جملات زیبای کتاب پناهم باش | طاقچه
تصویر جلد کتاب پناهم باش

بریده‌هایی از کتاب پناهم باش

۳٫۵
(۱۰)
با چشم گریان، برگشتم خانه. دلم برای بچه‌ها می‌سوخت. من امانت‌دار خوبی نبودم. زهرا بغلم کرد. دختر ده‌ساله‌ام همدم و هم‌راز من بود. مامان طاهره! مگه کمکت نکردم فاطمه رو بزرگ کردی؟! اون‌موقع تازه کوچیک بودم. حالا بزرگ‌ترم. بیشتر کمک می‌کنم. اصلاً من مامان این بچه می‌شم. حسین دستم را بوسید. مامان، تو می‌خوای بچه رو بکشی؟ اصلاً من کمتر می‌خورم. لقمه کمتر می‌گیرم تا به بچه برسه. خودم کمکت می‌کنم. مامان، نگهش دار.
سعید علوی صدر
علی می‌دود. دست‌هایش را روی کمرم می‌گذارد و مالش می‌دهد. از روزی که تصمیم گرفتم بچه را نگه دارم. علی عجیب آرام شده‌است و خبری از بدقلقی‌ها و بداخلاقی‌هایش نیست. دلم برای فرشته‌هایم غنج می‌رود.
سعید علوی صدر
مشق زندگی را می‌توان از روی دست بعضی آدم‌ها نگاه کرد و نوشت. آن‌قدر که خوب می‌نویسند و به‌قاعده.
Anita
«مردم حرف زیاد می‌زنن. توکلت به خدا باشه.»
Anita
وقتی خدا هست، به هیچ‌کس و هیچ‌چیز دیگه‌ای احتیاج نیست
Anita
سخنم در یک کلام این است که من حق داشتن حال بد دارم
Anita
حسرت راه بازگشت را بر آدمی می‌بندد، اگر چشم‌هایش خوب نبیند.
Anita
حسرت طولانی خواهد بود، حتی بیشتر از صدوبیست‌وپنج روز
Anita
تصمیم‌ها مسیر را می‌سازند، راه را کج می‌کنند، زندگی را سامان می‌دهند و ویران می‌کنند. تصمیم‌ها گاهی آدم می‌سازند و گاهی آدم می‌سوزانند. آدم‌هایی که بعد از آن تصمیم، حتی دیگر خودشان را هم نمی‌شناسند و چیزی را که از خودشان می‌بینند باور نمی‌کنند.
Anita
هر روزِ زندگی آدم‌ها پر شده از تصمیم‌های کوچک و بزرگ. پشت تصمیم‌های سرنوشت‌ساز یک گذشته می‌نشیند. گذشته‌ای که یک عمر همراه آدم‌هاست. گاهی تلخی‌اش بر شیرینی‌اش می‌چربد و گاهی برعکس.
Anita
فرصت را باید در آن دو روز میانی جست‌وجو کنید. با آن معنای معجزه را درک کنید. از تاریکی چاه بیرون آیید و بعد از ماه کبود فرصت زندگی را روشنِ روشن ببینید. فرصت می‌تواند دوِ زندگی‌تان را نه به علاوهٔ یک، بلکه به علاوهٔ سعادت کند
Anita
کدام همدم خون به جگر آدم می‌کند؟
Anita
زندگی همیشه آرام و یکنواخت نیست. گاهی مثل سازِ ناکوک است. آن‌قدری که احساس می‌کنی به‌تنهایی نمی‌توانی آهنگ زندگی‌ات را بنوازی و به تعادل برسی. دنبال کسی می‌گردی که ریتم زندگی‌ات را به دستش بسپاری تا آرامش را به روح و روانت برگرداند.
Anita
تلاش می‌کردم دل نبندم که بعد دل کندن برایم سخت باشد.
Anita
عزیزکرده‌ها همیشه نازشان خریدار دارد. ناز واقعی را خریداری می‌کشد که ارزش عزیزکرده‌اش را بداند. عزیزش زشت باشد یا زیبا، سالم باشد یا نباشد، همه‌جوره پایش می‌ایستد.
Anita
رؤیاها خیلی هم دور از دسترس نیستند. کافی است قدم‌هایمان را برای واقعی شدن آن‌ها محکم برداریم.
Anita
هنوز شروع نشده قافیه رو باختی؟ محکم باش عزیزم تازه اولشه
Anita
نقش اصلی پردهٔ زندگی‌ات خودت هستی. همهٔ چشم‌ها خیره به هنرنمایی توست. اما مهم چشمی است که می‌خواهی تو را ببیند.
Anita
برای او که با تولدش تاریکی‌ها را از پیش چشمم کنار زد و چشمم روشن شد.
Anita
آدم‌ها حق دارند غمگین شوند، حق دارند بیمار شوند، حق دارند رنج بکشند، حق دارند افسرده شوند و حق دارند حال بد را تجربه کنند.
Anita
نترس! که من با تو هستم.
Anita
آدم که بابا نداشته باشه. هیچ‌کی رو نداره.
rainy day
گاهی چرخ‌هایِ جهانِ بیرون ما به دلیل انتخاب خودمان از حرکت می‌ایستند. حس می‌کنیم آخر دنیا ایستاده‌ایم و تمام درها به روی ما بسته شده‌است، اما ناگاه راهی جدید در برابرمان گشوده می‌شود که درهای آن را نه در بیرون، بلکه درون خودمان باید جست‌وجو کنیم.
Anita
سردی قلبم کلمات را سرد و بی‌احساس روی زبانم آورد. وا، مگه چی کار کردم؟ مگه چی شده که این‌طوری با من حرف می‌زنین؟
Anita
توی این‌همه سرگشتگی‌ها و ناامیدی‌ها می‌گفتم: «اینا همه‌اش تقاص کارمه. اما باز دم خدا گرم که داره این‌طوری جریمه می‌کنه.» دلم برای خدا هم تنگ شده بود.
Anita
تقویم زندگی هر انسانی در عین شباهت با بقیهٔ آدم‌ها، صفحاتی منحصر به خودش دارد. در تقویم ما ممکن است یک روز آرام و بی‌سروصدا تمام شود، اما در تقویم انسانی دیگر غوغایی به پا شود که زندگی‌اش را متلاطم کند. روزگار ما انسان‌ها پر شده‌است از روزهای پرسکوت، پرتلاطم، شاد، تلخ، گس و حتی بی‌حس.
Anita
من سال‌هاست منتظر اومدنشم. حاضرم جونم‌و فداش کنم.
Anita
غفلت اگر کنیم، ستون‌های زندگی‌مان را روی پایه‌های سستی از جنس باد، حرف و سرزنش دیگران بنا کرده‌ایم که می‌تواند در یک آن، همه‌چیزمان را هیچ کند.
Anita
برخی پرده‌ها را انگار قبلاً دیده‌ای، در ابتدایِ روایتِ پرده‌ای دیگر پایانش را خوب می‌دانی. دلت می‌خواهد صدا بزنی، قهرمان پرده را بیدار و هوشیار کنی، اما او در خواب خودخواستهٔ عمیقی فرو رفته. به خوابش راهی نیست.
Anita
آدم که بابا نداشته باشه. هیچ‌کی رو نداره.
Anita

حجم

۲۷۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

حجم

۲۷۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان