
کتاب داستان های شرقی
داستانهای کوتاه
انتشارات:
روشنگران و مطالعات زنان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Azadehana
۳
من بهزودی خواهم مرد. از سرنوشتی که با گلها، حشرهها و ستارگان در آن شریکم، گلهمند نیستم. درجهانی که همهچیز بهسان رویایی گذراست، انسان دوست دارد جاودانی باشد. از اینکه اشیاء و موجودات و قلبها فناپذیرند، گلهندارم، چراکه همین بدبختی، بخشی از زیباییشان را میسازد.
bec san
۱
من بهزودی خواهم مرد. از سرنوشتی که با گلها، حشرهها و ستارگان در آن شریکم، گلهمند نیستم. درجهانی که همهچیز بهسان رویایی گذراست، انسان دوست دارد جاودانی باشد. از اینکه اشیاء و موجودات و قلبها فناپذیرند، گلهندارم، چراکه همین بدبختی، بخشی از زیباییشان را میسازد
Azadehana
۰
سعی میکردند که سایهشان روی دیوار ناتمام نیفتد چراکه احتمال داشت اتفاقاً، این دنباله سیاهرنگ وجود انسان که ممکن بود روح او باشد، در میان بنای در دست ساختمان بماند، و کسی که سایهاش اینگونه محبوس میشد، همچون شخصی تیرهبخت از غم عشق میمرد.
Azadehana
۰
و زنها که در برابر بدبختی و پیری مصونیت یافتهاند، دیگر به عنوان زن وجود ندارند. اکنون تنها در افسانههای سرزمینهای نیمهوحشی است که هنوز میتوان به این موجودات سرشار از شیر و اشک برخورد که آدمی از اینکه فرزندشان باشد احساس غرور میکند...
Azadehana
۰
حکیم گفت: «ما همه ناقصیم. همه پارهپاره شده و اجزای کلّیم، سایهها و اشباحی ناپایداریم. همه گمان کردهایم که از پس مصائب قرنها گریسته و شادی کردهایم.»
Azadehana
۰
هوس، خود پوچی هوس را به تو آموخته است؛ اکنون پشیمانی، بیهودگی دریغ خوردن را به تو میآموزد.
bec san
۰
او از جهان واقعیتها خارج شده و به جهان اوهام پا نهاده است، و به گمان من شاید پنهانترین حقایق در چشم عوام بهصورت وهم جلوهگر میشود.
bec san
۰
او از جهان واقعیتها خارج شده و به جهان اوهام پا نهاده است، و به گمان من شاید پنهانترین حقایق در چشم عوام بهصورت وهم جلوهگر میشود.