
بریدههایی از کتاب دختر پنهانم
۳٫۰
(۴۵)
همیشه لحظهای میرسد که در آن بچهها با عصبانیتی غمگین به تو میگویند، چرا من را به دنیا آوردی؟
.GH.
همیشه لحظهای میرسد که در آن بچهها با عصبانیتی غمگین به تو میگویند، چرا من را به دنیا آوردی؟
نیتا
پاره کردن پیوند با دیگران و احساس سبکی کردن مزیت نیست، عملی ظالمانه نسبت به خود و دیگران است.
یك رهگذر
سختترین اتفاقات برای تعریفکردن، اتفاقاتیاند که خودمان هم نمیتوانیم آنها را بفهمیم.
Elina Asg
چه احمقانه است که فکر کنی میتوانی با بچههایت دربارة خودت حرف بزنی قبل از اینکه حداقل پنجاه سال داشته باشند و انتظار داشته باشی که آنها تو را مثل یک انسان ببینند نه مثل یک وظیفه.
یك رهگذر
همیشه لحظهای میرسد که در آن بچهها با عصبانیتی غمگین به تو میگویند، چرا من را به دنیا آوردی؟
یك رهگذر
سختترین اتفاقات برای تعریفکردن، اتفاقاتیاند که خودمان هم نمیتوانیم آنها را بفهمیم.
کاربر ۳۲۰۹۴۲۲
سختترین اتفاقات برای تعریفکردن، اتفاقاتیاند که خودمان هم نمیتوانیم آنها را بفهمیم.
FaM
تنشی از زندگی در کلماتش بود مثل عصب فرسودهای که همینکه لمسش کنی دردش هر نوع آرامشی را از بین میبرد.
FaM
چه احمقانه است که فکر کنی میتوانی با بچههایت دربارة خودت حرف بزنی قبل از اینکه حداقل پنجاه سال داشته باشند و انتظار داشته باشی که آنها تو را مثل یک انسان ببینند نه مثل یک وظیفه. گفتن حرفهایی که: «من تاریخ شما هستم، شما از من آغاز میشوید، به من گوش کنید، ممکن است بهدردتان بخورد!»
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
عادت کرده بودیم که خودمان را جدا کنیم حتی در کلمات.
FaM
خودم را آزاد و بدون احساس گناه از آزادیام احساس کردم
FaM
زبانها برای من زهری مخفی دارند که هر از گاهی خود را نشان میدهد و هیچ پادزهری ندارد.
FaM
آن احساس مثل دردی ضعیف بود که وقتی مدام به آن فکر کنی به دردی غیرقابل تحمل تبدیل میشود.
FaM
سختترین اتفاقات برای تعریفکردن، اتفاقاتیاند که خودمان هم نمیتوانیم آنها را بفهمیم.
یك رهگذر
همیشه لحظهای میرسد که در آن بچهها با عصبانیتی غمگین به تو میگویند، چرا من را به دنیا آوردی؟
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
سختترین اتفاقات برای تعریفکردن، اتفاقاتیاند که خودمان هم نمیتوانیم آنها را بفهمیم.
heli O Sevi
