
بریدههایی از کتاب کتاب آرامش
۳٫۶
(۱۶)
بخشیدن دیگران تمرین بسیار خوبی است برای بخشیدن خودتان، وقتی زمانش برسد
parastou
گرگ
گریه هورمونهای استرس را آزاد میکند. ناسزا گفتن توان تحمل درد را افزایش میدهد. عصبانیت میتواند به ما انگیزهٔ عمل بدهد.
از احساس خود آگاه باشید.
سکوت و لبخند تنها راه برای واکنش به درد نیست.
گاهی خوب است مانند گرگ زوزه بکشید.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
ا همیشه بزرگتر از دردی هستیم که حس میکنیم؛ همیشه. درد حاصلجمع نیست. وقتی میگویید «من درد دارم» هم «درد» هست و هم «من»، ولی «من» همیشه بزرگتر از درد است؛ چراکه «من» بدون درد نیز همچنان وجود دارد، درحالیکه درد فقطوفقط محصول همان «من» است و «من» به زندگی ادامه میدهد و پیش میرود تا حسهای دیگر را هم تجربه کند.
parastou
من لحظات دردناکی را تجربه کردهام؛ آنقدر دردناک که میخواستم همهچیز به پایان برسد. ولی وقتی دورتر ایستادم و نگاه کردم، آن دردها فقط سایههایی بودند که به روشنیها جلوه میدادند.
عمران رئیسی
برای آنکه بر مشکلی غلبه کنید، باید اول آن را ببینید. کسی نمیتواند از کوهی بالا برود که وانمود میکند وجود ندارد.
عمران رئیسی
آشنایی و عادت نوعی ترس به وجود میآورد؛ ترس از تغییر. این ترس باعث میشود روزی ببینیم که خود را درگیر مشاغلی کردهایم که علاقهای به آنها نداریم یا خود را درگیر روابط ناسالم با افرادی کردهایم که نگرشهای غیرسودمند مشابهی دارند. ما به این حسِ آشنا میگوییم «منطقهٔ امن»، ولی اغلب برعکس است و بهتر است نامش را منطقهٔ ناامن، منطقهٔ سکون یا منطقهٔ ناامیدی بگذاریم
من زنده ام و غزل فکر میکنم
زندگی به واقع به گرهگشایی ختم نمیشود. حتی مرگ هم گرهگشا نیست. حتی اگر به زندگی پس از مرگ اعتقادی نداشته باشیم، باید اعتراف کنیم که دنیای پس از ما به شیوهای نافهمیدنی ادامه مییابد. حتی مشخص نیست دیگران ما را به خاطر خواهند داشت یا نه و چگونه.
زندگی فقط پایان باز دارد و این مصیبت نیست، بلکه موهبت است. به قول پماچودرون، متفکر بودایی، «ما از گرهگشایی رنج میبریم». به نظر من این تفکر بسیار آرامشبخش است: اینکه بپذیریم در دنیایی که پایان همهچیز باز است، پایان بسته ممکن نیست.
من زنده ام و غزل فکر میکنم
قدرت
قدرتمندترین لحظهٔ زندگی زمانی است که تصمیم میگیرید دیگر نترسید.
101
من بیشتر لحظات خوب و رضایتمندانهٔ زندگیام را به این دلیل درک کردم که سالهای زیادی را در جهنم سپری کردهام.
مریم
«اگر انرژی درست به کار گرفته و هدایت شود، هر کاری میتواند انجام دهد».
عمران رئیسی
تنهایی به معنای نداشتن همراه نیست. زمانی احساس تنهایی میکنیم که گم شده باشیم؛ اما گاهی این گم شدن درست در میان جمع اتفاق میافتد. شدیدترین احساس تنهایی زمانی است که با کسانی باشید که از جنس شما نیستند. درمان تنهایی وجود افراد بیشتر نیست. درمان تنهایی این است که خود را بشناسیم.
عمران رئیسی
آسمان زیباتر نمیشود، اگر پوست بینقصی داشته باشید. صدای موسیقی جذابتر نمیشود، اگر شکم ششتکه داشته باشید. سگها صمیمیتر نمیشوند، اگر مشهور باشید. عنوان شغلی شما هرچه باشد، پیتزا همیشه خوشمزه است. جدا از آرزوهایی که دنیا ما را به داشتنشان ترغیب میکند، زندگی لذتهای بسیاری دارد.
احسان رضاپور
همه دربارهٔ ابرهای تیرهای که بالای سرشان است، حرف میزنند؛ ولی ما به هیچ وجه ابر نیستیم؛ ما آسمانیم و صرفاً ابرها را در درون خود داریم. ابرها میآیند و میروند. آسمان همیشه آسمان میماند.
مریم
وقتی شادمانیمان را به اتفاقهای بیرونی گره میزنیم، در اصل از کنترل خود دست میکشیم و سعادت خود را به دست نیروهایی خارج از کنترل خودمان میسپاریم، حال این نیروها هرچه میخواهند باشند درآمد، روابط، ازدواج، لامبورگینی، برنده شدن در قرعهکشی و محبوبیت در شبکههای اجتماعی «فقط به خاطر داشته باشید: هرچه چیزهایی که خارج از کنترل ما هستند، ارزش بیشتری برای ما داشته باشند، میزان کنترل ما کمتر میشود»
من زنده ام و غزل فکر میکنم
رسانههای اجتماعی شبیه نمایشگاهی است از زندگیهایی که شما تجربه نمیکنید، از رژیمهای غذاییای که شما از آنها پیروی نمیکنید، از مهمانیهایی که شما در آنها حضور ندارید، از سفرهایی که شما نمیروید و از لذتی که شما نمیبرید. پس فرصتی به خودتان بدهید و به جای فضای مجازی، صفحهٔ ذهن خودتان را بالاوپایین کنید. آنقدر در صفحه پایین بروید تا برسید به دلایل اینکه چرا باید برای کسی که هستید، سپاسگزار باشید. تنها چیزی که باید نگرانش باشید، از دست دادن خودتان است.
عمران رئیسی
مشکل شما این است که چگونه قرار است این زندگی یکتا و ارزشمند را که به شما هدیه شده، صرف کنید. آیا میخواهید آن را صرف تلاش برای خوب به نظر رسیدن کنید تا بقیه خیال کنند بر اوضاع مسلط هستید یا میخواهید زندگی را بچشید، از آن لذت ببرید و دریابید در حقیقت چه کسی هستید؟
بخشی از سخنرانی آن لاموت در جشن فارغالتحصیلی دانشگاه برکلی
عمران رئیسی
«اگر فکر میکنید سلامتی شما بستگی به این دارد که دیگران به اشتباهاتشان اعتراف کنند، یادتان باشد در قبرتان ایستادهاید و بیهوده انتظار میکشید». با نگه داشتن کینه در دلتان، هیچکس را غیر از خودتان مجازات نمیکنید. دیگران دیگراناند. شما شمایید.
عمران رئیسی
برای اینکه عاشق خودتان باشید، نیازی نیست مرتب پیشرفت کنید. عشق چیزی نیست که فقط در صورت رسیدن به هدفتان سزاوارش باشید. دنیا پر از مشکلات است؛ اما نگذارید فشار این مشکلات عشق شما را به خودتان از بین ببرد. شما از روز تولدتان شایستهٔ عشق بودهاید و همچنان شایستهٔ عشق هستید. با خودتان مهربان باشید.
احسان رضاپور
اشکالی ندارد اگر از لحظهلحظهٔ زندگیتان نهایت استفاده را نمیبرید.
احسان رضاپور
رویدادهای بیرونی خنثی هستند و فقط زمانی ارزش مثبت و منفی پیدا میکنند که وارد ذهن ما میشوند. در نهایت این بر عهدهٔ ماست که چطور با این رویدادها مواجه شویم. قطعاً این کار همیشه ساده نیست؛ ولی دانستن این نکته که میتوانیم به هرچیزی از دیدگاههای مختلفی نگاه کنیم، به ما آرامش میدهد. این آگاهی به ما قدرت هم میدهد؛ چراکه ما دیگر تحت کنترل دنیایی نیستیم که هرگز نمیتوانیم کنترلش کنیم؛ بلکه تحت کنترل ذهنی هستیم که با اراده و تلاش میتوانیم تغییرش دهیم و گستردهاش کنیم. ذهن ما زندان میسازد؛ اما کلیدش را هم به ما میدهد.
احسان رضاپور
سختترین سؤالی که تا به حال از من کردهاند، این است: «اگر هیچکس را نداشته باشم، برای که زنده بمانم؟» جواب این است: برای خود دیگرتان زنده بمانید؛ برای کسانی که در آینده ملاقات خواهید کرد و نیز برای کسانی که خودتان به آنها تبدیل خواهید شد.
احسان رضاپور
بودن یعنی رها کردن گذشته
بخشایش خودتان جهان را دلپذیرتر میکند. اگر باور داشته باشید آدم بدی هستید، آدم خوبی نمیشوید.
احسان رضاپور
امید مقاوم است و قدرت دارد که حتی در سختترین روزگار دوام بیاورد.
یادتان باشد امید همان شادمانی نیست. به بیان دیگر، برای امیدوار بودن لازم نیست حتماً شادمان باشید؛ بلکه باید بپذیرید که آینده نامعلوم است و بعضی از آیندهها ممکن است از امروز بهتر باشد. امید در سادهترین شکل به معنی پذیرش ممکنهاست.
احسان رضاپور
خوب است که عجیبوغریب باشیم. خوب است که نامتعارف باشیم. خوب است که با جمع تفاوت داشته باشیم. جان استوارت میل، فیلسوف بریتانیایی، معتقد بود که نامتعارف بودن و شکستن قانون همرنگی با جماعت و پیروی از سنتها تقریباً وظیفهٔ مدنی است. حتی اگر در ظاهر نامتعارف نباشیم، همهٔ ما خصلتهای عجیب و نامتعارفی داریم. فکرهایی که ناگهان به ذهنمان میرسند؛ جرقههای گاهوبیگاهی که میتوانیم آتشی از آنها بسازیم؛ فکرهایی که دیدگاه دیگری را مطرح میکنند یا روی دیگر سکه را در بحثی سیاسی نشان میدهند؛ فکرهایی که با بقیهٔ فکرهای ما کاملاً جور نیستند؛ سلایقی که با سلایق دیگر ما همخوانی ندارند. همچنان که سنمان بالا میرود، خوب است به سمت این خصلتهای نامتعارف متمایل شویم و به سمت فکرهایی برویم که بر خلاف روند جاری هستند؛ زیرا اینها همان بخشهایی از وجودمان هستند که ما را تازه نگه میدارند و قابلیت غافلگیر کردن را در ما ایجاد میکنند. این بخشها نمیگذارند شبیه بازخوانی ترانهٔ قدیمی خودمان شویم؛ بلکه کمک میکنند ترانهای جدید و اصیل باشیم.
مریم
همیشه نگران بودم که چرا با جمع جور نیستم تا اینکه بالاخره فهمیدم دلیلش این است که خودم نمیخواهم جور باشم.
مریم
مینوشم ستارهها را
گاهی
تا نهراسم از مرگ
برگرفته از شعر «از مرگ نمیهراسم»،
اثر ربکا اِلسون، از کتاب پاسخی به ترس
مریم
«انسان نه از خود مسائل، که از دیدگاهی که دربارهٔ آنها دارد، آزرده میشود.»
مریم
تنهایی به معنای نداشتن همراه نیست. زمانی احساس تنهایی میکنیم که گم شده باشیم؛ اما گاهی این گم شدن درست در میان جمع اتفاق میافتد. شدیدترین احساس تنهایی زمانی است که با کسانی باشید که از جنس شما نیستند. درمان تنهایی وجود افراد بیشتر نیست. درمان تنهایی این است که خود را بشناسیم.
مریم
به قول ویلفرد بیون «زیبایی اوضاع بسیار سخت را تحملپذیر میکند».
مریم
بخشیدن دیگران تمرین بسیار خوبی است برای بخشیدن خودتان، وقتی زمانش برسد.
مریم
حجم
۱۷۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۱۲ صفحه
حجم
۱۷۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۱۲ صفحه
قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
تومان