جملات زیبای کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن! | طاقچه
تصویر جلد کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن!

بریده‌هایی از کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن!

۳٫۷
(۵۳)
در کل بایست یه کاری باشه که آدم صبحا بتونه بره سروقتش وگرنه زندگی بی‌هدف می‌شه.
Mohii
«...عامه‌ی مردم یه نفر رو می‌خوان که از هر خطایی مصون باشه و هیچ‌وقت مرتکب اشتباه نشه.»
mr.time
آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد: یکی برای وقتی‌که حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه. اسم این دومی رو گذاشته دین.
mahdi
هرچی که باشه جنگ در نهایت یعنی آدم‌کشی مجاز. وقتی آدمایی که رأس کارن، گیر می‌کنن و دیگه نمی‌دونن چه سیاستی رو پیاده کنن و مشکلات اقتصادی رو چه‌جوری حل کنن، از پشت پستو عروسک میهن‌پرستی رو درمی‌آرن. کفش و کلاهش هم می‌کنن تا مترسکشون جورِ جور شه: آخه مترسک میهن‌پرستی یه پاپوش به اسم دشمنِ خونی و یه سرپوش به اسم شهامت‌طلبی لازم داره. معلومم هست که بعدش همه‌شون می‌گن راهشون راه حقه و پای خداهاشونو می‌کشن وسط. آخر سر هم این پدرا و مادرا و بچه‌های از دنیا بی‌خبرن که بایست تاوان جنگ رو بدن
farnaz3000
اگه حروف سیاه و برجسته‌ی روزنامه‌ها رو برمی‌داشتن، چقدر دنیا ساکت‌تر می‌شد!
zhale
یادت باشه: توالت رفتن باعث قوت گرفتن دوستی‌ها می‌شه.
mr.time
نذار ابهت هیچ آدم خبره‌ای تو رو بگیره. اون بهت می‌گه که: «دوست عزیز، من بیست‌ساله که این کارمه!» آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده.
کاربر ۱۴۷۸۳۹۳
تا عمر دارم صداش یادم نمی‌ره که رو به خواهرش کرد و هق‌هق‌کنان و اشک‌ریزان آهی کشید و پرسید: «این تخم‌مرغا رو از کی خریدی؟» اونم که از بس گریه کرده بود صداش درنمی‌اومد در جواب گفت: «از پروسترمان. چطور مگه؟ خوب نیست؟»
شلاله
آدمای پیر و جوون فکر می‌کنن نژاداشون با هم فرق می‌کنه: پیرا معمولاً یادشون می‌ره که خودشون یه موقعی جوون بودن یا یادشون می‌ره که دیگه پیر شدن. جوونا هم هیچ‌وقت حالیشون نمی‌شه اونا هم بالأخره یه روزی پیر می‌شن.
ندا فهیم
آدمیزاد نسبت به هم‌نوع خودش بخیله. برای همینه که قانون رو درآورده. می‌گه اگه من حق ندارم فلان کار رو بکنم، پس بقیه هم نبایست حقش رو داشته باشن.
afsan
برای دوست داشتن یه آلمانی بایست اونو درکش کرد. برای درک کردن یه فرانسوی بایست اونو دوستش داشت
mr.time
یادت باشه: فقط یه چیزه که به دوستی بیشتر از اینا قوت می‌ده: هیچ‌وقت دوستتو محک نزن! دوست دخترت رو هم همین‌طور! هیچ‌کس رو! گاهی کسی یه عمر مراقب یه خورجین چرمیه که توش فقط پر از سنگای رنگارنگه. ولی اون تمام مدت خیال می‌کنه اون تو پر از جواهره. چنین کسی آدم ثروتمندیه، حتی اگه تو خورجینش فقط سنگای شیشه‌ای باشه. این آدم فقط حق نداره در خورجین رو باز کنه. خدایا این دوستی رو از ما نگیر! آدم تقریباً باورش می‌شه که تنها نیست.
mr.time
«آخ که چقدر دلم می‌خواست امروز برم تئاتر! حوصله‌ی آدم توی این خونه سر می‌ره!»
نیکو
«بعدِ مردن جام خیلی برام خالی می‌شه!»
کاربر ۱۶۲۴۶۵۰
حالا فامیل چیه؟ فامیل تو اروپای میانه یه عده موجود بی‌ملاحظه به‌نظر می‌آن. اونا معمولاً از این حالتشون دست‌بردار هم نیستن. فامیل تشکیل می‌شه از یه مشت آدم با جنسیتای مختلف که وظیفه‌ی اصلی‌شونو فضولی کردن تو کارای تو می‌بینن.
Mohii
اون‌وقت بازمانده‌های بینوای کشته‌ها اگه سه مارک ماهونه‌ای که بابت از دست دادن باباشون می‌گیرن نباشه، کارشون ساخته‌س. بابت پسرا هم پولی به کسی نمی‌دن. اونا مجانی‌ان.
sepide saad
آخر سر هم این پدرا و مادرا و بچه‌های از دنیا بی‌خبرن که بایست تاوان جنگ رو بدن.
کاربر ۱۴۶۱۴۳۵
قبلِ تو هم یه نفر باور داشته، شک داشته، خندیده، گریه کرده، تو فکر که بوده دستش رو توی دماغش کرده، درست عین تو، همیشه یه نفر قبلاً همه‌ی این کارا رو کرده. به حال تو فرقی نمی‌کنه. می‌دونم. تو دفعه‌ی اولته. برای تو همه‌ی اینا مثِ برفِ پانخورده‌س. اما برف پانخورده وجود نداره. پی بردن به این مطلب اولش خیلی دردآوره.
sarvenaz
جنگ در نهایت یعنی آدم‌کشی مجاز.
afsan
یکی از مخوف‌ترین عواقب پدیده‌ی بی‌کاری اینه که دیگه از سر مرحمت به آدما کار می‌دن.
khanom mohandes
آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد: یکی برای وقتی‌که حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه. اسم این دومی رو گذاشته دین.
hengameh
«...عامه‌ی مردم یه نفر رو می‌خوان که از هر خطایی مصون باشه و هیچ‌وقت مرتکب اشتباه نشه.»
Mona
آدمیزاد نسبت به هم‌نوع خودش بخیله. برای همینه که قانون رو درآورده. می‌گه اگه من حق ندارم فلان کار رو بکنم، پس بقیه هم نبایست حقش رو داشته باشن.
Mohii
هیچ‌وقت دوستتو محک نزن! دوست دخترت رو هم همین‌طور! هیچ‌کس رو! گاهی کسی یه عمر مراقب یه خورجین چرمیه که توش فقط پر از سنگای رنگارنگه. ولی اون تمام مدت خیال می‌کنه اون تو پر از جواهره.
Negar2
آدمیزاد آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد: یکی برای وقتی‌که حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه. اسم این دومی رو گذاشته دین.
mr.time
آدمیزاد در کنار غریزه‌های تولیدمثل و خوردن و آشامیدن دو علاقه‌ی مفرط دیگه هم داره: سروصدا راه انداختن و گوش به حرف کسی ندادن. می‌شه گفت آدمیزاد واقعاً موجودیه که همیشه موقع صحبت، گوشش جای دیگه‌ایه.
mr.time
یه داستان تعریف کنم؟ داستان قشنگیه: یه میلیاردر آمریکایی تصادف می‌کنه، یه چشمش رو از دست می‌ده. می‌ده براش یه چشم مصنوعی درست می‌کنن. روز اولی که برمی‌گرده دفتر کارش، از منشی‌اش می‌پرسه: «حالا اگه می‌تونی بگو ببینم کدوم چشمم شیشه‌ایه؟» منشی یه لحظه بهش نیگا می‌کنه و می‌گه: «چشم چپتون قربان». میلیاردره می‌گه: «عجب! از کجا فهمیدی؟» منشی می‌گه: «آخه توی چشم چپتون هنوز ذره‌ای احساس دیده می‌شه.»
کاربر ۱۴۷۸۳۹۳
اما همیشه اون‌جا جای پاهایی رو می‌شه دید. همیشه قبلاً یه نفر اون‌جا بوده. همیشه یه نفر یه درجه بیشتر از اون‌چه که در توان توست، صعود کرده. حتی خیلی بالاتر از تو. این نبایست روحیه‌ت رو تضعیف کنه. صعود کن، برو بالا و بالاتر. اما بدون که نوکی برای این قله وجود نداره. بدون که برف پانخورده وجود نداره.
sarvenaz
برای اینکه خاطرت از کسی جمع بشه، بهتره بری رو پشتش بشینی. تا وقتی روش نشستی، لااقل خاطرت جمعه که از دستت در نمیره.
کاربر ۱۶۲۴۶۵۰
«...عامه‌ی مردم یه نفر رو می‌خوان که از هر خطایی مصون باشه و هیچ‌وقت مرتکب اشتباه نشه.»
z.gh

حجم

۷۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۵

تعداد صفحه‌ها

۹۲ صفحه

حجم

۷۸٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۵

تعداد صفحه‌ها

۹۲ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان