در نهایت به این نتیجه میرسیم که آن قوانین طبیعی که نظریهٔ کوانتوم به شکل ریاضی تدوین میکند، دیگر با ذرّات بنیادین سر و کار ندارد و فقط با دانش ما از این ذرّات سر و کار دارد. در ضمن دیگر نمیتوان از وجود عینی این ذرّات در فضا و زمان پرسید، چون تنها به فرایندهایی میتوان به عنوان حادثشونده اشاره کرد که نمایشگر تعامل ذرّات با دستگاه فیزیکی دیگر، مثلاً با دستگاه اندازهگیری باشند.
پس امروزه حقیقت عینی ذرّات بنیادین، به گونهای حیرتانگیز پراکنده شده است. این پراکندگی به دلیل رسیدن به ابهامِ همراه با مفهومی تازه و ناقص یا مفهومی تدویننشده از حقیقت نیست؛ دلیل آن سادگی و شفافیت دستگاهی ریاضی است که دیگر رفتار ذرّات بنیادین را وصف نمیکند، بلکه دانستههای ما را بررسی میکند