جملات زیبای کتاب آنی شرلی در ویندی پاپلرز (کتاب چهارم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آنی شرلی در ویندی پاپلرز (کتاب چهارم)

بریده‌هایی از کتاب آنی شرلی در ویندی پاپلرز (کتاب چهارم)

۴٫۳
(۴۱)
بین همهٔ اتفاق‌های نامطمئن زندگی، ازدواج‌کردن از همه نامطمئن‌تر است.
Fateme
بین همهٔ اتفاق‌های نامطمئن زندگی، ازدواج‌کردن از همه نامطمئن‌تر است.
Book
من از آدم‌هایی که پشت سر دیگران حرف می‌زنند، خوشم نمی‌آید.
Book
شادکردن دیگران خیلی لذت‌بخش است
Book
اصلاً دوست ندارم کتابی را که عاشقشم، امانت بدهم... چون به نظر می‌آید هیچ‌وقت مثل اولش برنمی‌گردد...
Fateme
ولی گیلبرت! هرگز اجازه نده زیادی بزرگ و عاقل شوی... آن‌قدر بزرگ که دیگر عقلت اجازه ندهد قدم به سرزمین افسانه‌ای بگذاری.
ماه نورد
بهار بود... بهار... بهار! حتی خانم گیبسون هم نمی‌توانست از شکوفه‌کردن درختان آلو جلوگیری کند.
Book
تقلیدکردن خالصانه‌ترین چاپلوسی است.
Book
مردنم بهتر از زنده‌بودنم است. هیچ‌کس مرا نمی‌خواهد.
Book
به قول ریبکا دیو، هر چیزی حدی دارد.
Book
به قول یک نفر نفرت همان عشق است، فقط مسیر را اشتباه رفته.
mk12
همیشه عاشق شب بوده‌ام. دوست دارم، بیدار بمانم و به گذر عمر فکر کنم؛ به گذشته، حال و آنچه که در راه است. به‌خصوص به آنچه که در راه است.
ماه نورد
در برج خودم، تنهایم. سکوت مخملی شب، فضای بیرون را فرا گرفته. حتی صنوبرها هم تکان نمی‌خورند. همین‌حالا سرم را از پنجره بیرون بردم و به‌سوی کسی که در چند کیلومتری کینگزپورت زندگی می‌کند، یک... فرستادم.
Ariana☀️⛵️
گیلبرت! تابه‌حال متوجه شده‌ای چند نوع سکوت وجود دارد؟ سکوت جنگل... سکوت ساحل... مرغزار... شب... بعدازظهر تابستانی. و هریک با دیگری تفاوت دارد، چراکه هرکدام از گونه‌ای متفاوت است و حال و هوای خاص خودش را دارد. مطمئنم اگر نابینا بودم و حتی نمی‌توانستم گرما و سرما را حس کنم، بازهم از نوع سکوت اطرافم می‌فهمیدم، کجایم.
aslan
ولی خیلی‌ها هستند که خوشی امروز را قربانی احتمالات تلخ فردا می‌کنند.
سودا:)
خیلی وقت است که دعا می‌کنم، ولی مثل‌اینکه تعداد دعاهایی که خدا باید به آنها رسیدگی کند، خیلی زیاد است.
narges
هر کاری کردند، تسلیم نشوید. آنها نمی‌توانند در مقابل وسوسه‌های شیطان مقاومت کنند.
Book
خانم شرلی خیلی تودار بود... خیلی تودار!
Book
مردها به‌جز مشکل درست کردن، کار دیگری بلد نیستند و بین همهٔ اتفاق‌های نامطمئن زندگی، ازدواج‌کردن از همه نامطمئن‌تر است.
✩𝑽𝒊𝒐𝒍𝒆𝒕✩
ـ هیچ‌کس برای خیال‌بافی کردن پیر نیست. خیالات هم هرگز پیر نمی‌شوند.
محمد
آگاه‌بودن یک جور آماده‌شدن است.
ema
ولی گیلبرت! هرگز اجازه نده زیادی بزرگ و عاقل شوی... آن‌قدر بزرگ که دیگر عقلت اجازه ندهد قدم به سرزمین افسانه‌ای بگذاری.
ashi
دوستت دارم، چون گیلبرت هستی!
کاربر ۸۶۸۷۰۲۸
اصلاً دوست ندارم کتابی را که عاشقشم، امانت بدهم... چون به نظر می‌آید هیچ‌وقت مثل اولش برنمی‌گردد...
کاربر ۲۷۴۴۳۵۳
همان‌طور که هیچ شعله‌ای به‌طرف پایین نمی‌سوزد، هیچ انسانی هم بدون مشکل زندگی نمی‌کند.
mk12
من از آدم‌های خرافاتی خوشم می‌آید. آنها زندگی را از یکنواختی درمی‌آورند. به نظرتو اگر همه عاقل، منطقی و خوب بودند، دنیا کسل‌کننده نمی‌شد؟
narges
همان‌طور که هیچ شعله‌ای به‌طرف پایین نمی‌سوزد، هیچ انسانی هم بدون مشکل زندگی نمی‌کند.
narges
خصومت پرینگل‌های بزرگ‌سال، مثل مهی که پرتوی خورشید بر آن تابیده باشد، ناپدید شد.
Book
همه مژدهٔ آمدن بهار را می‌دهند... جویبار کوچک و پرنشاط، مه آبی‌رنگ روی شاه توفان، افراهای بیشه‌زار که برای خواندن نامه‌هایت به میانشان می‌روم، درختان گیلاس سفیدپوش حاشیهٔ جادهٔ اسپوک، سینه‌سرخ‌های براق و جسوری که در حیاط پشتی سربه‌سر داستی میلر می‌گذارند، پیچک سبزرنگ و آویخته بر فراز نیم‌دری که الیزابت برای گرفتن شیرش به آنجا می‌آید، کاج‌هایی که با منگوله‌های نورسته‌شان اطراف قبرستان قدیمی سرک می‌کشند... حتی خود قبرستان قدیمی که تمام بوته‌های کنار قبرهایش گل داده‌اند و سبز شده‌اند، گویی فریاد می‌زنند که حتی اینجا هم زندگی بر مرگ، غلبه می‌کند.
کاربر ۷۵۴۲۱۲۶
آنی سوار درشکه شد، ولی هنوز زیاد از ویندی پاپلرز دور نشده بود که آخرین پیغام به دستش رسید.
بانو کُردلیا در وندی پاپلرز