جملات زیبای کتاب فلسفه مدرن فرانسه | طاقچه
تصویر جلد کتاب فلسفه مدرن فرانسهsubscriptionAvailable

کتاب فلسفه مدرن فرانسه

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
رابرت ویکس، پیروز ایزدی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
م.
۱
یکی از نکات اصلی بحث سارتر این است که هرگاه فرد صراحتاً در بارهٔ چیزی فکر کند، چه خودش باشد و چه چیزی غیر از خودش، از آن به عنوان یک «ابژه» یا جنبه‌ای از «بودن_ در_ خود» آگاه می‌شود که در تضاد با آگاهی پیشاتأملی یکپارچه‌ای قرار دارد که به تفکر مشغول است. بنابراین، هنگامی که فرد صراحتاً در بارهٔ خود فکر می‌کند یا هنگامی که صراحتاً در بارهٔ فردی دیگر فکر می‌کند، اقدام به ابژه‌سازی می‌کند و میان آگاهی و ابژه آن جدایی و تقابل پدید می‌آورد. توجه صریح به یک شیء «فاصله» ایجاد می‌کند و تقابل بین «سوژه» و «ابژه» را روشن می‌سازد __ تقابلی که به باور سارتر ازمیان‌رفتنی نیست. در این شرایط، فرد آگاه همواره به دلیل ناتوانی در انطباق با موضوع تفکر احساس «فقدان» یا نوعی تهی بودن و سرخوردگی می‌کند. این بدان معناست که واقعیت بشر که از تأمل صریح ناشی می‌شود جهان تنهایی، انزوا، کناره‌جویی و ازخودبیگانگی است.
م.
۱
در واقع بشر به این دلیل در رنج است که دائم دغدغه کلیت خود را دارد بی‌آن‌که بتواند از این کلیت برخوردار باشد، دقیقاً به این دلیل که نمی‌تواند به «در_خود» (ابژه) بدون از دست دادن خود به عنوان «برای_ خود» (سوژه) دست یابد. بنابراین، واقعیت بشر ماهیتاً با نوعی «آگاهی غمبار» همراه است و امکان عبور از این وضعیت برای آن متصور نیست.
م.
۰
این جهان برای همه ما در حکم «دیگری» است. این جهان قدرت فوق‌العاده ذهنی نظری مانند ذهن سارتر را به چالش می‌کشد و او در برابر این سرخوردگی عقب می‌نشیند و به دلیل ناتوانی بشر در کنترل فکری وضعیتی که در آن به سر می‌بریم، دستخوش بیماری، ضعف و هراس می‌شود.
م.
۰
اگر اضطراب از توانایی شخص برای پرسش از خود و بقیه جهان ناشی شود، در این صورت، اضطراب تجلی مستقیم آزادی انسانی است. اگر فرد تمایلی به رنج بردن نداشته باشد، آن‌گاه این احتمال وجود دارد که سعی کند اضطراب خود را به حداقل برساند و این امر مستلزم آن است که خود_ پرسشگری را به حداقل برساند. این استراتژی به تلاش برای نفی خود به عنوان موجودی آزاد و پرسشگر از طریق فرایندی منجر می‌شود که سارتر آن را خودفریبی می‌خواند. بنا به گفته سارتر، نام این استراتژی را نمی‌توان چیزی جز خودفریبی نهاد، زیرا این واقعیتی گریزناپذیر است که انسان اساساً آزاد است. آن‌گونه که او می‌گوید فرد محکوم به این است که آزاد باشد و خودفریبی و گریز از آزادی در حکم «ایمان بد» است. هستی در این وضعیت شکل متناقضی پیدا می‌کند، زیرا انسان در چنین وضعیتی می‌کوشد آنچه را که انکارناپذیر است انکار نماید.