
بریدههایی از کتاب جان به لب
۳٫۸
(۲۹)
تا قبل از اون جلسهٔ دادگاه، خیلی اهل خلاف بودم، اهل ... . خودت بیشتر میدونی. بگذریم. اما دو تا کلمه بهم گفتی و اوضاعمو از اینرو به اونرو کردی؛ کلمهٔ اولت این بود که "آقا" صدام کردی، دومیشم اینکه من متهم بودم، ولی بهم گفتی "بفرمایین بشینین"، دقیقاً مثل همین حرفی که امروز بهم زدی، مثل امروزی که متهم نبودم.»
گل پری
«خدایا، چندین ساله که توی کار قضاوتم. پای این کار، عمر و زندگیمو گذاشتهم تا تو راضی باشی. خدایا، اینهمه زحمت موردتأیید تو هم هست یا خردهشیشه و ناخالصی قاتی کارمه؟»
bidel_128
- حسب محتویات پرونده، متهم هستی به حمل ۲۴۲ کیلوگرم تریاک.
بلافاصله، هراسان و متعجب، گفت: «آقای مزیدی، با گونی حساب کردی اینا رو یا بدون گونی؟ جنسی که من حمل میکردم، ۲۴۱ کیلو تریاک بوده، نه ۲۴۲ کیلو. اون یک کیلوی اضافه رو احتمالاً با گونیهاش حساب کردی. آخه من آدمی نیستم که یک کیلو وزن گونیها رو بکشم روی جنسم. اهل کمفروشی نیستم، ابداً. من مال حروم نمیآرم تو خونه و زندگیم.»
ماوی:)))
با اوردن این موارد، خواستم بار معنوی این پیوند رو بیشتر کرده باشم.
مواردی که ایشان لطف فرموده بودند و جهت سنگین کردن بار معنوی مهریه اضافه کرده بودند به این شرح بود: «همچنین زوج باید یک جلد کلامالله مجید، یک جلد نهجالبلاغه و یک جلد صحیفهٔ سجادیه را با خط خوش رونویسی کند و به تأیید یکی از علمای شهر برساند.»
ماوی:)))
