جملات زیبای کتاب قتل های الفبایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب قتل های الفبایی

بریده‌هایی از کتاب قتل های الفبایی

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۴از ۷۸ رأی
۴٫۴
(۷۸)
هیچ چیز وحشتناکتر از این نیست که به کسانی که به تو نزدیک و برایت عزیز هستند با دیده شک و تردید نگاه کنی ...
nasim
ــ تو به چی می‌گویی گناه نابخشودنی؟ ــ نادیده گرفتن بدیهیات.
Book
برای کسی که سعی می‌کند موضوعی را از دیگران پنهان نگه دارد، هیچ چیز خطرناکتر از حرف زدن نست. «حرف زدن» ــ همان طور که یک پیرمرد فرانسوی یک بار به من گفت ــ اختراع انسانها برای جلوگیری از فکرکردن است. درضمن، ابزاری بدون خطاست برای کشف اسراری که انسان سعی می‌کند پنهان کند
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
«حرف زدن» ــ همان طور که یک پیرمرد فرانسوی یک بار به من گفت ــ اختراع انسانها برای جلوگیری از فکرکردن است.
Book
قیافه یک زن از نظر شما اهمیتی ندارد؟ ولی این از همه مهمتر است. سرنوشت آنها اغلب در گرو همین است
Shaghayegh
آدم وحشت می‌کند قربان از اینکه می‌بیند مردم این طور عوض می‌شوند.
ramina
یک ماهیگیرِ ماهر می‌داند که برای هر ماهی از چه طعمه‌ای استفاده کند.
Book
«حرف زدن» ــ همان طور که یک پیرمرد فرانسوی یک بار به من گفت ــ اختراع انسانها برای جلوگیری از فکرکردن است.
کاربر ۹۰۴۵۷۲۳
می‌دانی دوست عزیز، اگر سلولهای خاکستری مغز بیکار بمانند، زنگ می‌زنند، می‌پوسند.
r.y
دیوانه را جدی باید گرفت دوست عزیز. آدم دیوانه موجود خیلی خطرناکی است.
Shaghayegh
خُب، انگار این‌جور مواقع انسان واقعاً قدرت تفکرش را از دست می‌دهد. اغلب وقتی دارید راجع به چیزی صحبت می‌کنید، تازه متوجه می‌شوید که کم کم مسائل دارد برایتان روشن می‌شود. مغزتان چنان به کار می‌افتد که خودتان هم نمی‌دانید چطور این اتفاق افتاده. به هرحال با صحبت کردن خیلی چیزها ممکن است روشن شود.
^-^
خداوند در عرش نشسته و دنیا در امن و امان است. شیفته این جمله بود. فقط گاهی وقت‌ها به نظرش درست نمی‌آمد ...
Shaghayegh
اگر سلولهای خاکستری مغز بیکار بمانند، زنگ می‌زنند، می‌پوسند.
ramina
همه چیز به نظر آدم بی‌معنی می‌شود ... جسم خودِ آدم هم مزاحمش است، موسیو پوآرو. بویژه موقعی که بیماری شدت پیدا می‌کند. از هیچ چیز خبر نداری، هیچ چیز برایت مهم نیست؛ فقط آرزو می‌کنی دیگر درد نداشته باشی.
ramina
اگر کسی خودش را آدم خیلی مهم و والایی بداند، فکر می‌کند حتی یک مزاحمت کوچک هم نباید برایش درست شود. اگر یک مگس چند بار روی پیشانی شما بنشیند و اذیتتان کند، چه کار می‌کنید؟ سعی می‌کنید آن را از بین ببرید. هیچ ناراحتی‌ای هم به دل راه نمی‌دهید. چون شما مهم هستید، نه مگس. شما مگس را می‌کشید و راحت می‌شوید. کاری که می‌کنید از نظر خودتان درست و بی‌نقص است. دلیل دیگرتان برای کشتن مگس ممکن است این باشد که اهمیت زیادی به بهداشت می‌دهید. مگس بالقوه یک منبع خطر برای جامعه انسانی است؛ پس لازم است از بین برود. مغز یک جنایتکار روانی هم به این صورت کار می‌کند.
𝐘𝐔𝐒𝐄𝐅
ــ من از جنگ خوشم نمی‌آید. مردی که کنارش نشسته بود رو به او کرد و گفت: ــ من از طاعون، بیماری خواب، قحطی و سرطان خوشم نمی‌آید ... اما به هرحال اتفاق می‌افتند. مرد جوان با اطمینان گفت: ــ جنگ که قابل اجتناب است. آقای کاست زد زیر خنده و مدتی همان طور خندید و خندید.
Haera23
یک چیزی را که می‌بینی، بدون اینکه فکر کنی فوراً راجع به آن قضاوت می‌کنی؛ خودت هم متوجه نیستی!
لیموی‌سبز.
آدم وحشت می‌کند قربان از اینکه می‌بیند مردم این طور عوض می‌شوند.
کاربر ۷۵۱۷۲۲۹
صبر داشته باش. همه چیز کم کم درست می‌شود. به وقتش.
کاربر ۶۴۳۴۸۰۵
ــ من از طاعون، بیماری خواب، قحطی و سرطان خوشم نمی‌آید ... اما به هرحال اتفاق می‌افتند. مرد جوان با اطمینان گفت: ــ جنگ که قابل اجتناب است. آقای کاست زد زیر خنده و مدتی همان طور خندید و خندید.
^-^
به قول شکسپیر بزرگِ شما، جنگل اجازه نمی‌دهد درختها دیده شوند.
agha amin
دیوانه است و بدون شک در مرحله پیشرفته‌ای از جنون قرار دارد، و نه قیافه و نه رفتارش، هیچ‌کدام چنین چیزی را نشان نمی‌دهند.
a'
منطق افراطی از ویژگیهای جنون حاد است.
NeginJr
آدم بالاخره به هرچیزی عادت می‌کند
-ainaz
ــ دیوانه را جدی باید گرفت دوست عزیز. آدم دیوانه موجود خیلی خطرناکی است.
r.y
یک دیوانه هم مانند یک عاقل برای کاری که انجام می‌دهد ــ با توجه به طرز فکر ویژه و جهت‌دار خودش ــ دلیل و منطق دارد.
Shaghayegh
انسان وقتی فرصتی برای ابراز وجود و تشریح شخصیت خود به دست می‌آورد، نمی‌تواند مقاومت نشان دهد و جلو زبانش را بگیرد. و هر بار خودش را لو می‌دهد.
n_n
دانلد فریزر کمی با تردید به پوآرو نگاه کرد و گفت: ــ شما کی هستید؟ از افراد پلیس نیستید؟ پوآرو گفت: ــ من از پلیس بهتر هستم. او بدون اینکه بخواهد بی‌جهت از خودش تعریف کرده باشد این حرف را زد. از نظر خودش، عین حقیقت بود.
Ati
گفت: ــ من از جنگ خوشم نمی‌آید. مردی که کنارش نشسته بود رو به او کرد و گفت: ــ من از طاعون، بیماری خواب، قحطی و سرطان خوشم نمی‌آید ... اما به هرحال اتفاق می‌افتند.
Ati
یعنی به نظر تو من چه کار باید بکنم دوست عزیز؟ تحقیقات عادی را که پلیس بهتر از من انجام می‌دهد. تو همیشه اصرار داری که من مثل سگ این طرف وآن طرف بدوم.
Ati

حجم

۲۰۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۲۸۴ صفحه

حجم

۲۰۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۲۸۴ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان