابان‌ها راه می‌روند. چرا این بیهودگی از حرکت بازنمی‌ماند؟! دوباره پایش را به زمین کوبید. چرا این حرکت بیهوده از چرخش کوبنده‌اش دست برنمی‌دارد؟! چرا مردم لحظه‌ای نمی‌ایستند و سرشان را بالا نمی‌آورند تا زنجیرهای آهنینی را ببینند که دور گردنشان پیچیده‌است؟
گیتا

حجم

۱۱۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

حجم

۱۱۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۲ صفحه

قیمت:
۲۸,۰۰۰
تومان