جملات زیبای کتاب آنی شرلی در ویندی پاپلرز (کتاب چهارم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آنی شرلی در ویندی پاپلرز (کتاب چهارم)subscriptionAvailable

کتاب آنی شرلی در ویندی پاپلرز (کتاب چهارم)

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Fateme
۸۲
بین همهٔ اتفاق‌های نامطمئن زندگی، ازدواج‌کردن از همه نامطمئن‌تر است.
Book
۶۹
بین همهٔ اتفاق‌های نامطمئن زندگی، ازدواج‌کردن از همه نامطمئن‌تر است.
Book
۲۱
من از آدم‌هایی که پشت سر دیگران حرف می‌زنند، خوشم نمی‌آید.
Book
۲۱
شادکردن دیگران خیلی لذت‌بخش است
Fateme
۱۹
اصلاً دوست ندارم کتابی را که عاشقشم، امانت بدهم... چون به نظر می‌آید هیچ‌وقت مثل اولش برنمی‌گردد...
ماه نورد
۱۴
ولی گیلبرت! هرگز اجازه نده زیادی بزرگ و عاقل شوی... آن‌قدر بزرگ که دیگر عقلت اجازه ندهد قدم به سرزمین افسانه‌ای بگذاری.
Book
۱۳
بهار بود... بهار... بهار! حتی خانم گیبسون هم نمی‌توانست از شکوفه‌کردن درختان آلو جلوگیری کند.
Book
۱۱
تقلیدکردن خالصانه‌ترین چاپلوسی است.
Book
۸
مردنم بهتر از زنده‌بودنم است. هیچ‌کس مرا نمی‌خواهد.
Book
۸
به قول ریبکا دیو، هر چیزی حدی دارد.
mk12
۵
به قول یک نفر نفرت همان عشق است، فقط مسیر را اشتباه رفته.
ماه نورد
۴
همیشه عاشق شب بوده‌ام. دوست دارم، بیدار بمانم و به گذر عمر فکر کنم؛ به گذشته، حال و آنچه که در راه است. به‌خصوص به آنچه که در راه است.
Ariana☀️⛵️
۴
در برج خودم، تنهایم. سکوت مخملی شب، فضای بیرون را فرا گرفته. حتی صنوبرها هم تکان نمی‌خورند. همین‌حالا سرم را از پنجره بیرون بردم و به‌سوی کسی که در چند کیلومتری کینگزپورت زندگی می‌کند، یک... فرستادم.
aslan
۴
گیلبرت! تابه‌حال متوجه شده‌ای چند نوع سکوت وجود دارد؟ سکوت جنگل... سکوت ساحل... مرغزار... شب... بعدازظهر تابستانی. و هریک با دیگری تفاوت دارد، چراکه هرکدام از گونه‌ای متفاوت است و حال و هوای خاص خودش را دارد. مطمئنم اگر نابینا بودم و حتی نمی‌توانستم گرما و سرما را حس کنم، بازهم از نوع سکوت اطرافم می‌فهمیدم، کجایم.
سودا:)
۴
ولی خیلی‌ها هستند که خوشی امروز را قربانی احتمالات تلخ فردا می‌کنند.
narges
۴
خیلی وقت است که دعا می‌کنم، ولی مثل‌اینکه تعداد دعاهایی که خدا باید به آنها رسیدگی کند، خیلی زیاد است.
Book
۳
هر کاری کردند، تسلیم نشوید. آنها نمی‌توانند در مقابل وسوسه‌های شیطان مقاومت کنند.
Book
۳
خانم شرلی خیلی تودار بود... خیلی تودار!
✩𝑽𝒊𝒐𝒍𝒆𝒕✩
۳
مردها به‌جز مشکل درست کردن، کار دیگری بلد نیستند و بین همهٔ اتفاق‌های نامطمئن زندگی، ازدواج‌کردن از همه نامطمئن‌تر است.
محمد
۳
ـ هیچ‌کس برای خیال‌بافی کردن پیر نیست. خیالات هم هرگز پیر نمی‌شوند.
ema
۳
آگاه‌بودن یک جور آماده‌شدن است.
ashi
۳
ولی گیلبرت! هرگز اجازه نده زیادی بزرگ و عاقل شوی... آن‌قدر بزرگ که دیگر عقلت اجازه ندهد قدم به سرزمین افسانه‌ای بگذاری.
کاربر ۸۶۸۷۰۲۸
۳
دوستت دارم، چون گیلبرت هستی!
کاربر ۲۷۴۴۳۵۳
۳
اصلاً دوست ندارم کتابی را که عاشقشم، امانت بدهم... چون به نظر می‌آید هیچ‌وقت مثل اولش برنمی‌گردد...
mk12
۳
همان‌طور که هیچ شعله‌ای به‌طرف پایین نمی‌سوزد، هیچ انسانی هم بدون مشکل زندگی نمی‌کند.
narges
۳
من از آدم‌های خرافاتی خوشم می‌آید. آنها زندگی را از یکنواختی درمی‌آورند. به نظرتو اگر همه عاقل، منطقی و خوب بودند، دنیا کسل‌کننده نمی‌شد؟
narges
۳
همان‌طور که هیچ شعله‌ای به‌طرف پایین نمی‌سوزد، هیچ انسانی هم بدون مشکل زندگی نمی‌کند.
Book
۲
خصومت پرینگل‌های بزرگ‌سال، مثل مهی که پرتوی خورشید بر آن تابیده باشد، ناپدید شد.
کاربر ۷۵۴۲۱۲۶
۲
همه مژدهٔ آمدن بهار را می‌دهند... جویبار کوچک و پرنشاط، مه آبی‌رنگ روی شاه توفان، افراهای بیشه‌زار که برای خواندن نامه‌هایت به میانشان می‌روم، درختان گیلاس سفیدپوش حاشیهٔ جادهٔ اسپوک، سینه‌سرخ‌های براق و جسوری که در حیاط پشتی سربه‌سر داستی میلر می‌گذارند، پیچک سبزرنگ و آویخته بر فراز نیم‌دری که الیزابت برای گرفتن شیرش به آنجا می‌آید، کاج‌هایی که با منگوله‌های نورسته‌شان اطراف قبرستان قدیمی سرک می‌کشند... حتی خود قبرستان قدیمی که تمام بوته‌های کنار قبرهایش گل داده‌اند و سبز شده‌اند، گویی فریاد می‌زنند که حتی اینجا هم زندگی بر مرگ، غلبه می‌کند.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز
۲
آنی سوار درشکه شد، ولی هنوز زیاد از ویندی پاپلرز دور نشده بود که آخرین پیغام به دستش رسید.