جملات زیبا از متن کتاب سلخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب سلخsubscriptionAvailable

کتاب سلخ

چونک شمس‌الدین تبریزی کنون شد یار

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
غزاله شکرابی
انتشارات: 
نشر سیزده

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Parinaz
۹
همهٔ عالم در یک کَس است، چون خود را دانست، همه را دانست.
Parinaz
۳
آن نفس که شد عاشق، اماره نخواهد شد
Parinaz
۳
انسان گاهی با عقل و نگاه اندک خود به هرچه می‌نگرد و گمان می‌برد همان که او فهم کرده تمام است که البته این نباشد.
Parinaz
۲
به من بنگر زیراکه چشم‌ها باهم سخن‌ها می‌گویند. دهان که منفعل گردد، چشم سخن می‌آغازد.
Parinaz
۲
من کو؟ مرا خبر نیست. اگر مرا بینی، سلام برسان.
Parinaz
۱
تو را بی‌کس یافتم، همه یاران رفتند به سوی مطلوبان خود، تنهات رها کردند، من، یار بی‌یارانم...
Parinaz
۱
با مردمان در حد خودشان سخن بگو
Parinaz
۱
به یاد نگه دار که هر فسادی که در عالم افتاد، از این افتاد که؛ یکی، یکی را معتقد شد، به تقلید! یا منکر شد، به تقلید...
Parinaz
۱
ایام را مبارک‌باد از شما، مبارک شمایید، ایام می‌آیند تا به شما مبارک شوند.
Parinaz
۰
آن‌روی که سوی تو بود خواندی، آن‌روی که سوی یار است هم بباید خواندن.
Parinaz
۰
محبوب را به نظر مُحب باید بنگرند.
Parinaz
۰
«بدان خلل از این است که خدا را به نظر محبت نمی‌نگرند، به نظر علم می‌نگرند و به نظر معرفت، و نظر فلسفه... نظر محبت کار دیگر است.»
parisa bn
۰
یاد نداشت جایی ماندنش به درازا کشیده باشد، به‌محضِ پاگیرشدن در جایی، نیرویی درونی او را به پرواز و ترک مکان فرامی‌خواند که «برو ای شمس پرنده! تو بی‌آرامی، تو قرار نمی‌یابی پس سفر کن از اینجا.» اما اینبار فرق داشت، داشت چله‌ای می‌شد که او دوام آورده بود در سکون!