نمیدانست چه حس آرامشی در این است که همنوعانش حرفهایش را جدی بگیرند، در اینکه بهجای ترس، با شفقت مواجه شود و بهجای اینکه طرد شود، به او اهمیت بدهند. در حقیقت، حتی جرئت نکرده بود فکر کند که چنین چیزی ممکن است. اما فکرش را بکن، اگر همه با چنین درکی از او استقبال میکردند، چه سفر متفاوتی میشد، چه دنیای متفاوتی!