جملات زیبا از متن کتاب پریشانی های ترلس جوان | طاقچه
تصویر جلد کتاب پریشانی های ترلس جوانsubscriptionAvailable

کتاب پریشانی های ترلس جوان

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
روبرت موزیل، محمود حدادی
انتشارات: 
نشر نو

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
𝑪𝒂𝒓𝒂𝒎𝒆𝒍
۱
در این گِل‌ولای پایش را در گودی جای پای همین دمی پیشِ نفر پیشین می‌گذاشت ــ و انگاری که همهٔ کارهای دنیا چیزی شبیه همین باشد، سنگینی همانندی دلش را می‌انباشت: سنگینی جبر آهنینی که همهٔ زندگی او را در این حرکت، قدم‌به‌قدم در تنگنای همین یک مسیر، این باریکه‌راه کورِ میان این گِل سفت و ستبر اسیر نگه می‌داشت.
کاربر ۹۲۰۵۶۷۶
۰
لذت می‌بُرد که یک‌بار هم شده نور را از پس پنجره‌های کلیسا می‌بیند
parisa
۰
این الهامات اقتباسی، و احساسات عاریتی تکیه‌گاه جوان‌ها در عبور از زمین سست و خطرناک روحی سال‌هایی‌اند که جوان شرط است به چشم خود مهم جلوه کند، گواینکه ناپخته‌تر از آن است که به‌راستی مهم باشد. مسئله این نیست که آیا بعدها چیزی از این مطالب در وجود این یا آن جوان باقی می‌ماند یا نه. در این فاصله، دیگر هرکس با خصایل خود خو گرفته و کنار آمده است. خطر، تنها در مرحلهٔ گذار نهفته است. اگر در چنین مرحله‌ای به جوانی بباورانی که شخصیتش مسخره است، زمین زیر پایش خالی می‌شود، یا حال خواب‌گردی به او دست می‌دهد که ناگهان به خود می‌آید و جز پرتگاهی در پیش رو نمی‌بیند.