زندان جایی برای آموختن و کسب تجربه بود، ولی تجاربی غیرقانونی و غیراخلاقی.
فرفری موی غزلساز
حقهبازی هم مثل کشتی کج است. در کشتی کج از قدرت حریف بهره میگیری تا برنده شوی، در حقهبازی از حرصوطمع حریف. حرکت اول را تو انجام میدهی، بقیهٔ کار را او برایت میکند.
فرفری موی غزلساز
: «زمان چیست؟ اگر هیچکس این را از من نپرسد، میدانم زمان چیست ولی اگر مجبورم کند توضیح بدهم، هیچ نمیدانم.»
solin
یکی از زنانی که نشسته بود، بهزبان اسپانیایی آواز میخواند.
تریسی نجواکنان پرسید: «تو معنی شعری را که میخواند، میدانی؟»
جف گفت: «بله. میگوید من میخواستم عشقم را ترک کنم ولی قبل از اینکه بتوانم، او ترکم کرد و قلبم را شکست.»
اِلی
صدای مادرش در گوشش پیچید که میگفت: عزیزم، خدا هیچوقت ما آدمها را در شرایطی قرار نمیدهد که نتوانیم از عهدهاش بربیاییم. فقط باید قدم به قدم پیش برویم.
اِلی