
کاربر ۱۶۶۸۹۰۲
۱
او امامان را شناخت ... آنان که در این دنیای مادی به رنج و اسارت و گرفتاری دچار شده بودند ... ولی اینها همه برای آزادکردن بشر از افکار خاکآلوده این دنیا بوده است ... و مرتضی این را با تمام وجود درک کرد.
کاربر ۱۶۶۸۹۰۲
۰
خدایا! من از تو یک چیز میخواهم، با همه اخلاصم که محافظ غاده باش و تنهایش نگذار. من میخواهم که بعد از مرگ او را ببینم در پرواز. خدایا میخواهم غاده بعد از من متوقف نشود و میخواهم به من فکر کند، مثل گلی زیبا که در راه زندگی و کمال پیدا کرد و او باید در این راه بالا و بالاتر برود. میخواهم غاده به من فکر کند، من مثل یک شمع مسکین و کوچک بودم که سوخت در تاریکی تا مرد و او از نورش بهره برد برای مدتی بس کوتاه. میخواهم او به من فکر کند، مثل یک نسیم که از آسمان روح آمد و در گوشش کلمه عشق گفت و رفت بهسوی کلمه بینهای
کاربر ۱۶۶۸۹۰۲
۰
بارها از روزهای جمعه برای رفتن به نمازجمعه آماده میشدیم و هرچه اصرار میکردیم که اجازه بدهند، ماشین برای رفتن، آماده کنیم، قبول نمیکردند و میگفتند که میخواهم در این کوچهها، در میان مردم باشم تا اگر کسی سؤالی و یا گرفتاری داشته باشد و خجالت بکشد به منزل بیاید، به کارش رسیدگی کنم