
٪۷۰
nia
۸۰
تنها جایی که دنیا زیباییاش را به نمایش گذاشته میان صفحات کتابهاست.
nia
۴۴
فقط کافیه اونقدر شجاع باشی که یهکم جلوتر از اون چیزی پیش بری که همیشه میرفتی.»
سایه
۳۶
کتاب خواندن برای ما راه فراری بود بدون اینکه واقعاً فرار کنیم
nia
۲۵
چون یک چیز از همان ابتدا برایم روشن و واضح بود:من به اینجا تعلق نداشتم.
mary
۲۴
«هر چی قویتر باشی، دنیا جای خطرناکتری میشه.»
nia
۱۵
بخشی از وجودم نمانده که تمام نشده باشد...
nia
۱۲
کتاب میخواندیم. کتاب خواندن برای ما راه فراری بود بدون اینکه واقعاً فرار کنیم.
mary
۱۰
ما هرگز به هیچ کلامی نیاز نداریم، همین از هر اعلامی بلندتر و دلنشینتر است، این احساس غرق شدن در عشق و رسیدن به عمیقترین نقطهٔ ممکن.
mary
۸
تا آنجایی که در زندگی فهمیدم، معدود افرادی هستند که مهربانی را به این آزادگی و بدون چشمداشتی ارزانی کنند.
man
۶
ایمنی بگذار و جای خوف باش
بگذر از ناموس و رسوا باش و فاش
آزمودم عقل دوراندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را
nia
۴
سینهام تیر میکشد و تیر میکشد، جوری که اگر تکان بخورم، خواهم شکست، تکهتکه خواهم شد.
سایه
۴
تمام زندگیاش همین بود:آدمهایی که ترکش کردند و تنها راهی که میشد این وضعیت را تحمل کرد این بود که با افتخار از کنار آمدنش یاد کند.
velorea
۴
کتاب خواندن برای ما راه فراری بود بدون اینکه واقعاً فرار کنیم.
یك رهگذر
۴
وقتی بروم چیزی از من باقی نخواهد ماند. نه بچهای دارم که نسلم را ادامه دهد و نه هنری که نامم را جاودانه کند، نه نوشتهای دارم و نه کار بزرگی کردهام. به تأثیر چنین زندگیای فکر میکنم. بیسروصدا به نظر میآید و نامرئی. به نظر میآید زندگیای است که بهاندازهٔ کافی جستوجو نشده، مانند نقطهٔ نیمویی دیدهنشده.
اما خوب میدانم تأثیر یک زندگی میتواند با چیزی که به دنیا میدهد و میراثی که از خود به جا میگذارد سنجیده شود، اما همچنین میتواند با چیزی که از دنیا میگیرد هم سنجیده شود.
mary
۳
سرم را روی شانهاش میگذارم، در دستانش آرام میگیرم. مثل محل امنی است برای مخفی شدن، جایی برای تعلق داشتن به آن. اما او به کجا میتواند تعلق داشته باشد؟ چهچیزی بیرحمانهتر از آن است که متعلق به آغوش زنی باشی که هر شب میمیرد؟
mary
۳
؛ زندگیهای با حسرت پر از اما و اگرند و من همینجوریاش هم یک اقیانوس اما و اگر برای خودم دارم.
یك رهگذر
۳
معتقد بود تنها جایی که دنیا زیباییاش را به نمایش گذاشته میان صفحات کتابهاست.
یك رهگذر
۳
غیبت تو هیچ وقت برایم اینقدر سخت نبوده. هیچ وقت از تو متنفر نبودهام تا امروز، تا همین الان. هیچ وقت اینقدر دوستت نداشتهام.
𝓐𝓲𝓭𝓪
۳
من جاهای زیادی از دنیا را دیدهام و چیزی که بیشتر از همه نظرم را جلب کرده این است که هیچ دو آسمانی یکشکل و یکرنگ نیستند، مهم نیست کجا باشی، هیچ جایی مثل جای قبل نیست.
mary
۲
من جاهای زیادی از دنیا را دیدهام و چیزی که بیشتر از همه نظرم را جلب کرده این است که هیچ دو آسمانی یکشکل و یکرنگ نیستند، مهم نیست کجا باشی، هیچ جایی مثل جای قبل نیست
mary
۲
اوضاع همیشه اونجوری که دلت میخواد پیش نمیره. تو باید یاد بگیری اتفاقهای دنیا رو با یهکم قدرشناسی تحمل کنی.»
mary
۲
من فکر میکنم در زندگی معنایی هم هست و این معنا در رشد و نمو نهفته است، در شیرین کردن زندگی برای خودمان و کسانی که نزدیکماناند.
nia
۲
ذاتش اینگونه بود که از پس هر چیزی برمیآمد.
k.hashemzade
۲
مامان میزمان را با بشقاب، لیوان و کتاب میچید. حین غذا خوردن، کتاب میخواندیم؛ موقع حمام کردنِ من، کتاب میخواندیم؛ موقعی که روی تخت مثل بید میلرزیدیم، کتاب میخواندیم؛ و موقع گوش دادن به جیغهای باد که از شکاف پنجره به داخل خانه نفوذ میکردند، باز هم کتاب میخواندیم. ما موقع حفظ تعادل روی دیوارههای سنگی شهر هم که شیموس هینی در اشعارش معروفشان کرده بود، کتاب میخواندیم. کتاب خواندن برای ما راه فراری بود بدون اینکه واقعاً فرار کنیم.
شازده 🪐
۲
کتاب خواندن برای ما راه فراری بود بدون اینکه واقعاً فرار کنیم.
شازده 🪐
۲
. این زندگی نیست که از آن خسته شدهام، زندگی موجهای خیرهکنندهٔ اقیانوس و لایههای یخ است، زندگی تمام لطافت پرهایی است که بال را شکل میدهند. این خودم هستم که از آن خسته شدهام.
یك رهگذر
۲
«هر چی قویتر باشی، دنیا جای خطرناکتری میشه.»
یك رهگذر
۲
«اگه یه وقت ترکت کردم، اگه مجبور شدم برم، ازت میخوام که بهم قول بدی منتظرم میمونی تا برگردم. منتظرم میمونی و اگه زیاد طول کشید و دیگه نتونستی صبر کنی، باید بیای، پیدام کنی و این حرفها رو یادم بیاری.»
چیزی نمیگوید.
«قول میدی؟»
بهآرامی با سرش تأیید میکند. «آره، قول میدم.»
«منتظرم میمونی؟»
«همیشه.»
«و اگه لازم شد، میآی و پیدام میکنی؟»
«حتی اگه ازم نمیخواستی هم، این کار رو میکردم، عزیزم.»
یك رهگذر
۲
غیرممکن است بتوانی ظرفیت بخشش کس دیگری را کنترل کنی.
lili
۲
تنها جایی که دنیا زیباییاش را به نمایش گذاشته میان صفحات کتابهاست.
