جملات زیبای کتاب کارناوال وحشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب کارناوال وحشتsubscriptionAvailable

کتاب کارناوال وحشت

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۵۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
الناز دادخواه
انتشارات: 
نشر موج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
الکسا
۱۹
این دلقک‌ها نیستن که ترسناکن، این‌که ما هیچ چیزی در مورد ذات آدمایی که این‌جا باهاشون گیر افتادیم نمی‌دونیم ترسناکه!»
الکسا
۱۳
«چه هدفی؟ زندگی همینه. بمون و لذت ببر، بمیر و فراموش شو.»
Amirhosein
۹
آدم وقتی تو شرایط سخت قرار می‌گیره تازه می‌فهمه چیزایی که قبلا براش مهم بود چقدر می‌تونه بی‌اهمیت به‌نظر برسه.
الکسا
۷
زندگی بعد از مرگ؟ می‌خوای نظر منو بدونی؟ همه‌اش ساخته و پرداختهٔ ذهن گذشتگان و افرادیه که نمی‌تونستن ناامیدی و وحشت از مرگ رو تحمل کنن! برای همین دنیایی ساختن و شروع به داستان‌سرایی درمورد زندگی پس از مرگ کردن. مرگ آخر راهه! قرار نیست بعدش واسه‌مون جایی فرش قرمز پهن کنن برندا!»
فرشته
۷
انسان هیچ‌وقت به داشته‌هاش قانع نیست. همیشه می‌خواد جای دیگران باشه چون از نظرش زندگی دیگران خیلی بهتر از زندگی خودشه. غافل از این‌که نمای زندگی بقیه فقط یه ویترین پرزرق و برقه که پشتش هیچی نیست. مثل یه جعبهٔ کادویی لوکس و خوش‌آب و رنگ که باعث می‌شه هرکسی بهترین حدس‌ها رو درموردش بزنه اما در حقیقت پشت اون ظاهر لوکس و غلط‌انداز چیزی جز پوچی نیست...
ثنا.
۵
من از مرگ نمی‌ترسم. حاضرم بمیرم تا تو نجات پیدا کنی.» «چه آدمی می‌تونه این حرفو بزنه؟» لبخندی به پهنای صورت زد و گفت: «یه عاشق.»
Hasti.765
۴
انسان‌هایی مثل ما هرگز قدر داشته‌هاشون رو نمی‌دونن، هرگز نمی‌دونیم چه چیزاهایی داریم تا این‌که از دست‌شون می‌دیم، اون‌موقع می‌فهمیم چه چیزهایی رو از دست دادیم... چیزهایی که حالا تبدیل به حسرت شده بودن.
کاربر ‹میـــرانا›
۳
کاش می‌شد فکر نکرد، کاش می‌شد برای چند ساعت هم که شده مغز رو خاموش کرد! کاش صدای ذهنم خفه می‌شد!
کاربر ‹میـــرانا›
۲
انسان هیچ‌وقت به داشته‌هاش قانع نیست.
کاربر ‹میـــرانا›
۲
گاهی آدم به جایی می‌رسه که می‌بینه عمرش رو صرف چیزای پوچی کرده. به جایی می‌رسه که می‌گه اگه می‌تونستم برگردم به اون زمان از وقتم استفاده‌های بهتری می‌کردم.
کاربر ‹میـــرانا›
۲
زمان هرگز به عقب برنمی‌گشت... و این تلخ‌ترین حقیقتی بود که تا به حال باهاش مواجه شده بودم.
کاربر ‹میـــرانا›
۲
وقتی موریانه به پیکرهٔ یه مجسمهٔ چوبی بزنه، هرچقدر اون مجسمه بزرگ باشه اما بازم آسیب‌پذیر شده و هر لحظه ممکنه فرو بریزه...
Hasti.765
۲
در واقع این دلقک‌ها نیستن که ترسناکن، این‌که ما هیچ چیزی در مورد ذات آدمایی که این‌جا باهاشون گیر افتادیم نمی‌دونیم ترسناکه!»
ثنا.
۲
کی می‌دونست زیر پوسته آدما چی می‌گذره؟ کی می‌دونست تو اعماق ذهن‌شون چه نیازها و افکاری رو دفن کردن؟ آدمایی که وسط روز تو جلسات حرف از حقوق بشر می‌زدن چقدر راحت پشت این پردهٔ تاریک در مورد مرگ و زندگی دیگران تصمیم می‌گرفتن...
ثنا.
۲
«این‌جا قانون جنگله برندا!... بکش تا کشته نشی.
ثنا.
۲
«هرکسی حق انتخاب داره»
SAFA
۱
«امروزه دیگه کی وفاداره؟»
میم الف
۱
ترس از گرسنگی از خود گرسنگی بدتر بود.
کاربر ‹میـــرانا›
۱
«آدما یه مشت تنوع‌طلب مزخرفن!»
کاربر ‹میـــرانا›
۱
ناامید که بشیم یعنی مرگ رو پذیرفتیم.
کاربر ‹میـــرانا›
۱
«آدما بعضی وقتا می‌تونن بد بشن. زندگی منصفانه نیست.»
کاربر ‹میـــرانا›
۱
انسان‌هایی مثل ما هرگز قدر داشته‌هاشون رو نمی‌دونن، هرگز نمی‌دونیم چه چیزاهایی داریم تا این‌که از دست‌شون می‌دیم، اون‌موقع می‌فهمیم چه چیزهایی رو از دست دادیم... چیزهایی که حالا تبدیل به حسرت شده بودن.
k.hashemzade
۱
آدم وقتی تو شرایط سخت قرار می‌گیره تازه می‌فهمه چیزایی که قبلا براش مهم بود چقدر می‌تونه بی‌اهمیت به‌نظر برسه.
k.hashemzade
۱
آدم وقتی تو شرایط سخت قرار می‌گیره تازه می‌فهمه چیزایی که قبلا براش مهم بود چقدر می‌تونه بی‌اهمیت به‌نظر برسه. قبلا شاید چندین ساعت به‌خاطر حالت دادن به موهام جلوی آینه می‌موندم و حاضر نبودم بدون این‌که موهام حالت دلخواه بگیره از خونه بیرون برم اما الان کم اهمیت‌ترین چیز برام ظاهرم بود یا این‌که دیگران در موردم چه فکری می‌کنن! گاهی آدم به جایی می‌رسه که می‌بینه عمرش رو صرف چیزای پوچی کرده. به جایی می‌رسه که می‌گه اگه می‌تونستم برگردم به اون زمان از وقتم استفاده‌های بهتری می‌کردم.
Hasti.765
۱
همهٔ اونا حسرت زندگی منو داشتن و من حسرت زندگی اونا! لبخند تلخی روی صورتم نشست، انسان هیچ‌وقت به داشته‌هاش قانع نیست. همیشه می‌خواد جای دیگران باشه چون از نظرش زندگی دیگران خیلی بهتر از زندگی خودشه. غافل از این‌که نمای زندگی بقیه فقط یه ویترین پرزرق و برقه که پشتش هیچی نیست. مثل یه جعبهٔ کادویی لوکس و خوش‌آب و رنگ که باعث می‌شه هرکسی بهترین حدس‌ها رو درموردش بزنه اما در حقیقت پشت اون ظاهر لوکس و غلط‌انداز چیزی جز پوچی نیست... ظاهر زندگیم شاید فریبنده بود، اما از درون هیچ‌چی نداشتم... هیچ‌چی!
nothing
۱
من هیچی این‌جا نداشتم و بین همهٔ نداشته‌هام، بین این طوفان فقط یک چیز برای وصل شدن و گم نشدن پیدا کرده بودم
nothing
۱
خیلی کارها بود که دوست داشتم تا قبل از مرگ انجام بدم. تجربهٔ عشق یکی از اون چیزها بود. مطمئناً اگه بدون درک و لمس عشق از این دنیا می‌رفتم بخش بزرگی از زندگیم خالی می‌موند.
کاربر ۵۲۲۳۵۳۱
۱
مادرم می‌گفت باید یاد بگیری صبور باشی. می‌گفت زندگی خیلی پستی بلندی داره. درد داره، سختی داره! می‌گفت اگه زود آه و ناله و گله شکایت کنی زود کم میاری و هیچ‌وقت به تهش نمی‌رسی. می‌گفت باید یاد بگیری صبور باشی. می‌گفت ترس نقطه ضعفت می‌شه و همه یاد می‌گیرن چطور باید تورو بترسونن پس نذار هیچ‌وقت کسی بفهمه از چیزی ترسیدی.»
kim jin ho
۱
انسان‌هایی مثل ما هرگز قدر داشته‌هاشون رو نمی‌دونن، هرگز نمی‌دونیم چه چیزاهایی داریم تا این‌که از دست‌شون می‌دیم، اون‌موقع می‌فهمیم چه چیزهایی رو از دست دادیم... چیزهایی که حالا تبدیل به حسرت شده بودن.
marzie
۱
زندگی همینه. بمون و لذت ببر، بمیر و فراموش شو.»