اشوزدنگهه پاسخ داد: وقتی رنجها را تقسیم میکنند، از هیچ کس نمیپرسند که چقدر سهم میخواهد! اما جای شُکرش باقیست که حکمتها اغلب از دل رنجها حاصل میشوند نه از دل لذّتها و خوشیها!
minoo
اشوزد دستش را پس از ساعتها، به آهستگی از بین دستان فرتوتِ نیرومندترین دستهای جهان آن روزگار، بیرون کشید و گریست. هیچ ذرّهای در هستی این گیتی نبود که او بتواند به وفاداری آن تکیه کند.
minoo
«ایرانی، خونِ سیاوش دارد.
ای دُژخیم!
آن را نریز
و کیخسرو را از یاد مبر!»
amirhossein
ماردوش در سکوت نگاهش کرد و پرسید: آیا بهراستی من ستمگرترین بودم؟!
اشوزد زمزمه کرد: پس از تو نوبهنو کسانی آمدند که نامشان در ستمگری، اسطوره نشد! اما اگر روزی با آنها رودررو شوی خواهی دید که آنها استادند و تو شاگردی بیش نبودهای...
کیهان