
٪۵۰
Book
۵۷
شروع یک کتاب مانند سوار قطار شدن برای رفتن به تعطیلات است.
شراره
۱۹
وقتی چیزی موجبات آزردگی شما را فراهم میساخت، بدین معنا بود که آن چیز اهمیت ویژهای برای شما داشت.
Book
۱۹
«یه وقتهایی آدم لازم داره دربارۀ یهسری چیزها با یکی حرف بزنه.»
Book
۱۹
این روزها پیدا کردن یه همچین آدمهایی راحت نیست. دیگه کسی واسه خوشرفتار بودن ارزشی قائل نیست.
Book
۱۸
وقتی شما نمیتوانید برای آینده رؤیابافی بکنید، همیشه به یاد گذشته میافتید.
•Nastaran•
۱۸
در طول تاریخ، همۀ دیکتاتورها و مستبدها و ستمگرها با هر نوع دیدگاه و ایدئولوژی ــ آریایی، افریقایی، آسیایی، عرب یا هر نژاد دیگر ــ همه یک ویژگی مشترک دارند: این عقیده که کتابها بهشدت خطرناکاند؛ آنها انسانها را به تفکر وامیدارند.
Book
۱۶
رمانها واسه خلأهای زندگی به وجود اومدهان.
nina61
۱۲
خداوند افکار ما رو خاموش کرد تا فقط خودمون بتونیم اونها رو بشنویم. هیچکس دیگه قرار نیست بدونه ما واقعاً به چی فکر میکنیم.
Negin
۱۲
وقتی یک نفر جایی منتظر شماست، مثل کبریتی است که شبهنگام در دشت و صحرا روشن میکنید.
Book
۱۱
ذهن مثل یه انبار میمونه که خاطرات رو توی خودش تلنبار میکنه و مردم رو به جنون میرسونه.
Book
۱۰
دیتا احساس میکرد که شخصیتهای آن کتاب او را بهتر از خانوادهاش میشناسند
Book
۹
در آنجا ارزش یک گلوله بسیار بیشتر از ارزش یک انسان است.
AS4438
۸
امید لبۀ تیز و برندهای داشت که اگر دستت را روی آن میگذاشتی، آن را قطع میکرد.
SARA
۸
در طول تاریخ، همۀ دیکتاتورها و مستبدها و ستمگرها با هر نوع دیدگاه و ایدئولوژی ــ آریایی، افریقایی، آسیایی، عرب یا هر نژاد دیگر ــ همه یک ویژگی مشترک دارند: این عقیده که کتابها بهشدت خطرناکاند؛ آنها انسانها را به تفکر وامیدارند.
SARA
۷
با اینکه راهِ خدا مستقیمه، مسیر رسیدن به اون پیچدرپیچه
eloohii
۷
ادبیات همان نور کبریتی است که نیمهشب در میان تاریکی مطلق روشن میشود. شاید این کبریت نورِ اندکی در آن فضا ایجاد کند و فقط آن محوطه را روشن سازد، اما، بیشتر از آن، ما را متوجه تاریکی اطرافش خواهد ساخت.
AS4438
۶
زیباترین گُلها از کثیفترین و زشتترین گودالها سر برمیآورند.
red rose
۶
در طول تاریخ، همۀ دیکتاتورها و مستبدها و ستمگرها با هر نوع دیدگاه و ایدئولوژی ــ آریایی، افریقایی، آسیایی، عرب یا هر نژاد دیگر ــ همه یک ویژگی مشترک دارند: این عقیده که کتابها بهشدت خطرناکاند؛ آنها انسانها را به تفکر وامیدارند.
Book
۶
چیزی که نگهبانانِ بیرحم بسیار از آن وحشت داشتند کتاب بود.
fatemeh
۵
خدا هوای بیچارهها رو داره
ایران آزاد
۵
البته که شما میتونین همینطوری به زندگیتون ادامه بدین اما این اون زندگیای نیست که شما لایقش باشین، این یه زندگی خیلی معمولیه. فرق بین زندگی با اون چراغی که میگم توی وجود شماست و خاموش شده با چراغ روشن مثل وارد شدن به یه غار با نور کبریت و وارد شدن با نورافکنه. شما با مهاجرت به سرزمین آباواجدادیمون باعث میشین که اون نور با قدرتی باورنکردنی به راهش ادامه بده و بهمحض قدم گذاشتن شما به فلسطین درون شما رو روشن میکنه. این چیزی نیست که من بتونم دربارهاش با شما صحبت بکنم. شما باید خودتون اون رو تجربه بکنین. اون موقع است که همهچیز رو میفهمید. و اون موقع است که به هویت خودتون پی میبرین.
eloohii
۵
همیشه با روشن شدن یک حقیقت، چیزی از هم فرومیپاشد.
fatemeh
۴
با اینکه راهِ خدا مستقیمه، مسیر رسیدن به اون پیچدرپیچه
fatemeh
۴
«نازیها میتونن خونههای ما رو بگیرن، چیزهایی که به ما تعلق داره، لباسهامون، و حتی موهای سرمون، اما مهم نیست چقدر میتونن داشتههای ما رو ازمون بگیرن، اونها امید ما رو دیگه نمیتونن ازمون بگیرن. اون دیگه مال خودمونه.
AS4438
۴
وقتی که شما احساس کوچک بودن میکنید، دنیا در نظرتان عظیمتر و بزرگتر میگردد.
red rose
۴
«مهم نیست نازیها چندتا مدرسه رو میبندن، هربار که یه نفر پا میشه و داستان تعریف میکنه و بچهها گوش میکنن، یه مدرسه درست شده.»
Book
۴
در سنی که ما هستیم، یک سال هم یک سال است و بسیار اهمیت دارد. با خود تغییرات بسیار و البته پیشرفتهای بسیار زیادی را هم در دنیای واقعی به همراه میآورد! اما من مجبورم مثل یک خفاش اینجا بمانم؛ بله، انگار داخل سوراخی متعفن گیر کردم و این اطمینان را به تو میدهم که مقایسهام درست بوده و اغراق نکردهام.
یك رهگذر
۴
اگر آنها شما را در یک دیوانهخانه حبس بکنند، بدترین چیزی که میتواند برای شما اتفاق بیفتد این است که شما عاقل باشید.
eloohii
۴
«یه وقتهایی آدم لازم داره دربارۀ یهسری چیزها با یکی حرف بزنه.»
eloohii
۴
نقاشی راهی برای فرار است.