جملات زیبای کتاب بین دو قلمرو | طاقچه
تصویر جلد کتاب بین دو قلمروsubscriptionAvailable

کتاب بین دو قلمرو

داستان یک بیماری

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۲۶ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mary gholami
۶
«بنویسید. طوری‌که انگار قرار است بمیرید.»
Mary gholami
۳
گاهی تنها کاری که از دستت برمی‌آید این است که فقط باشی و وقتی شرایط سخت می‌شود به حضورت ادامه دهی
نگاه
۱
گونه‌هایم به‌خاطر آن‌همه استروئید و مایعات که به بدنم می‌ریختند گرد و پفی شده بود. بیماران سرطانی به آن صورت ماه‌مانند می‌گویند. با آن حالتی که اعضای بدنم بدجوری آب رفته و شل‌وول شده بودند و رگ‌هایم مثل نقاشی آبرنگ روی پوستم به چشم می‌آمدند، بیشتر احساس می‌کردم که زشت شده‌ام - ماه‌مانند که نه، بلکه هیولامانند.
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸
۱
به کسانی که همسرشان را از دست می‌دهند «بیوه» و به کودکانی که پدر و مادرشان را از دست می‌دهند «یتیم» می‌گوییم. اما در زبان انگلیسی برای پدر یا مادری که فرزندش را از دست می‌دهد واژه‌ای نداریم. از قرار معلوم فرزندانمان باید چند دهه بیشتر از ما زندگی کنند و درست موقع مرگ ما با بار سنگین مرگ مواجه شوند. اینکه شاهد مرگ فرزندت باشی جهنمی است که برای ساختار زبان خیلی سنگین است. زبان واقعاً قاصر است.
Mary gholami
۰
دنیا همه را درهم می‌شکند، ولی پس از آن خیلی‌ها از همان شکستگی‌ها قوی می‌شوند
Mary gholami
۰
اینکه شاهد مرگ فرزندت باشی جهنمی است که برای ساختار زبان خیلی سنگین است.
Mary gholami
۰
این واقعاً درسته که زندگی ممکنه خیلی خوب باشه. اما فکر کنم مهم‌ترین چیز اینه که کسی رو پیدا کنی که شرایطش رو داشته باشه تا آخرش باهات بمونه.
نگاه
۰
به‌خاطر اینکه بیماری من چه بر سر خانواده‌ام آورده بود احساس گناه می‌کردم، آن رنج و اضطرابی که برای همه ایجاد کرده بودم، آن حجم از «فضایی» که بدنم با مشکلاتش اشغال کرده بود. اصلاً نمی‌شد احساس نکنم که سربار هستم.
نگاه
۰
به‌خاطر اینکه بیماری من چه بر سر خانواده‌ام آورده بود احساس گناه می‌کردم، آن رنج و اضطرابی که برای همه ایجاد کرده بودم، آن حجم از «فضایی» که بدنم با مشکلاتش اشغال کرده بود. اصلاً نمی‌شد احساس نکنم که سربار هستم.
نگاه
۰
به‌خاطر اینکه بیماری من چه بر سر خانواده‌ام آورده بود احساس گناه می‌کردم، آن رنج و اضطرابی که برای همه ایجاد کرده بودم، آن حجم از «فضایی» که بدنم با مشکلاتش اشغال کرده بود. اصلاً نمی‌شد احساس نکنم که سربار هستم.
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸
۰
سوزان سانتاگ در کتابش، بیماری به‌مثابهٔ استعاره، نوشته است: هرکس با تابعیتی دوگانه متولد می‌شود، در قلمرو خوب‌ها و در قلمرو بیماران.