
کتاب خاستگاه های جهان مدرن
روایتی درباره تاریخ جهان و محیط زیست از قرن پانزدهم تا قرن بیست و یکم
انتشارات:
نشر مرکز٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
vahidk
۳
امّا اگر دیدگاهِ اروپامدار در مورد «برآمدنِ غرب» نادرست است، چگونه میتوانیم اروپامداری را بشناسیم؟ راه شناخت آن این است که از بیرون این چهارچوب توضیح دهیم که چگونه جهان به شکلی که اکنون هست درآمد و به شیوههای دیگری بیندیشیم تا تغییرات بزرگی را که جهانِ ما را شکل دادهاند درک کنیم.
shahram238
۱
میتوان پرسید چرا اصلاً مطالعهٔ تاریخ اهمیت دارد؟ پاسخ کوتاه این است که دانشمان از گذشته ــ که هستیم، از کجا آمدهایم و چرا به اینجا رسیدهایم؟ ــ در تعاریفی که از خودمان در زمان حال داریم تأثیر میگذارد و برای اقداماتی که به منظور شکل دادن آینده انجام میدهیم یا دیگران به نام ما انجام میدهند پیامدهای واقعی و کاربردی دارد.
shahram238
۰
«مازاد کشاورزی» باعث پدید آمدن آن گروههای اجتماعی شد که مجبور نبودند غذای مورد نیازشان را خود تولید کنند: روحانیان، حاکمان، جنگیان، و مهاجمان بیگانه، معمولاً مردم چادرنشین. وجود این مازاد کشاورزی به این معنا بود که دیگران میتوانستند آن را به چنگ آوردند، خواه با بهکاربردن زور در صورت لزوم، خواه به شکل نظاممند با وضع مالیات. در هر صورت، شکاف بزرگی در جامعه میان کشاورزان و نخبگانِ حاکمِ غیرمولد پدید آمد: کار کشاورزان تولید مواد غذایی و مازاد بود؛ نقش روحانیان توضیح و تبیین چرایی و چگونگی پیدایش جهان در آغاز بود و حاکمان باید از مازاد کشاورزی در برابر حملهٔ بیگانگان محافظت میکردند.
vahidk
۰
دیدگاه اروپامدار بر برتری فرهنگ غرب تأکید میکند (همهٔ چیزهای خوب، پیشرفته و نوآورانه فقط در اروپا آغاز میشود)، امّا این را نیز مطرح میکند که مجموعهٔ طرحها و اندیشههای اروپایی کارآیی جهانشمول دارد: این مجموعهای خاص و محدود به اروپا نیست، بلکه در قرن بیستم گسترش یافته تا بخش بزرگی از جهان را دربرگیرد.
vahidk
۰
این روایت به این دلیل نیز غیراروپامدار است که بخش زیادی از آن به راههایی میپردازد که نشان میدهند برخی از بخشهای جهان طی قرنهای متمادی یا از پیشرفتهترین بخشهای اروپا پیشرفتهتر بودند، یا دستکم تا حدود سال ۱۸۰۰ از نظر پیشرفت دستکم همتراز اروپا بودند.
vahidk
۰
رشد جمعیت انسانی ممکن بود از ظرفیت زمین برای تغذیهٔ آنها فراتر رود، و منجر به بدتر شدن شرایط زندگی مردم شود و آنها را در برابر مرگ به سبب بیماری و قحطی آسیبپذیرتر کند. همانطور که جمعیت انسانها کاهش مییافت، تعادل بین تعداد مردم و مقدار زمینی که برای تغذیهٔ آنها لازم بود دوباره برقرار میشد.