
بریدههایی از کتاب ذهنی به رهایی رسیده
۴٫۲
(۱۰)
. افکار خود را آنقدری با فاصله ببینیم که فارغ از آنچه ذهن میگوید بتوانیم آنچه بعد انجام میدهیم را انتخاب کنیم.
۲. به داستانی که دربارهٔ خود ساختهایم پی ببریم و چشماندازی دربارهٔ آن که هستیم کسب کنیم.
۳. به خود اجازه بدهیم که احساس کنیم؛ حتی اگر احساسات دردناک باشند یا حس آسیبپذیری در ما ایجاد کنند.
۴. توجه خود را به طور ارادی و نه صرفاً از سر عادت، هدایت کنیم و به آنچه در لحظهٔ حال و اینجا و درون و بیرون ما حاضر است توجه کنیم.
۵. ویژگیهای بودن و اقدام کردن را که میخواهیم در جهت آنها تکامل بیابیم را انتخاب کنیم.
۶. عادتهایی را بسازیم که از انتخابها حمایت کنند.
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
مثل فردی بودم که با توله ببری زندگی میکند که هروقت گرسنه میشود گاز میگیرد و پاسخ من این بود که با پرتاب کردن تکه گوشتی جلویش او را آرام کنم. چنین اقدامی در کوتاهمدت بهخوبی مؤثر بود اما هر روزی که میگذشت، ببر بزرگتر و قویتر میشد و نیاز به گوشت بیشتری برای راضی شدن داشت. گوشتی که به خورد او میدادم، تکههایی از آزادیام، تکههایی از زندگیام بود
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
مان مبتنی بر پذیرش و پایبندی حکایتِ جهت (سمت) هاست و سؤال اساسی در آن از این قرار است که «به کدام سمت میرویم؟ آیا بهسمت درِ خروجی میرویم تا تجارب ناخوشایندِ ناخواسته را ترک کنیم یا بهسمت درِ ورودی میرویم تا علاوه بر این تجارب، افراد و چیزهای بسیار مهمِ زندگیمان را ملاقات نماییم؟»
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
مادر من نمونهٔ زندگی مبتنی بر ارزشها بود و تا آخرین لحظه فرزندانش را راهنمایی میکرد که کاری که درست است را انجام بدهند نه کاری که بهظاهر خوشایند است. چیزی که همیشه برای او مهم بود این بود که ما چه نوع فردی بودیم.
یوسفی
ما در واقع بهوضوح حقایقی که تصدیقشان دردناک باشد را رد میکنیم؛ و نیرومندی شواهد حامی آنها برایمان اهمیتی ندارد. فروید این مکانیسم دفاعی را انکار مینامید. اگر تصدیق احساسات واقعیمان بسیار سخت باشد، احساسات و اقدامهایی از ما سر میزند که درست در جهت مخالف آن احساسات حقیقی است. نام این مکانیسم دفاعی واکنش وارونه است.
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
من روی فرش اتفاق بیفتد اما سودگرایی افراطی و شواهد پژوهشی ضعیف برای آموزش آگاهی در گروههای بزرگ مرا بیشتر قانع کرد که بهترین ایدههای آن لازم است به درون فرایند گشودهٔ کاوش و بهبود علمی آورده شود. من برای روشهای بهوشیاری ارزش قائل بودم اما آنها هم نیاز داشتند همین مسیر را دنبال کنند.
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
من روی فرش اتفاق بیفتد اما سودگرایی افراطی و شواهد پژوهشی ضعیف برای آموزش آگاهی در گروههای بزرگ مرا بیشتر قانع کرد که بهترین ایدههای آن لازم است به درون فرایند گشودهٔ کاوش و بهبود علمی آورده شود. من برای روشهای بهوشیاری ارزش قائل بودم اما آنها هم نیاز داشتند همین مسیر را دنبال کنند.
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
انسانها طبیعتاً همکاریکنندهاند. اگر یک نیمکت به اندازهٔ کودک وجود داشته باشد که دو کودک نوپا بخواهند آن را حرکت دهند، طبیعی است که یکی سعی کند یکسرش را بلند کند درحالیکه دیگری از طرف مقابل آن را بر میدارد
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
بهای آنچه در کنترل محیط به دست آوردیم را در کمبود آرامش خاطر پرداخت کردیم
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
یکی از مضرترین شیوههای به دام افتادن ذهن ما در فرایندهای تفکرمان این است که با یادگیری یا نتیجهگیری خود را متقاعد کنیم که بایستی از قواعد حل مسئله پیروی کنیم
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
یکی از مضرترین شیوههای به دام افتادن ذهن ما در فرایندهای تفکرمان این است که با یادگیری یا نتیجهگیری خود را متقاعد کنیم که بایستی از قواعد حل مسئله پیروی کنیم
کاربر ۸۷۲۳۹۸۹
