
بریدههایی از کتاب زنی در برلین
۳٫۷
(۲۶)
یکبار دیگر باید به اثرات تنهایی در جهان، در میانهٔ ترس و مصیبت فکر کنم. از برخی جهات آسانتر است، چرا که مجبور به تحمل اشخاص دیگری که در رنجاند و عذاب میکشند نیستی.
fatemeh.gh
زنان در جنبش مقاومت آلمان وظیفهٔ تدارکات را بر عهده داشتند و وقتی همسران یا دوستانشان ترسخورده و حیران و درمانده از شکست بازمیگشتند نخستین کسانی بودند که آثار و عوارض خرابی و ویرانی را میزدودند.
شراره
دعایی که از سر ترس و نیاز باشد و بر زبان آدمهایی جاری شود که وقتی حالشان خوب بود اصلاً دعا نمیخواندند، چیزی بیش از گدایی رقتآور نیست.
شراره
موهبتی الهی است که همچنان بتوان بهآسانی و بیوقفه دعا خواند، آن هم وسط فشار و شکنجه، در میان تمام نومیدیها و ترسهایمان. خوشا به حال آدمهایی که از عهدهٔ این کار برمیآیند.
nina61
ما قربانیان این تجاوز گروهی گسترده، به همان ترتیب گروهی هم بر آن غالب آمدیم. هر زن با حرف زدن از آن به زنان دیگر کمک میکرد، به دیگری امکان بازگو کردن آن چیزی را میداد که بر دلش سنگینی میکرد، اینکه رنج و مصیبت را تُف کند و بیرون بریزد.
fatemeh.gh
باز هم ما زنها بهتر طاقت میآوریم، و بهسرعت دچار سرگیجهٔ شکست نمیشویم.
fatemeh.gh
ترس و نگرانی را در همهجا میتوان حس کرد، مردم برای نان، زندگی، کار، درآمد و فردایشان نگراناند. شکست، شکستی سنگین و تلخ.
fatemeh.gh
تجاوز چه معنایی دارد؟ وقتی این کلمه را اولینبار، جمعه عصر، توی زیرزمین با صدای بلند به زبان آوردم، ستون فقراتم به لرزه افتاد و تیر کشید. حالا میتوانم به آن فکر کنم، با دستی که دیگر نمیلرزد، روی کاغذ بیاورمش و بلند ادایش کنم تا به شنیدنش خو بگیرم. انگار بدی مطلق باشد، همهچیز در آن ته میکشد و تمام میشود، اما نه، بدتر از آن هم هست.
شراره
دعایی که از سر ترس و نیاز باشد و بر زبان آدمهایی جاری شود که وقتی حالشان خوب بود اصلاً دعا نمیخواندند، چیزی بیش از گدایی رقتآور نیست.
nina61
ما زنها همیشه بر تکلیف فعلیمان تمرکز میکنیم. همیشه وقتی به لحظهٔ حال پناه میبریم تا از نگرانی دربارهٔ آینده بگریزیم، خوشحال میشویم.
nina61
دعایی که از سر ترس و نیاز باشد و بر زبان آدمهایی جاری شود که وقتی حالشان خوب بود اصلاً دعا نمیخواندند، چیزی بیش از گدایی رقتآور نیست.
fatemeh.gh
ما در انتظار حقارتی که نصیبمان خواهد شد زبان را از اعتبار ساقط میکنیم.
fatemeh.gh
انسان گرگِ انسان است۱۶۰، در همهجا و هر زمان، عین واقعیت است. و امروزه، بیش از هر موقع دیگری، حتی برادر با برادر. سعی میکنم به خود بقبولانم که مادران گرسنه اولویت را به کودکان خود میدهند -یقیناً برای اینکه آنها بخشی از وجود و تن خودشان هستند. ولی همین سالهای اخیر چه تعداد مادر را به هلفدانی انداختند، برای اینکه کوپن شیر بچهشان را فروخته یا با سیگار تاق زده بودند؟ در وجود انسان گرسنه گرگ است که برنده میشود.
fatemeh.gh
آینده در مقابلمان همچون دیواری از سکوت و ظلمت قد علم میکند. تنها کاری که من میتوانم بکنم مقاومت کردن است، روشن نگه داشتن شعلهای در وجودم. اما چرا؟ که چه بشود؟ چه چیزی در انتظارم است و هدفم چیست؟ به طرز ناامیدکنندهای احساس تنهایی میکنم.
fatemeh.gh
بیتردید عادت به دزدی ریشه در فقر دارد، این عادت دارد در میان ما هم شایع میشود.
fatemeh.gh
یتیمها بیخانماناند. غمناکترین چیز برای یک زن تنها این است که هربار که چیزی شبیه یک زندگی خانوادگی مییابد، بعد از مدتی تبدیل به موجودی مزاحم میشود، زیادی است، خوشایند یکی نیست، چون خوشایند دیگری است، و آخرسر برای حفظ آرامش بیرونش میکنند.
fatemeh.gh
هیچ قربانیای حق ندارد رنج و درد خود را تبدیل به تاج خاری کند و با خود این طرف و آن طرف ببرد. من، در هر حال، خودم این حس را داشتم که آنچه به سرم میآید حسابی است در حال تسویه شدن.
fatemeh.gh
با کتابها و عکسها و خرتوپرتهایی که دوروبر خودمان جمع میکنیم. ستارهٔ دریاییام که یادگار آن آخرین تابستان صلح و صفا در جزیرهٔ نوردرنی بود، گلیمی که گرت از ایران برایم آورده بود، ساعت شماطهدار قراضه، عکسها، نامههای قدیمی، زیتر (نوعی ساز موسیقی شبیه سنتور)، سکههایی از دوازده کشور مختلف، تکهای بافتنی که تازه دست گرفته بودم... همهٔ یادگارها، پوستها و صدفهای قدیمی؛ رسوبات و بازماندههای عزیز سالهای عمر.
حالا که همهٔ آنها از میان رفته و تنها چمدانی رخت و لباس کهنه برایم باقی مانده احساس برهنگی و سبکبالی میکنم.
پارسا محمدی
دعایی که از سر ترس و نیاز باشد و بر زبان آدمهایی جاری شود که وقتی حالشان خوب بود اصلاً دعا نمیخواندند، چیزی بیش از گدایی رقتآور نیست.
پارسا محمدی
حجم
۳۷۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۳۷۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
قیمت:
۱۳۸,۰۰۰
تومان