اگر تغییر نکنی در خطر نابودی قرار خواهی گرفت.
bahar
حالا داشت به چیزهایی فکر میکرد که میتواند به دست بیاورد، نه آن چیزهایی که از دست داده است.
Raha
هر وقت که میدید دارد کمکم دلسرد میشود به خود نهیب میزد که این کارِ او، با تمام سختیهایی که داشت، خیلی بهتر از ماندن در آن وضعیت بیپنیری است. او به جای اینکه فقط منتظر بماند و ببیند که چه بر سرش خواهد آمد داشت کنترل اوضاع را در دست میگرفت.
Laya Vand
اگر تغییر نکنی در خطر نابودی قرار خواهی گرفت.
کاربر ۷۳۷۶۳۱۳
او به جای اینکه فقط منتظر بماند و ببیند که چه بر سرش خواهد آمد داشت کنترل اوضاع را در دست میگرفت.
bahar
زندگی داره پیش میره. پس ما هم باید حرکت کنیم."
Raha
تا سرحدّ مرگ میترسید.
بعد به خودش خندید. فهمید که ترسهای او همه چیز را بدتر خواهد کرد. پس همان کاری را کرد که اگر نمیترسید انجام میداد. گام در مسیر جدیدی گذاشت.
Raha
فهمید که تا به حال اسیر ترس خود بوده. حرکت در مسیری جدید او را آزاد کرده بود. حالا خنکای نسیمی را احساس میکرد که به این نقطه از هزارتو میوزید و روح او را تازه میکرد. چند نفس عمیق کشید و احساس کرد که حرکت به او نیرو بخشیده. از وقتی ترسش را کنار گذاشته بود به چشم میدید که زندگی خیلی لذّتبخشتر از آنی است که فکرش را میکرد.
Laya Vand
وقتی از این بترسی که اگر کاری نکنی اوضاع بدتر میشود، چنین ترسی میتواند تو را به کار وادار کند. ولی اگر آنقدر بترسی که نتوانی کاری از پیش ببری، ترس اصلاً چیز خوبی نیست.
کاربر ۷۳۷۶۳۱۳
فکر کنم خیلی بهتر باشه وقتی که ما خودمون میتونیم تغییرات رو شروع کنیم دست به کار بشیم، نه اینکه فقط تلاش کنیم عکسالعمل نشون بدیم و خودمونو باهاش وفق بدیم.
bahar
اول فکر می کردم تغییر یعنی از دست دادن اما حالا اون رو فرصتی برای به دست آوردن می دونم، در ضمن به من یاد داد که چطور باهاش کنار بیام. بعد از اون، همه چیز به سرعت پیشرفت کرد و بهتر شد. هم توی کار، و هم توی زندگیم.
bahar