جملات زیبای کتاب چای روضه دم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چای روضه دم

بریده‌هایی از کتاب چای روضه دم

انتشارات:انتشارات سدید
امتیاز
۵.۰از ۲ رأی
۵٫۰
(۲)
حسین منشأ حرارتی است تمام‌نشدنی و این‌گونه است که حسینیان را خاموش نتوان یافت!
کاربر ۹۳۳۴۳۷۱
ذائقه، آدمی را می‌سازد این‌که پر از چه باشی، این‌که چه بنوشی و بخوری، در تو مؤثر است! خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هایمان، ما را عوض می‌کنند. هر ذائقه‌ای، طعمی را می‌پسندد و هر طعمی، آدمی را دگرگون می‌کند... آب درک دارد، می‌فهمد، چای هم. می‌گویند، آب از آن‌چه می‌شنود، اثر می‌پذیرد. می‌گویند اگر از نیکی‌ها بگویی، آب زیبا می‌شود و اگر از پلیدی‌ها و پلشتی‌ها، آب رنگ آن‌ها را می‌یابد. و اگر چنین باشد، ذائقهٔ ما، چای روضه‌دم را می‌پسندد.
زهره
«آن چای که در بزم عزا می‌جوشد با کوثر اشک فاطمه دم کردند»
علیرضا
«تکلف گر نباشد خوش توان زیست تعلق گر نباشد خوش توان مرد»
نور
از قدیم‌ترها گفته‌اند چای باید داغ باشد، چای اگر سرد شد، از دهن می‌افتد... چای اگر چای باشد، دست که می‌گیری، حرارتش را تاب نمی‌آوری! آدم لب‌سوز! آدمی نیز اگر حرارت نداشته باشد، اگر در سینه سوز نداشته باشد، از دهان می‌افتد... آدم سرد و بی‌تحرک، دیگر آدم نیست...
کاربر ۹۳۳۴۳۷۱
«هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست»
کاربر ۹۳۳۴۳۷۱
«این کتیبه‌های سیاه که بر در و دیوار حسینیه و محل عزاداری نصب کرده‌اند، ما را شفاعت می‌کند.»
کاربر ۹۳۳۴۳۷۱
می‌گفت: به یکی از شاگردان آیت‌الله حکیم بزرگ گفتم: در زمان حیات ایشان توصیه چشم‌گیری شنیدی؟ جواب داد: حرم امام حسین کنار شش‌گوشه بودم، از ایشان پرسیدم: این‌جا که تحت قبه است و دعا مستجاب، منِ آخوند چی بخواهم از آقا؟ فرمود: توی آخوند از امام حسین بخواه تا به‌ات سلیقه بدهند!
علیرضا
به همه نگاه می‌کند. فقط شرطش این است که درِ این خانه باشی، دیگر مهم نیست چه کاره‌ای و چه می‌کنی؟! امام زمان در دیدارشان با ملاعباس چاووش سه نکته را فرموده بودند: «...کار دوم من این است که شب‌های جمعه وقتی مازندران هستید و جلسه دارید دور هم می‌نشینید، یک پیرمردی نزدیک در می‌نشیند و کفش‌ها را جفت می‌کند. سلام مرا به او برسان.» همه در این‌جا حساب‌اند، کسی از قلم نمی‌افتد حتی کفش جفت‌کن! همه... حتی چای‌ریز.
علیرضا
با یک «یا حسین» ساده باید دل بلرزد. آب، یک دمای جوش دارد؛ آهن، هم یک دمای جوش دیگر! باید سطح دمای جوش را پایین آورد. بعضی دل‌شان به اندک تلاطمی، موج برمی‌دارد؛ با یک ذکر یا حسین؛ بعضی هم دمای جوش‌شان خیلی بالاست! باید حتماً برایشان قتل عام کنی تا اشکی بریزند.
علیرضا