«همواره با تعجب، در آینه به خود مینگرم!
گویی هیچ گاه "من" برای من عادت نمیشود... که اگر برایت عادت شود، کار تمام است! زیرا برای یافتن آنچه در "خود" توست خواهی رفت و سرتاسر "بیرون" را زیرورو خواهی کرد!
وقتی به مردمکهای سیاهِ درون چشمهایم نگاه میکنم بسی مبهوت میشوم...
یعنی تاکنون همهٔ اینها که دیدهام از داخل همین دو روزنهٔ کوچک و لرزان بوده است؟! چقدر عجیبم! تو هم همین طور... به خودت نگاه کن!»