
بریدههایی از کتاب فردا بدون من
۲٫۹
(۵۰)
خواستهٔ قلبیت رو با زبونت انکار میکنی که چی بشه؟ که خیلی مغروری؟ به همین راحتی با قلب آدما بازی میکنی و عین خیالتم نیست که ممکنه سنگدلی تو چه به روز بقیه بیاره؟
نگار(:🍃
چطور میشه در عین نفرت، کسی رو دیوونهوار دوست داشت؟!...
نگار(:🍃
- از یه عاشق، موجودی بیدفاعتر نیست...
هدی
این کینه رو از دلت بیرون بریز... ببخش و فراموش کن. کینه قلبت رو آلوده میکنه و اول به خودت صدمه میزنه عزیز من.
نگار(:🍃
پشیمونی مثل شخم زدن یه زمین بیحاصله... که چیزی جز رنج و حسرت به بار نمیار
نگار(:🍃
به قلب هم یک عذرخواهی بدهکاریم شهرزاد...
نگار(:🍃
وقتی در حال شادی و اوج گرفتنی، کمتر هایوهوی کن که یه وقت غول بدبیاری رو بیدار نکنی. وقتی از خواب ناز بیدارش کردی، از روی بدخلقی میزنه تو رو با خوشیات زیر پاش له میکنه.
هدی
«به فکر بازگشت نیست.
آنکه بیخبر میرود و بیخداحافظی
نه کاسه آبی پشت سرش خالی میشود
نه قطره اشکی از چشمی فرو میچکد
نه به سلامی دوباره میاندیشد
مثل یک مسافرغریب میرود که رفته باشد...»
Hani
اون قلبش رو گذاشت کف دستش و تو در عوض شمشیرت رو از رو کشیدی... هر بار با بیرحمی پسشزدی و اونقدر قلبش رو شکستی که وقتی خواست تیکهپارههاش رو جمع کنه، از لای دستاش خون میچکید.
نگار(:🍃
شاید بشود توی این دنیا خیلی چیزها را با پول خرید اما مسلما بهشت را نه
نگار(:🍃
در همیشه روی یه پاشنه نمیچرخه. خدا رو خوش نمیاد که مادر و بچهای رو از هم جدا کنن... دنیا دار مکافاته... از خشم خدا بترسه.
نگار(:🍃
بزنیم. میدونم من رو نبخشیدی و به خاطرش ازم متنفری، ولی خواهش میکنم قبول کن اون فقط یه تصادف بود و نه چیزی بیشتر.
نگار(:🍃
اینطور که معلومه حالاحالاها قرار نیست من رو به خاطر یه اتفاقی که ممکنه واسه هر کسی بیفته، ببخشی! اما به نظرم این فقط یه جور کینه و تسویهحساب شخصیه، والا مگه حکمی بالاتر از قانونم هست؟...
نگار(:🍃
توئه لعنتی، خوب میدونی من چمه. این حال داغون و خرابم رو مدیون توام.
نگار(:🍃
- بهم رحم کن شهرزاد... از این دیوونهترم نکن. بذار به درد خودم بمیرم...
نگار(:🍃
از یه عاشق، موجودی بیدفاعتر نیست... کمتر اذیتش کن.
نگار(:🍃
گاهی وقتا بهتره که راستش رو نگیم چون شرش بیشتره.
نگار(:🍃
«وای باران باران / شیشهٔ پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان سربی رنگ / من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران / پر مرغان نگاهم را شست»
zgolshan
حجم
۸۵۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۷۵۲ صفحه
حجم
۸۵۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۷۵۲ صفحه
قیمت:
۱۴۵,۰۰۰
تومان