
کتاب مجموعه آثار چخوف (جلد پنجم)
جزیره ساخالین
انتشارات:
انتشارات توس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ati
۰
از من سوال شد که آیا مأموریت رسمی بر عهده دارم یا نه. جواب دادم: نه.
بارُن پرسید:
- دستکم مأموریتی از طرف یک انجمن علمی یا از طرف روزنامهای ندارید؟
توی جیبم یک کارت خبرنگاری داشتم اما از آنجایی که قصد هم نداشتم توی روزنامهها مطلبی درباره ساخالین منتشر کنم و از آنجایی که نمیخواستم انسانهایی را که از قرار معلوم به من اعتماد کامل داشتند گمراه کرده باشم جواب دادم: نه.
ati
۰
در تمام مدتی که در ساخالین به سر میبردم فقط پای چشمه، توی آلونک یک مهاجر و همینطور اینجا، در دربینسکویه، در این صبح بارانی و کثیف، در لحظههایی به نظرم میآمد که نهایت تحقیر انسان را - تحقیری که به مرز بینهایت رسیده بود- مشاهده میکنم.
ati
۰
محال است انسانی مهربان و خوشقلب هوس کند پای دیوار زندان آواز بخواند.
ati
۰
تبعیدی به اسم آلتوخف دیدم که پیرمردیست ۶۰ ساله - شاید هم بیشتر که همیشه به شیوه زیر فرار میکند: تکهای نان برمیدارد، درِ کلبه خود را قفل میکند، حدود نیم ورستا از پاسگاه دور میشود، میرود بالای کوه مینشیند و به تایگا و به دریا و به آسمان خیره میشود؛ در این حال دو روز در همان نقطه مینشیند، سپس به خانه باز میگردد، مقداری خوراکی برمیدارد و باز بالای کوه میرود... پیش از این شلاقش میزدند اما حالا به فرارهایش فقط میخندند
